مامانایی که بچه بزرگ داری بچه های شما هم اینجورین که مثلا مثل پسر من که داره ۱۵ سالش میشه اینقدر منو اذیت میکنه که خدا میدونه
یه دختر تقریبا ۱۲ ساله هم دارم همش سرش تو درس و کتاب باز مگه پسرم میزاره همش سر به سرش میزاده اذیت میکنه پسر کوچیکمو دست و پاشو میکشه به گریه و جیغ میندازه😫 غذاشو از پیشش برمیداره میگه برو آماده شو بریم پارک این طفلک تا میره آماده بشه میاد میبینه این رفته نیست دوباره جیغ و داد کلاس هشتم تجدیدی هم آورده همه تو مدرسه شاکی ازش . مامانم تو دوره بلوغه چیزی نگو دیوونم کرده . یه بار تو یه بیابونی به باباش گفت ماشین بده دستم شوهرم داد حالا همش ماشینو از در حیاط برمیداره میبره آخر کوچه به قول خودش سر و ته میکنه شوهرم یه بار دعواش کرد انگار نه انگار دوباره تکرار کرد حالا هم با موتور دوستش اومده باهاش دعوا کردم میگم میبرمت پیش روانپزشک ورداشته میگه به شرط اینکه اول خودت و دخترت برین😐 موندم از دست این بشر چیکار کنم
بیاین بگین بچه های شما هم اینجورین که یکم آروم بشم تپش قلبم بیاد پایبن😁

تصویر
۲۰ پاسخ

حال بهم زن تر از پسر در دوران بلوغ نداریم
بفرستید کلاسی چیزی یذره هم کمتر جلو چشمت باشه هم انرژیش خالی شه

زیاد خودتو اذیت نکن بخاطر سنشه
بفرستش کار یکم کمتر رو اعصابت باشه
خیلی مراقب باش برای ماشین و موتور خدای نکرده اتفاقی نیفته

خوبه امیدوارشدم

بفرستش کلاسای ورزشی یا سرکار
الان دیگه سنی هست که باید وارد بازار کار یا کارای فنی بشه پول بهش زیر ندین ک به فکر کار باشه
به باباش بگین باهاش صحبت کنه
از شما حساب نمیبره تو این سن

داداش منم ۱۵ سالشه یکم کل کل میکنه با مادرم و یک سری رفتارای آزار دهنده داره

وااااای بحران نوجوانی و بلوغه
بعدش خوب میشه
مال هورمون‌اشه

خواهرم چهارتا بچه داره پسر بزرگش متولد نود دوتای وسطیش دوقلوان دخترو پسر متولد ۹۴ آخریش پسر متولد ۹۶.این بزرگه انقدر اینارو اذیت می‌کنه یکسره جیغ و دادشون ب راهه.ابجیم میگه انگار از اونای دیگه بچه تر و نفهم تره.وقتی می‌ره بیرون بچه های دیگش آرومن ابجیم ی نفس راحت می‌کشه تا میاد خونه باز همون اش و همون کاسه😂ابجیم طفلک یکسره مگس کش دسته😂🤦🏻ابجیم خودشم می‌دونه کارش اشتباهه نباید بزنه ولی میگه جور دیگه ساکت نمیشن.اینم پسرش نه سرکار می‌ره نه درست درس میخونه یکسره با پسر عمه هاش ک همسن همن‌ میرن دوچرخه بازی و بیرون

بفرسش کلاس باشگاه سرکار
بیشتر باهاش رفیق باش یا کاری چیزی بده دسش بگو مامان منتطرم فلان کارو برام انجام بدی فقط تومیتونی. نذار ابجیشو اذیت کمه بگو شوهرت ک ازش حساب میبره بهش بگه

ببرش پیش مشاور حتما ...الان اون تخلیه هیجانات و ...

