۶ پاسخ

باهات موافقم 👍

متاسفانه من دوربرم خیلی بچه کوچیک اوایل منم حق دخالت نمیدادم میگفتم تصمیم با خودش ولی بچه طرف مقابل ریسه میرفت از گریه
یکبار که رفتیم خونه اون شخص همون بلا رو سر بچم آورد و دیدم چقدر من مادر دیدن این صحنه غیرقابل تحمل
الان وسایلی که میدونم بچم دوست داره رو و به کسی نمیده قایم میکنم مابقی رو میارم بازی کنن
یا میرم خونه ی کسی که بچه داره اسباب بازی میبرم
و دیدم بچه طرف اومده با اسباب یازی های دختر من بازی کرده و به دخترم از اسباب بازی های خودشو داده
اینطوری دعوا هم نشده

مرسی که وقت میزاری عزیزم🩷چه خوبه که ما مامانا به هم کمک کنیم تا نسل خوبی تربیت کنیم💞تاحدودی موافقم باحرفات گلم باید به حق مالکیت بچه ها احترام گذاشت و درکنارش گذشت و تعامل رو هم باید یاد داد.من اصلا اجازه نمیدم وارد اتاق بچم بشن ولی یه سری وسایل هم گذاشتم که بچه ها اومدن خونه بیارم که همه باهم بازی کنن مثل لوگو و توپ های استخر توپ که یکی ازش نیست و همه میتونن بازی کنن چون اگه مثلا یکی یا دوتا از توپ هاشو اون بچه برداشت ۴۸ تای دیگه هست و وقتی هم میریم خونه بقیه بچمو نمیبرم اتاق بچه کسی و خود اون بچه میاد بهم میگه اسباب بازی بیارم؟منم میگن هرکدومو دوست داری بیار که باهم بازی کنین حتی میگم به ماماناشون که بزار خودش بیاره هرچی دوست داره.و اما انشاالله بزرگتر که شد پسرم قصد دارم یه سری اسباب بازی بخرم به عنوان اسباب بازی مهمونی بازی که وقتی بچه های دیگه اومدن خونمون باهاش بازی کنن حالا اگه بچم خواست اون اسباب بازی رو به کسی نده خودش یه اسباب بازیاشو بزاره به دلخواهش توی سبد مهمونی بازی.ببخشید اگه طولانی و حوصله سربرشد🥰

ولی این موضوع رو نمیشه رعایت کرد من دور برم بچه ی کوچیک خییلی اونا بیان وسایل دلوبن رو میخوان دلوین هم حاظر نیست هیچ کدوم رو بهشون بده خب من باید دخترم رو راضی کنم یکی رو با انتخاب خودش بده به دوستش یا اینکه من برم خونه ی اونا دخترم وسایل اونا رو میخواد و وسایل خودش رو اون لحظه نمیخواد بخاطری اون وسایل براش تازگی داره

خوب حالا اگه رفتیم مهمونی اسباب بازی یکی دیگه رو سعی کرد به زور و گریه بگیره چیکار کنیم

آره درسته
من دوتا شیر به شیر دارم واقعا این موضوع واسم یه معضل بزرگ شده نمی دونم چیکار کنم
کوچیکی جوریه که اصلا نمیشه حواسش پرت کرد وقتی دست میزاره رو یه چیزی که دست خواهرشه دیگه واویلا میشه

سوال های مرتبط

مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
میخوام بهتون یه نکته جالب بگم و یه نکته بسیاررر ناراحت کننده.
نکته جالب اینکه دوسالگی برای بچه ها عین بلوغ میمونه و خوشحال باشید که دارید این چالشارو میبینین چون داره از نظر شخصیتی زیرساخت و مدل شخصیتی بچتون شکل میگیره و بسیارررر نشونه خوبیه تو بچه ها.
مسئله ناراحت کننده که خود منم به اشتباه انجام دادم اینکه ما با تنبیه بچه ها حالا داد زدن و تنبیه بدنی و.... داریم یه تیکه ازین شخصیت از بین میبریم و جاش تروماهای جبران ناپذیریو برای دوره نوجوونی شکل میدیم.بچه ها موقع دعوا و تنبیه بقدری ازنظر روحی تو فشار و اندوه قرار میگیرن که ممکنه حتی رو چسمشونم تاثیر مستقیم بزاره که تو بعضی بچه ها واضح دیده میشه و ثابت شده بچه هایی که زیاد مورد تنبیه قرار گرفتن و همش در فشار روحی بودن از نظر رشد جسمی ضعیفتر هستن نسبت به بچه های همسن خودشون.
منم یه مامانم عین همه یسری واقعیتهارو نمیتونیم انکار کنیم گاهی ما مامانا خودمون از هرکسی بیشتر باعث اسیب به بچمون میشیم و قبولم نمیکنیم💔
مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
خب نشونه بعدی که خیلیی از ماها درگیریم و خیلیی اذیت میشیم و اکثرا باعث عصبانیت و خشممون میشه.
بیخوابی بچه ها.کم غذا شدن بچه ها(این ربطه به این نداره که چون تز شیر گرفتید بد غذا شده).همکاری نکردن بچه ها تو کارهای عادی که قبلا انجام میدادن.
مثلا مامانی بچشو از پوشک گرفته و بچه تا چندروز پیش خیلیی قشنگ همکاری میکرده ولی الان داره هی خطا میده و دستشویی نمیره.یا مثلا قبلا بازی خاصی دوست داشته و الان اصلا سمتش نمیره یا برعکسش شروع میکنن به انجام بازی که قبلا اصلا علاقه ای بهش نداشته.
تو این دسته رفتارا ما تا یه جایی با بچه همکاری میکنیم که بچه در نهایت انتخابش بشه هدفی که ما داشتیم.
مثلا الان تایم خواب هامین میشه من به هامین میگم خب دیگه بیا بریم اماده بشیم برای خواب و این کار هرشب راحت انجام میداد ولی امشب نمیخواد بخوابه و هی میگه نه بازی کنیم نه میخوام کارتون ببینم نه میخوام اب بازی کنم و بهونه هایی که جدیدا یادگرفته.ما هیچ اجباری تو رفتارمون با بچه نداریم چون این موجود کوچولو بلد نیست با ما سازگار بشه ما بزرگیم و یادگرفتیم سازگاری با اطرافیانو پس ما باید همس اینا بشیم و با قدم اینا راه بریم.