۸ پاسخ

عزیزم روانشناسا به این حالت شما میگن ترس از تنهایی همیشه نگرانید ک عزیرانتون ازدست بدید چی میشه و....
به خودت امید بده اینجور ادامه بدی افسرده شدید میشی

سلام عزیزم
من بخاطر یه جریانی حدود ۳ ماه پیش این حال شما رو داشتم
میتونم بگم زندگی خودم از نظر جسمی و روحی به مرز جنون رسید
شب و روز کارم گریه بود
ولی یه جا به خودم اومدم دیدم با افکار خودم این بدبختی و دارم به واقعیت تبدیل میکنم
تو محیط شاد باش و افراد انرژی بالا در ارتباط باش
و حتما ورزش تو روتین زندگیت باشه

الهی که خانواده قشنگت در پناه خدا باشند❤️

منم این حالت دارم اما همیشه ذهنم درگیر نمیشه مثلا ممکنه سر جریانی پیش بیاد حتی زار زار گریه میکنم بعد خوب میشم یعنی وقتی گریه کنم خالی میشم دیگه فکر نمیکنم بعدش‌. نمیدونم حالا مشکل هست یا نه

عزیزم اینا وسواس فکریه،از مشاور کمک بگیرین.

منم همینجوذم فک کنم ی نوع وسواس فکریه من قبلا تصور میکردم توخونه با دخترم تنها باشم سکته چیزی کنم دورازجونم😂دخترم چی میشه

منم دقیقا لنگه شماهستم ودر عذابم کاملا متوجهم چی میگی

من مامانمو ۱۸ سالگی از دست دادم
واسه همین همش میگم نکنه منم سرانجام بچمو نبینم یا مثلا خیلی این فکرا که نکنه دخترم و از دست بدم میاد تو سرم
خدا بچه‌هامونو واسه ما و ماهم برای اونا حفظ کنه❤️

سلام منم همینجورم
اینجا هم با مامانا مطرح کردم نظرشون این بود دکتر برم دارو مصرف کنم راه دیگه ای نداره

سوال های مرتبط