بله عزیزم پسر منم دقیقا همینطوری حرف منو زدی ماشین همین طوری باباش دعوا می‌کنه باز می‌ره از پارکینگ در میاره باز دعوا هر روز فکرم شده فقط اون موتور میخواد ما هم نمیخریم
خودش اذیت فقط فکر می‌کنه استرس داره پرخاشگری می‌کنه ناراحت میشه زود عصبانی میشه منم می‌خوام ببرم ولی نمیاد چی کار کنم میگم بریم روانشناس نمیاد

عزیزم ببخشید تایپ قبلمو پاک کردم دوباره می‌ذارم من پسر خواهرم خیلی لجبازه و مدام میگه من موتور می‌خوام و از اینجور حرفا بعد من با خواهرم رفتیم پیش یک روانشناسی و خواهرم ازشون کمک خواست و گفت این کارای بچه طبیعیه و می‌خواد من بودن و اقتدار خودشو ثابت کنه و هم خودشون اذیت میشن و هم پدر مادر رو خیلی اذیت می‌کنن تو این سن فقط می‌گفت مادر باید اوج مهربانی

بنظرم بفرستینش سرکار،انگار یکم زیاده‌خواه شده،البته اقتضای سنشم هستا،ولی باشگاهو سرکار میتونه یکم انرژیشو تخلیه کنه

اقتضای سنی شه گلم رد شه خوب میشه
ولی اگه سرکار بره بهتره

آره همینطوره فک میکنن حرف فقط حرف خودشونه
توی درس خواندن دیوونم کرده
کلی هزینه میکنیم ولی انگار خیاره
چه با زبون خوش چه با عصبانیت حرف میزنم
قبول نمیکنه
دوران بدیه خدا کنه درست بشن
من اصلا بچه سرکش دوست نداشتم

