شماهایی ک فقط شیرخشک میدین ازطرف بقیه خیلی قضاوت‌میشین؟

تصویر
۱۹ پاسخ

من تا دوماه شیرم عالی بود شره میکرد جنگ ک شد من ترسیدم یه سینم کامل پرید یکیش موند بچم سیر نشد شیر خشک گرفتیم اوتم به زور بچم گشنه موند دیه همه شدن دایه عزیز تر از مادر ک شیر مادر چیز دیگه ایه و فلان شیر خشک بچه بعدا خیلی مریض میشه من انقدر غصه میخوردم و میخورم ک هممش عذاب وجدان دارم بچمم دیه نمیخوره سینمو فقط وقتی خوابه میدم کمی بخوره خیلی لاغره بچم طفلی سنگ کلیه داره ک باعث تشدید رفلاکسشم شده و شیر نمیخوره لاغره دیه کمکی شروع کردیم بعد باز هممه نیگن از اینه ک شیرت نمیخوره خوب منم میدونم وقتی شیرم میخورد رشدش عالی بود نمیخواد ک هی بگن خیلی بدهههههه کاش یکم درک داشته باشن ک ما مادریم ن دشمن بچمون

خیلییییییییییییییی درحالی که شیرخشک اصلا ب هیچ عنوان راحت نیس
چه بیرون باشی چه خونه چه مهمونی
باید همش اب داغ داشته باشی شیشه شیر تمیز باشه
من بچم تا یک ماهگی شیرمو خورد بعد بنا بشرایط روحیم نتونستم شیر بدم (دارو مصرف میکنم) و این همیشه تو دلم میمونه غصه مینورم هنوزم حسم نسبت ب شیر ندادم کم نشده
هیشکی درک نمیکنه که هیچ کاش هی نگن شیر مادر بهترینه بابا من اسکل نیستم میدونم ولی شراژط روحیم فرصتو ازم گرفت، من باید بخاطر بچم تلاش میکردم تا سرپا باشم بتونم برسم و این عاقلانه ترین راه بود که قبل از شیر مادر دخترم مادر شاد و سرحال میخواست
هر سری اخرین شیر دادنم که یادم میوفته از درون فرو میریزم هررررر بار یه آه میکشم بعد شیشه شیرو پر میکنم خیلی دوست داشتم شیر خودمو هم بخوره این غصه همیشه تو دلم میمونه
ولی هیشکی نمیفهمه منو درک هم کنه بخوام توضیح بدم... هر چی فک میکنن بکنن ب درک منو خدای من میدونیم من چقدر عذاب کشیدم و میکشم 🥲😓😔

گورباباشون

خیلی زیاد خیلی

هرکی میگه چرا شیر خودتو نمیدی میگم نخورد منم از خدا خواسته شیرخشک دادم دیگه زبونشون بسته میشه

نه اصلا
تازه من اوایل ناراحتی میکردم اونا میگفتن چرا ناراحتی ، اشکال نداره فلانی هم شیرخشکی
مثال ادم ۵ ساله تا ۲۵ ساله واسم میزدن که اونا هم شیر خشک خوردن و سالمن و مشکلی ندارن

بدی قضاوت میشی ندی هم قضاوت میشی پس کار خودت کن که میدونی درست امروز مادر شوهرم اومده خونمون مدام میگه شیرت کم بچه سیر نمیشه شوهرم هم از اونوقت هی تکرار می‌کنه آخرش غرزدم که خودم می‌دونم یا تو

دختر اولم شیرخشکی شد به خاطر زردی کلی بقیه قضاوتم کردم 😔😔خیلی عذابم دادن البته خدا هم گذاشت تو کاسشون خواهر شوهرم هی میگفت شیر مادر خوبه من به بچه هام شیر خوذم دادم از این حرفا دو سال بعدش خدا گذاشت تو کاسش یه دختر گیرش اومد شیرخشکی شد سینه خودشو ول کرد دلم خنک شدا

آره داشتم دیوونه میشدم دیگه برام مهم نبود کیه و چی میگه جوابشونو میدادم تا الان که دیگه کمتر میگن

من دخترمو هم شیر خودمو میدم هم شیر خشک نه هیچ قضاوتی هم نشدم

نه ، بگن هم جوری میرینم بهشون دفعه بعدی وجود نداشته باشه

من شدم بعد شوهرم جوابشون داد

اره ولی اصلا برام مهم نیس و میخندم اهمیت نمیدم. چون دیدم بچع هایی ک شیرخشکی بودن سالم بودن و ربطی ب شیر مادر نداره حتی دخترمن ک شیرخشکی بود دیرتر سرما میخوره تا بقیه بچه های فامیل ک شیرمادر خوردن

چه جورممممم انگار از عمد دارم میدم

بله از طرف یه عده

دختر من یه سینه رو میخورد یه سینه رو نمیخورد
بعدم کلا شیر خشکی شد
اون موقعا مادرشوهرم میگفت شیر خشک بده راحت شی و اینا علارقم اینکه من لذت میبردم از شیر دادن بچه ولی خب اون خیلی اذیت میکرد.
چند روز پیش که خونه اشون بودیم،گفت طفلک بچه ام..هرچی کار میکنه باید بده به شیر خشک😂
منم اصلا انگار نه انگار که اون داره حرف میزنه.
کلا اهمیت نمیدم.

من دخترمو دادم کامل
نه قضاوتی هم نشدم

من که هم شیرخودمو میدم هم شیر خشک بازم باید کلی جواب خانواده شوهر پس بدم😒

من پسربزرگمو هرکاری کردم نخوردشیرمو ازپنج ماهگی،خونواده شوهرم هنوزم میگن

سوال های مرتبط