آخی عزیزم خداراشکر بخیر گذشته دلم واسه باباتون هم خیلی سوخت چه کشیده از ترس واسترس
خدارو شکر بخیر گذشت، طفلی بابات.
منم چند روز پیش با مامانم و خواهرم رفتیم بیرون ، مامانمو دخترم جلو تر رفتن، من داشتم ماشین پارک میکردم. با خواهرم پیچیدیم تو کوچه دیدم مامانمو و دنیز کف کوچه هر کدوم یه طرف خورده بودن زمین ، خواهرم پیر شده فقط میخندید ولی من واقعا نگرانشون شدم ، مامانمم که تو اوج درد فقط به خودش ناسزا میگفت به خاطر اینکه باهم خوردن زمین
صدقه بده
وای چه صحنه بدی باز خداروشکر بخیر گذشته
بخیر گذشت چقدر بد
چرا بابات گفت دیگه نمیام ؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.