بچه های امروز اکثرا اینطوری شدن.. بیشترش هم بخاطر دوستاشون و فضای مجازیه

ببرش مشاوره

خواهر درد منو گفتی
خدابهمون صبربده
بخدا اگرمیدونستم اینجوری میشه بچه نمیوردم

پسر من ۱۴ ساله شه از دستش روانی شدم اصلا دلم میخاد برم جایی بچه نباشه😑😑

اینجوریش رو ندیده بودم خدا بهت صبر بده

* مامانم میگه *

سوال های مرتبط

مامان فسقل مامان فسقل ۲ سالگی
من از دست این بچه چیکار کنم بخدا خسته شدم دیگه😭😭😭
زدن یاد گرفته همه رو میزنه روانیم کرده دیگه به هرکی میرسه دو کلمه باهاش مهربون حرف بزنن بهشون فوش میده یا میزنتشون ،باباشم خیلیییی سر به سرش میزاره خیلی اذیت میکنه همههه ی اطرافیانمون اذیتش میکنن یچیزی میگه سریع جوابشو میدن سر به سرش میزارن خیلی عصبی شده نمیدونم چیکار کنم باهاش هرچقدر به همه میگم این رفتارا بچه رو بیشتر عصبی میکنی گوش نمیدن 💔
یه دختر عمو ۱ ساله داره داخل یه حیاط زندگی میکنیم هروقت اراد بره اونجا ،جاریم میبینتم میگه اراد اومده خونمون زینب رو زده ،جلوی همه هم! خب میگم زن حسابی پس تو اونجا چیییی ؟ چرا میزارییی؟ خوبه خودش بزور اراد رو میکشه داخل بیا با زینب بازی کن من کارامو بکنم اراد نمیره میگه دختر منو دوست نداره اصلا پیشش نمیاد زینب دوست داره باهاش بازی کنه ولی اراد نمیاد بعدم که پسرم میره میشینه اینجوری میگه به من
الان اراد رفت بیرون ۱۰ دقیقه نشد رفتم دنبالش خونه مادر شوهرم اینا مهمونم داشتن همین که نشستم اراد اومد پیشم بعدش دختر عموش اومد بیاد پیش من اونم حسودیش شد اروم زد تو کمرش هیچچچ صدایی نداشتاااا حتی بچه گریه هم نکرد جاریم جلوی همه بلند داد زد تو چرا بچه منو همش میزنی اون موقع زدی تو سرش بعد تو کمرش همش میزنی دخترمو بیا دختر نرو پیشش منم یلحظه اینقدر عصبی شدم گفتم برو عزیزم برو پیش مامانت یوقت اراد نزنتت پسرمو بغل کردم اوروم خونه اینقدر گریه کرد تا خواب رفت
واقعا چقدر نفهمن اینا چرا نمیدونن با یه بچه دو ساله چجور رفتار کنن از مامان بزرگ بابا بزرگش بگیر تا کوچیک خانواده همش اذیتش میکنن، بچست این بچهههه مصلما که دیوونه میشه با این کارا !
مامان ملکه♥️ مامان ملکه♥️ ۲ سالگی
شما بگین من چکار کنم با این بچه
دوماهه که یکسره داره گریه میکنه و جیغ میزنه و بهونه میگیره به هیچ صراتی مستقیم نیست هیچجوره اروم نمیشه کلا یا میگه قهرم یا میگه عصبانی ام و جیغ میزنه
تمام سعیمون این بوده لوس و بی ادب نشه اما روز به روز فاجعه بار تر میشه انقدر گریه میکنه هر شب ۸تا ۱۱میبرمش پارک که همسایه ها غر نزنن اما باز وقتی میایم مکافات داریم انقدر گریه میکنه و جیغ میزنه
بماند که تو پارک چقدر قشقرق به پا میکنه و بقیه بچه ها هم اذیت میکنه با غر زدن و جیغ زدنش
به منم میگه نباید نزدیکم شی اگه برم نزدیکش شروع میکنه جیغ زدن
برای خونه اوردنش هم هزار تا داستان دارم
خودشو تا خونه میکشه زمین تا بیاد و گریه میکنه میگه نریم
غذا هم که کلااااا لب نمیزنه هر چی خیلی دوست داشته رو میپزم ولی لب نمیزنه
از اون طرف قضیه پوشک داره دیوونم میکنه
هزار تا راه حل رفتم ولی جواب نیست
عین وحشی ها میپره بهم کتکم میزنه دندون میگیره عینکمو پرت میکنه موهامو میکنه
اصلا انگار انسان نیست واقعا😭😭😭
امشب انقدر گریه کرد همسایه ها زنگ زدن😭😭
من دیگه مغزم نمیکشه بدنم نمیکشه قلبم درد میکنه پیر شدم
دلم میخواد بمیرم
فقط ارزوی مرگ میکنم
حتی دلم براش نمیسوزه که بی مادر بزرگ شه
واقعا از توانم خارجه تحمل این بچه
کمکی ندارم که یکساعت بسپرم بهش نفس بکشم
مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 ۲ سالگی
مامان علی مامان علی ۳ سالگی
سلام مامانا اومدم درد و دل کنم امروز پسرم خیلی اذیتم کرد از صبح ک بیدار شد همش گریه کرد هیچ می‌گفت میخام بزنمت محکم چندتا خوابوندم تو صورتم و چشمم منم همش بغلش میکرد میگفتم چی میخوای مامان فقط می‌گفت میخام بزنمت و گیر داده بود الان باید بریم فروشگاه گفتم مامان دست و صورتمو بشورم صبحانه بخوریم میریم می‌گفت نه نمیرفت دسشویی نه یمذاتش من برم اهرم جیش کردن تو شلوارش پشت در دستشویی هم کلی گریه کرد بعد یک ساعت تمام با زور گوشی و تلویزیون ساکت شد بعدم ک بردمش بیرون کلی اذیتم کرد میخواستم خرید کنم همش می‌رفت و من دنبالش آخرم کیلی داد زدم سرش جلوی همه و زدمش زنعموش اومده بود فروشگاه رفته پیش اون میگه میخام پیش اون باشم و نمیومد با زور دیگه باهم اومدیم بعدم خونه دوباره کلی اذیت کرد شلوارش در آورده بود و لخت راه می‌رفت نمسذات بپوشونمش هی جیش میکرد دور خونه با کتم هم نپوشید منم کلی جیغ و داد کردم و گریه کردم نمیدونی. مایر کرد که اینقدر ازش بدم اومده بود ب خدا باورتون نمیشه وقتی زنعموش رو میبینم انکار اون مامانشه از این رو به اون رو میشه ب شوهرم میگم این دعا داره همش میعاد بره خونه اونا پیش اون باشه منو کلی زده و اذیتم کرده منم اعصاب ندارم دیگه زورم میاره جاریم خودش ی بچه داره جیکش در نمیاد ولی این ابرو برا من نداشت تو همسایه ها از بس جیغ و داد کردم و همش داره گریه میکنم از بچگی هم همین بود الآنم همینه ی دستشویی نمیتونم برم