یه چیزی بگم‌بخندین از دست پدر و پسر غش کردم من 🤦‍♀️😂
سپهر عادت داره هر اتفاقی بیرون میوفته میاد تعریف میکنه عصری بردمش محوطه ساختمان بازی کنه یه اتفاقی افتاد حالا پایین میگم خلاصه اومدیم خونه من رفتم آشپزخونه شام آماده کنم دیدم پدرو پسر دارن بازی‌ میکنن تو اتاق سرگرم کارام بودم میدیدم شوهرم میره میاد دائم دستای خودشو سپهرو میشوره سه بار دیدم اینکارو کرد یه دفعه شوهرم کلافه گفت این بچه دستشو زده به پی پیش ؟ گفتم‌نه صبح پی پی کرد شستمش دستم نزده بدش میاد اصلا به پی پیش دست نمیزنه خلاصه گفتم چیه مگه ؟شوهرم گفت مخم خورده هی انگشت شصتش رو نشونم میده میگه ای وای گوهی نیست؟🤦‍♀️ از سپهر میپرسم مامان دستش چی شده اومده انگشت شصتشو نشونم میده میگه دیدی مامان گوهی نیست هاره هاره ای وای اوف شده من بگی ترکیدم از خنده بچه ام رفته بودیم حیاط میخواست گل بچینه رفته بود سمت یه بوته فکر کرده بود گله دست زد بهش خار رفت تو شصتش ی کم خون اومد من بهش گفتم مامان این گل نیست خاره خاره نگو از صبح تاحالا اینو داشته به باباش میگفته اونم فکر کرده دستش گوهی هست سه بار دست خودشو بچه رو شسته🤦‍♀️ 😂😂
انومالی مولفیکس مای بی بی گهواره بچه زایمان سونو دوقلو دکتر بهداشت قد وزن دورسر کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک شیرخشک پوشک انومالی مولفیکس مای بی

تصویر
۸ پاسخ

گفت بچه گفته خاره
باباش چرا فکر کرده گوه؟
متوجه نشدم

وقتی کاملا درست یاد گرفتن حرف بزنن ادم دلش برا اینجوری حرف زدنشون تنگ میشه

خیلی با حال بود
بچها بعضی کلمات رو یه جور میگن کلی آدم میخنده
دختر من خداروشکر حرف زدنش خوبه بعضی کلمات رو اشتباه میگه میخندیم باز عصبانیم میشه میگه نخند
مثلا یه تکون میگه کونه😂😂
تصادف میگه تصادس
خاموش رو میگه خاخوش

🤣🤣🤣🤣

🤣🤣🤣🤣🤣
چه بامزه تعریف کرده 😂

خخخخ دمش گرم چقد به شوهرت خندیدم واااااای🤣🤣🤣

این که عکسش گذاشتی چیه؟

ای خدا از دست این وروجک ها خیلی بامزه حرف میزنن

سوال های مرتبط

مامان زندگی🌱 مامان زندگی🌱 ۲ سالگی
مامان زندگی🌱 مامان زندگی🌱 ۲ سالگی
دوستان بنطرم ی کم عذاب وجدان گرفتم بگید رفتارم بد بود چطور باید رفتار میکردم پسرمو بردم پارک یه پسر بچه تقریبا ۴ ساله جلو پله ها رو گرفته بود اجازه نمی‌داد پسرم بره بالا سرسره بازی کنه بهش گفتم خاله برو کنار نی نی رد بشه هیچی نگفت تکون نخورد پاهاشو دراز کرد که می‌خواست پسرمو هول بده یا با پاش بزنه به قفسه سینه پسرم که یعنی از پله ها برو پایین یهو پسرم گفت نی نی نههه نکن برو کنار برم تاب سرسره باز پسره تکون نخورد هیچی نگفت من به سپهر گفتم تو از پله ها برو بالا نی نی هم میره کنار خلاصه با اخم به پسره نگاه کردم گفتم برو کنار دست پسرمو گرفتم از پله ها ردش کردم بعد دیدم پسره رفته دم سرسره وایساده اجازه نمیده پسرم سوار بشه به سپهر گفتم مامان بیا سرسره کنارش سوار شو یهو تا سپهر اومد سوار سرسره کناری بشه پسره خودشو انداخت جلو اون سرسره که سپهر نتونه سوار بشه من پایین بودم دیگه سپهرم بالا بهش گفتم برو کنار میخواد سوار بشه زل میزد تو چشام حرف نمیزد تکونم نمی‌خورد منم کفری شدم داد زدم گفتم مگه نمیگم برو کنار عه بچه میخواد بازی کنه برو کنار ببینم اون پسره هم انگار ترسید رفت یه گوشه نشست چطور رفتار میکردم درست تر بود بعدم من کلا یکی بخواد عمدا لج در بیاره عمدا اذیت کنه خیلی بدم میاد 🤦‍♀️🥴
پوشک انومالی مولفیکس مای بی بی گهواره بچه زایمان سونو دوقلو دکتر بهداشت قد وزن دورسر کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک شیرخشک پوشک انومالی مولفیکس مای بی بی