بنظرم واسه یه ساعته شده با همسرت برو بیرون یه شامی چیزی بخورین یا اینکه اصلا قدم بزنین الان بدنتون و روحتون خیلی حساس شده کاملا طبیعیه همه همینن یکم به خودت برس و از این حال در بیا ک بهترین لحظاته استفاده کن نترس و نگران نباش خدایی ک تا اینجا رسوندتت از اینجا به بعد هم هواتو داره عزیزم😊🌸
عزیزم این حالتا برای هممون هس. بهت قول میدم تا یکی دوهفته دیگ خوب میشی البته اگه خودت بخوای
از بقیه بخواه که بهت کمک کنن
وقتی شیردادنش و پوشک عوض کردنش و قطره دادنش دستت بیاد و روتین بشه برات دیگ حالت بهتر میشه
الان چون وارد یه مرحله جدید تو زندگیت شدی برای سخت میگذره اما به زودی عادت میکنی و میبینی اصلا هم سخت نبود و چقدر خوب داری از پسش برمیای
فقط سعی کن یه جا نشینی و نینی میخوابه اگه خودت خواب نبودی بلند شو و کارای دیگتو بکن از شونه کردن موهات گرفته تا کارای خونه . چه خونه ی خودت چه هرجا که هستی
و یادمون نره ما ۹ ماه منتظر بودیم تا به این روزا برسیم تا بچمون بیاد تو بغلمون با ذوق خبر بارداریمونو به بقیه دادیم رفتیم برای مشخص شدن جنسیتش . سیسمونی خریدیم . همه اینا برای رسیدن به این روزا بود . و بدون که خیلیا رویاشون لحظه هاییه که ما توش هستیم. به نینی نگاه کن و خدارو برای داشتنش شکر کن و به خودت بگو من قوی ام و باید از پس همه چی بر بیام . ما قرار مادرای خوشحال و قوی باشیم برای بچه هامون . بهش نگاه کن تند تند نفس میکشه . اون فقط مارو داره . فقط چندماه صبوری کنی اونجایی که بهت نگاه کنه قهقه بزنه دیگ میبینی که همه چی گذشت … از چندروزم میگذره مثل اون ۹ ماه مثل همه چالشایی که تو زندگی گذروندیم . من حالم خیلی خیلی بود بود ماه پیش اما الان باورم نمیشه دخترم داره ۲ ماهه میشه و خونه خودمم و به همه کارام دارم میرسم …. فقط خودت باید بخوای و قوی باشی و بگی من میتونم . با همسرت هم زیاد صحبت کن و هرچیزی که باعث میشه دلت بگیره و بهش بگو و ازش کمک بخواه تا این روزای اول و که برای هممون سخته بگذره .
بهترین کار تنها موندن
که بفهمی هیچی نیست میفتی روال
من مامانم اینجا بود شب ها توی جام تا صبح گریه میکردم واقعا حالم بد بود دخترم کنارم میخوابندم گریه میکردم بعد دیگه تنها شدم پاشدم کاری خونه رو کردم کاری دختر شب بغل شوهرم خواببدم واقعا حالم بهتر شد
آره عزیزم انگار این حس توی همه مادرایی که زایمان میکنن طبیعی..منم دقیقا مثل شمام از آینده میترسم همش فکرای منفی میاد سراغم حوصله هیچی رو ندارماما سعی میکنمسرپا بمونم
تا یه هفته افسردگی داشتم با اونکه همه چی اوکی بود و همه دورم بودن ولی من حالم شاد نبود دپ بودم و هی گریه می کردم الان خوبم برای تو هم میگذره ولی باید خودت بخوای و مثبت اندیش باشی و فضا رو برای خودت به نفع خودت کنی
اررره منم ترس دارم ـ.. مامانم دوروز دگ میره و من میمونم و بچه🥲خیلی سخته حس مکنم
سزارین بودین؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.