۱۰ پاسخ

کاش زندگی مثل گروه مجردی هامون بود لف میدادیم

کاملا درکت میکنم
فشار زیادی رو مادر هاست ماها حتی اگه بتونیم با هزار تا دردسر یه روز تنها بریم بیرونم همش تو فکر بچه ایم
بعد مادرشدن اصلا نمیشه کامل از همه چی جدا شد و این خیلی سخته

مامان شاه پسر عزیزم خانپاده همراهی و کمک نمیکنن؟؟؟

من الان دارم در آرزوی شما بسر میبرم و برای شما خواهر نازم ارزو میکنم موقعیتی پیش؟بیاد راحت بدون دغدغه بتونی استراحت کنی
من ۲ ماه بود رفتم مشهد خونم اسباب‌کشی داشتم خونم خیلی بزرگ بود تو این چند سال هر چی دیده بودم خریدم تو این سالها ای بخودم فحش دادم حالا تو هوای گرم دنبال خونه بودم مگه پیدا میشد بعد پیدا شد از طبقه سوم به طبقه دوم اسبابکشی اونم چه اسباب‌کشی سخت طولانی دو تا خاور ۶ متری اوردن فقط باربری و پرسنل زحمت کششون ۱۵ تومن از ما صافی گرفتن انعام و ناهارشون بمونه ای خودم رو فحش میدادم😁😉 همش میگفتم ای خدا یعنی میشه تموم بشه برم شهرستان منزل پدرم استراحت تابستون که میشه دخترا مشهد نمیمونن میان شهرستان باغ ویلای پدربزرگشون تا بازگشایی مدارس خلاقه خواهر دیروز عصر رسیدم منزل پدر و گفتم ۱ هفته هیچکس نیاد سراغم 😉😁😉 راست با شوهر و بچه ها و چمدونم میرم اتاق مجردی هام تختم فروختم بخاطر همین تشکر مدام پهنه و دا م لش میکنم یک هفته تمام صبح و غروب فقط استراحت بعد یک دوش میگیرم در میام بیرون بین دوستام و همسایه ها دخترا هم اصلا با من کاری ندارن داداشم میخره مزاره میپزه میشوره برمیداره الهی فداش بشم خدا حفظش کنه خواهرم و مادرمم و شوهرم حواسش به بچه ها هست من کاملا بی مسولیت اما ما انسانها به هیچی طاقت نداریم سرم بادکرده اینقدر استراحت کردم دلم خونم و خونه داری میخاد😁😁😁😉

نمیتونیم بازم بریم یه جا حواسمون هست😞
باید فراموشی بگیریم

فکر نکنم دیگه بشه
تا بزرگتر بشن🥺🫂
من دلم یه خواب راحت میخواد

گاهی این حال پیش میاد اما گذراس

بعد مادر شدن خیلی چیزا عوض میشه اگه میتونی بسپار یه روز دو روز مامانت من خیلی میسپارم و یه استراحتی به مغزم میدم

عزیزم🥲

اینایی که گفتی منم .الان ی چشم گریه کردم بلکه سبک شم ولی واقعا خستم ...دوست ندارم زندگی کنم ی مدت هس خونه کسی نمیرم حتی پدر و مادر ....

منمممممممم

سوال های مرتبط