چند هفته پیش بود اینجا گفتم خوش به حال اونایی که بچه آرومی دارن و شلوغ نمیکنن
امروز خونه پدرشوهرم دختر برادرشوهرم دیدم واقعا به پسرم امیدوار شدم😂
۵سالشه ینی اینقد این پرخاشگری کرد جیغ گریه ... قرمز شد صورتش از شدت گریه
اصلا معلوم نبود چی میخواد
همه داشتن از باباش میترسوندنش
از باباش می‌ترسه انگاری
گفتم بدتر میکنه کم از باباش بترسونین
بردمش اتاق و آرومش کردم
گفت زنمو به بابام نمیگین گریه کردم
گفتم نه عزیزم نمیگیم
بعد گفت برام کارتون کلیپ بزار ببینم با گوشی خودم منظورش بود
یکم کلیپ بچگونه دید آروم شد
جاریم یه دختر ۸ماهه هم داره
پسرم میرفت بوسش کنه بعد یهو یه سیلی هم به صورت بچه میزد😐
اینقد ترسیده بودم به همسرم گفتم پاشو بریم خونه
دیوونه شده بودم هم از دست جیغ و گریه های دختر بزرگ جاریم
هم از دست پسرم که یهو مهربون میشد بوس میکرد دخترعمو کوچیکش هم یهو سیلی میزد

گفتم یکم بگذره باید بریم تیمارستان 🥴😫

۳ پاسخ

بچه من جلو بقیه آروم جوری که میگن بازم بچه بیار تو که راحت انگار من هیچ زحمتی ندارم .تو خونه انقد جیغغغغغ و گریه و بهونه گیری و نق مبزنه که نگوووووو

وااای من جرعت ندارم پسرمو ببرم پارک چون اصلا ب حرف من گوش نمیکنه فقط کار خودشو میکنه

وااااااای دختر من همش مثل چسب چسبیده بهم،یکسره هم نق نق ‌...

سوال های مرتبط

مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 ۲ سالگی
پسرای شما میپرن رو سرکولتون ؟
یا فقط پسر من اینطور ؟

بچه های مردم میبینم ینی کیف میکنم اینقد آروم...

ناشکری نمیکنم ولی پسرم واقعا اذیت کن شده یا یهو میاد یه سیلی میزنه به من یا باباش یا بابام اینا
بعضی وقتا مثل روزایی که پریود هستم خیلی پرخاشگر میشم اصلا اعصاب درست ندارم

پسرم نوزادی فوق العاده آروم بود حتی همسایه واحد بغلیمون چندبار گفت ماشاءالله چه آروم صداش درنمیاد
فقط رفلاکس داشت که اونم اصلا گریه نمیکرد اذیت نمیکرد واقعا ...

همه میگفتن بچمون گریه میکنه شبا یا بی قراری میکنه باید با ماشین ببریم دور دور تا آروم شه بخوابه
از وقتی راه افتاد پسرم شیطون شد ماشاءالله
الانم که نگم ...😄 به همه چی کنجکاوی میکنه وسایل آشپزخونه و اینقد امده سمت سینک آب باز کرده آب خورده به کابینت سینک
کابینت باد کرده کلا 😐

همسرم میگه کاریش نداشته باش بچه اس
ولی من دست خودم نیست بعضی وقتا کم میارم
الانم که ۲هفته اس مامانم تهران نیس
بدتر شدم
باز یه وقتا میذاشتم خونه بابام اینا
مامانم نگه می‌داشت پسرمو بهش میرسید... منم خونه خودمون به کارام میرسیدم...

