۱۰ پاسخ

عزیزم بچش ۲ سالشه،چیزیم بگه اون خیلی متوجه نمیشه که
به نظرم شما نزار بچت بره سمت بچش،از دست خواهر شوهرتم ناراحت نباش،الکی بینتونو خراب نکن،فقط سعی کن بچه هارو خودت کنترل کنی،فقط حواست بیشتر بهشون باشه همین
منم همین کارو میکنم،همه جا حواسم هست،اگه ببینم بچه ای کاری میکنه که ممکنه به بچم اسیب بزنه سریع با یه رفتار مهربون جلوشو میگیرم یا حواسشونو پرت میکنم
جفتشون بچه ان،الکی واسه خودت دغدغه ذهنی درست نکن

عزیزم تو خودت نریز اگر اون دعوا نمیکنه تو بچشو دعوا کن بزار ناراحت بشه بچه تو کار اشتباهی نمیکنه اون باید بچشو تربیت کنه

من واسه همین میخوام بفرستمش کلاس بوکس هر کی گفت بالاعه چشت ابروعه بزنه دماغو دهنشو یکی کنه

بچه ی نزدیک به هم همینه
بچه من و خواهرمم همینن ،جوری ک رفت و امدمون رو محدود کردیم ،شوهرمم ناراحت میشه اما خب واقعا از کنترل خارجن
من بخاطر شوهرم مداخله میکنم اما درستش اینه بزرگترها دخالت نکنن فقط شرایط رو جوری بچینن ک کمتر زد و خورد بوجود بیاد در واقع قبلش باید جوری بود ک کار ب دعوا نکشه

دفعه ی بعد که اومد همش بمون پیش بچه ها
بگو ببخشید نمیتونم ازتون خوب پذیرایی کنم چون میترسم بچت بچه هامو بزنه

بچشو دعوا کن محکم و قاطع...بذار ازت بترسه و حساب ببره...هرکی هم حرفی زد بگو بچه رو تربیت کنید قبل از اینکه جامعه تربیتش کنه...

عزیزم بچه دوسال و نیمه اصلا درک نداره و کنترلش هم سخته
بنظرم خودت مراقب بچت باش نذار اون اذیتش کنه
حتی اگه نمیتونی مراقب باشی بسپار به شوهرت که مراقب بچت باشه
اگه من بودم این کارو میکردم

اینجور آدما متاسفانه شعور ندارن گلم هر برخوردی هم بکنی خودشون و بچشون رو محق میدونن
من یه همسایه این مدلی دارم هیچ بویی از شعور و شخصیت نبردن اون دوتا بچه داره فوق العاده بی ادب پرخاشگر
دختر من پنج سالشه بچه ساکت و آرومیه جثه ضعیف و لاغری هم داره با زبون خوب از پس طرفش برمیاد اما زور نداره که بتونه کسی رو بزنه ،بچه های این خانوم بارها دختر من و کتک زدن اذیت کردن حتی کلمات و فحش های ناجور دادن چرا چون بچه من همه چیز داره اونا ندارن😑چند بار به مادرشون گفتم ببینین کوچه برای همه اس دختر منم اینجا دوچرخه بازی میکنه لطفا به بچه هات بگو‌ اذیتش نکنن این درست نیست هی با خنده وشوخی از سرش باز کرد چند روز پیش باز دیدم دوتایی ریختن سر دخترم و اذیتش میکنن بخدا مظلمویتش رو دیدم جیگرم آتیش گرفت منم دعواشون کردم که چرا اذیتش میکنین
حالا خانوم طلبکار شده که چرا به بچه های من گفته بالای چشمتون ابرو پیش همه همسایه ها گفته بچه اش(یعنی دختر من) به بچه هام فحش داده خب آخه اگه اذیتش نمیکردن اینم مجبور نمیشد از زبونش استفاده کنه(البته بخاطر اینکارش تنبیه شد ) حالا من واقعا از دست این خانوم عاصی شدم کارش شده یه چادر بندازه سرش از این خونه به اون خونه پشت سر من و بچم حرف مفت بزنه

چ بیشعوره

داداش منم نمیزاره تو دعوای بچه ها، مداخله کنیم. میگه باید همدیگه رو بزنن ، خودشون از پس هم بربیان.
میگه بالاخره اونی ک کتک میخوره هم یادمیگیره کتک بزنه.
مداخله نکنیم چون بزرگتر هم بشن، نمیشه همیشه‌مراقبشون باشیم. این دعواها کارآموزیه.

سوال های مرتبط

مامان سامیار مامان سامیار ۲ سالگی
سلام‌ مامانا…یه سوال دارم لطفا اگه کسی بچش مثل پسر منه یا اطلاعی داره میشه راهنماییم کنه؟؟؟
پسرم چند وقتیه خیلی هیجانی شده مثلا وقتی ک قراره جایی بریم و لباس میپوشیم میفهمه خیلی جیغ و داد میکنه از خوشحالیش و اصلا صبر نداره
یا مثلا وقتی از جایی یا خونه کسی قراره برگردیم هم همین حالت رو داره
یا وقتی پارک رو میبینه هم شروع میکنه به جیغ و صداهای عجیب همراه با یه حالت گریه و خنده ک فقط سریع بره برسه به تاب و سرسره و همه جا رو نگاه مبکنه و هیجانی میشه
یا یه بچه کوچیک میاد پیشش میخواد باهاش بازی کنه انقد ذوق زده و هیجانی میشه موهای بچه رو میکشه جیغ میزنه و هم دوس داره بازی کنه و انکار هم دوس نداره اصلا نمیدونم منظورمو متوجه میشید یا نه،همه ی ابن حالتایی ک گفتم بعد نیم ساعت خوب میشه اون مکان یا شخص براش عادی میشه فقط اولش اینطوریه
یا مثلا مامانمو بیش از اندازه دوست داره وقتی باهاش تصویری حرف میزنه از اینکه نمیتونه بگیرتش انگاری عصبی میشه و منو گاز میگیره و جیغ میزنه و گریه میکنه….نظر خودم اینه ک ببرمش پیش متخصص‌روانشناسی کودک حالا شماهم اگه همچین تجربه ای دارین یا اطلاعی دارین راهنماییم کنین ممنون میشم