چکار کنم شما از تجربه هاتون بگین؟

بابام میگه بچه تنهاس اینطور می‌کنه
گفتم چکار کنیم تو این وضعیت نمیتونیم که به فکر همبازی براش باشیم معلوم نیس چی میخواد بشه🥹
مامان اوین مامان اوین ۳ سالگی
مامانا اینقد اعصابم بهم ریخته که حساب نداره من پسرم ۵ سالشه به هرزبونی بگی بهش نقاط خصوصی بدن وگفتم اما خیلی مظلوم و اصلا نمیتونه از،خودش دفاع کنه جثش هم ریزه اولین دفعه که متوجه شدم که پسر خواهر شوهرم ۵یا۶ یال ازش بزرگتره دستمالی کرده با اون دعوا کردم با زبون خوش هم به پسرم گفتم اجازه،نده دیگه تا حدودی کمتر شد اگرم جایی احساس می‌کردم بارم بهش گوش زد میکردم که خصوصیه تا امروز که رفتیم خونه یکی از آشنا اینا تو اتاق بازی میکردن داداشمم با پسرم بود اون ۷ سالشه حس کردم یکم غیرنرمال به پسرم گفتم بیا کنار خودم بشین که میخوایم بریم بعد اومدیم تو ماشین با زبون خوش ازش تنهایی پرسیدم گفت هیچی دختره گلوم پ فشار می‌داده نمیزاشته بیام بیرون خصوصی رو هم دست میزده بعد من بهش گفتم من باتو دوستم هرمشکلی داره بهم بگو چرا ازخودت دفاع نمیکنی گفت یعنی چی گفتم یعنی احازه،نده کسی،بزنه اگرم بزرگتر بود نتونستی از مامان و باباکمک بگیر اینقدر عصبانی شدم یکم خوراکی گرفتم رفتم در خونه طرف دختر گفتم بیا خوراکی خریدم بعد بهش گفتم من با پسرم دوستم نبینم دوباره از این غلطا کردی همه راه و امتحان کرده بودم گفتم شاید اینجوری پسرم اعتماد کنه اینقدر اعصابم بهم ریخته که حد و حساب نداره چیکار کنم یه پسر نباید اینجوری باشه آخه شوهرمم اخلاق ورفتار مثل پسرم کم رو خجالتی اصلا من یه چیزی،میگم شما یه جیزی میشنوید
مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۳ سالگی
چه خبرا خوبین ؟
دخترم این موقع خوابیده شبی پدر منو دربیاره
بچه ها ما یه دختر همسایه داریم پنج سالشه
میاد خونه ما با کل وسایل دختر من بازی می‌کنه ولی هیچ کدوم از وسایلش رو دست دختر من نمیده همیشه کارش همینه دفعه پیش اومده بود خونه ما قشنگ یک ساعت بازی کرد موقع رفتنش دخترم خیلی گریه کرد باهاش بره مجبور شدم بفرستم باهاش بره بعد پنج دقیقه خودم دم در بودم دخترمو از خونه انداخت بیرون درم بست
چند روز پیشم بازم یه لحظه دخترم رفت پیشش دیدم جیغش در اومده خیلی گریه کرد بعد که آروم شد گفت منو زده
باز امروز مامانش زنگ دخترم بیادخونتون اومد یه دوساعتی بازی کرد
ولی خودش اصلا اسباب بازی هاشو دست دختر من نمی‌ده به هیج وجه من سر همین موضوع قطع رابطه کردم با مامانش چون مامانش میگه بچه باید هنر نه گفتن بلد باشه
اون موقع که دختر من یک سالش بود یه سه چرخه داشت چند بار دختر من دست زد بهش دخترش جیغ میزد که دست نزن به سه چرخه ام من دخترمو با کالسکه برده بودم تو کوچه دخترش داشت با کالسکه دختر من بازی میکرد دختر منم سوار سه چرخه اش شد تا دید دختر من سوار شده سریع جیغ داد که پیاده شو من هر کاری میکردم دخترم نمیومد پایین مامانشم اصلا نگفت که مامان نی نیه تو هم داری با کالسکه اون بازی خدا شاهده یک کلمه از دهن این زن در نیومدکه بگه بزار یه ذره بازی کنه منم زوری بچمو پیاده کردم آوردمش خونه دیدم دخترش زودتر از ما در حیاط وایستاده که بیاد خونمون 🤦
منم بهش گفتم برو خونتون تو بی ادبی دختر من با تو بازی نمیکنه مامانش تا مدت ها قهر بود که بچمو تو خونه راه نداده
به جاریمم گفته من نمی تونستم به بچم چیزی بگم اعتماد به نفسش میموده پایین
باز دوباره امروز خیلی شیک بچشو فرستاده خونه ما
مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۲ سالگی
باورم نمیشه بچم از الان میگه اینجا نمیام اونجا نمیام
میگم لباس بپوش بریم بیروووون میگه نمیام ، میگم بریم فلان جا ، جاهایی که خیلی دوست داره میگه نمیام گریه میکنه کلی وقت نمیزاره لباس بپوشم ،
مثلا قرار بود بریم خونه مادربزرگم همه خاله هام اینا دور هم جمع بودن ، خیلی دوست داشتم برم ، هرکاری کردم نپوشید نیومد ، جیغ و گریه فقط ، حتی گفتم ببین اونجا بچه ها هستن بازی میکنین باهم ، اسم دوستاشو که دفعه پیش بازی کرده بودن گفتم براش ، گفت نه ، گفتم پس اینجا تنها بشین اونجا همه دارن بازی میکننا ، تنها باید بشینی اینجا گفت نمیام ، دیگه گفتم بشین تا من کارامو بکنم پس ، گریه کرد کلیییییی وقت منم محلش ندادم گفتم میخواستی بیای بریم الان به جا گریه بازی میکردی ، دیگه کارامو کردم اومدم بغلش کردم باز میگفت دلم نمیخواد برم
گفتم کجا دوست داری بری مامان دلت میخواد ببرمت پارک گفت نه نمیخوام 😭
چرا نمیخواد از خونه در بره اصن

فرزندپروری مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب ترک پوشک کامل بچه شیرخشک مادروفرزند مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب ترک پوشک کامل بچه شیرخشک مادروفرزند مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب