عزیزم میتونم درکت کنم، چون پسر خودمم همینطور غریبی میکنه با بقیه تازه شیرخشکی هم هست اما باز باید من شیرشو بهش بدم تا بخوره!
توی این سن طبیعیه که کوچولوت بهت وابسته باشه و اصلا تقصیر کسی نیست ، بچه ازآغوش مادر آرامش میگیره...
اما راجب خانواده ی همسرت ، کار برادرشوهرت قشنگ نبوده بانو اما توهم سعی کن انقدر سخت نگیری عزیزدلم
بالاخره فرزندت خواهی، نخواهی جزئی از خانواده شوهرت هم هست... نوه شونه و براشون عزیزه دوست دارن بغلش کنن و بهش محبت کنن
نمیدونم برادرزاده داری یا نه
اما من دارم و عاااشقشونم:) میمیرم براشون و وقتی کنارمن براشون واقعا ذوق دارم، دوس دارم بغلشون کنم، ببوسمشون و باهاشون حرف بزنم یا حتی بازیکنم...برای بقیه هم قطعا همینطوره
سعی کن حداقل در حضور خودت دخترت بیشتر اونارو ببینه .. اینطور هم بیشتر آشنا میشه و غریبی نمیکنه باهاشون ، هم چند تربیتی نمیشه
درثانی آدم خیلی وقتا برات کار واجب پیش میاد و مجبوری جایی بری.. وقتی دخترت با بقیه آشنا باشه و غریبی نکنه میتونی بجای اینکه اذیت بشی و جایی برای پذیرفتن دخترت نداشته باشی، با خیال راحت دخترت رو به خانواده ی خودت یا همسرت بسپری🌹
تازه الان فقط شش ماهشه .. وقتی یکم بزرگتر که میشن ماشاءلله شیطون تر میشن و وسط خستگی هات از خداته که یکی حتی شده نیم ساعت دخترت رو برات نگه داره😅🤭❤️
میفهممت منم گاهی میزارم مامانمو بچمو بخوابونه جز مامانم و خواهرام به کسی نمیدمش به آدمای مورد اعتمادت گاهی بسپرش
مادرت درست میگه .ولی خیالت راحت نیست نزارش حتی اگر بهشون بربخوره.هیجی مهمتر از سلامتی دخترت نیست.منم فک میکنم هیچکس مث م ازش مراقبت نمیکنه و عادیه.ولی بًضی وقتاکار برام پیش میاد یا میخوام جایی برم فک کنمم یبار یادوبارشده.خیالم ازجایی راحت باشه میزارمش اونم در حد یک تا دوساعت اما دیوونه میشم.سخت بگیر نمیشه سخت نگیری چون واقعا سخته ولی باش کناربیا یطوری خودتو آروم کن
کاری به حرف برادر شوهرت نداشته باش،مردا چی بلدن از بچه داری
ولی الان دخترت تو سنی هست که ممکنه دچار اضطراب جدایی بشه و این خیلی طبیعیه، همه چیز رو هم نمیشه برای دیگران توضیح داد
به نظر منم اگه دخترت بتونه مدت کوتاهی کنار یه نفر دیگه (مثلا مادر و مادر شوهرت ) بمونه خیلی خوبه.گاهی کاری پیش میاد و میتونی بچه ات رو بزاری پیششون، نه به خاطر اینکه تو راحت باشی ، بلکه بخاطر راحتی بچه ات .
مثلا هوا گرمه ، سرده ، آلودگیه ، باید بری بیرون از خونه و میتونی بچه رو نبری
واقعا از بعضی کامنتا تعجب میکنم، همین گهواره کلی مطلب داره برید مرحله تکاملی بچه رو بخونید ،۶ ماه به بعد سن اضطراب اجتماعی بچه هست که کاملا طبیعی هست و هیچ ایرادی نداره بغلی بودن به مادر چسبیدن دقیقا نشونه همینه بچه دوس داره با مادر وقت بگذرونه و همیشه جلو چشمش باشه ،میگه حتی وقتی میرید یه اتاق دیگه صداش کنید که مطمئن باشه هستین ،تو این سن هست که طرح های دلبستگیش شکل میگیره و اگر نا امین بشه واویلا بعد مصیبت هست ،ترس از غریبه هم تو همین سن هست
میدی دست جاریت نمیگی یوقت چیزیش بشه؟یعنی بلدن بچه نگه دارن؟
هر انتخابی که میکنی باید عوابقشم بپذیری... واقعیت اینه که بچرو از مهر پدر بزرگ مادربزرگ نباید محروم کرد... مثلا ما خودمون کوچیک بودیم چقدر برامون لذت بخش بود میدیدیمشون... هر دوست داشتنی باید جایگاه خودشو داشته باشه.. از طرفی هم بیش از حد در دسترس باشی بعد برای زچه سخته سازگار بشه ممکنه آسیب ببینه یا خودت آسیب ببینی... بچرو بغل کن هر چقدر نیاز داره چون تنها جای آرامشش آغوش ماست و اینو نیاید ازش دریغ کنیم... ولی گاها هم تنهاش بزار از هفت هشت ماهگی مثلا یه نیم ساعت تا یاد بگیره اگر مامان رفت ، برمیگرده پیشم
باز نظر من اینه یکم بچتو بدی دست بقیه چون یکم بزرگتر بشه خیلی وابستگیش بیشتر میشه بعد خودت از کت وکول میوفتی
وقتی بزرگتر شد محدود کن رفت وآمدتو بچه زود عادت میکنه و اینکه چون فرمودید دانشجو هستین بچاتوم وابسته بشه دیگ از درسم میوفتین بعد چند سال پشیمون میشن که باز دیر میشه واسه پیشرفتی که دوست دارین بازم خودتون بهترشرایطو میفهمین
عزیزم ول کن اصلااااا از حرف این و اون ناراحت نشو بخدا جدی میگم من سر دخترم خیلی حساس بودم چی شد بزرگ شد تموم شد رفت اون دوران الان بخدا هر کی به پسرم در موردش چیزی بگه محل نمیدم کار خودما میکنم
بنظرم حق داری عزیزم.
با مادرت موافقم ،،،، مخصوصا چون یه حا هستین خیلی اذیت میشی اصلا تزار زیادی بهشوت عادت کنه ،،، تویه همین گهواره دیدم بچه هه از صبح تا شب مامانشم ول میکنه ور دله مادربزرگس
سخت نگیر یکم بذار پیششون بمونه وقتی اذیت کنه خودشون پشیمون میشن
دیگه هی نمیگن
ولی زیاد ندار که وابسته بشه بهشون
بیشتر پیش مامانت بذار
کلا نه خیلی سخت بگیر که خودت اذیت شی نه خیلی بیخیال باشی که نشه جمعش کرد
طبیعیه، الان تو سنیه که اضطراب جدایی داره
به منم میگن،ولی من کیف میکنم بچه م بهم میچسبه
چندسال دیگه که بزرگ بشن، یه بوسه م بزور باید ازشون بگیریم😂
حالا پیش برادر شوهر نزار ولی یکم به مادرشوهرت بده نگه داره خودت استراحت کن
بالاخره کاری چیزی پیش میاد یه رور مجبور میشی بزاری حداقل یکم عادت کنه بهشون خوبه کار واجب برات پیش بیاد اسیر میشی خواهی نخواهی بزرگتر بشه نمیتونی خونه نگه داری میره خونه هاشون
کارت اشتباهه عزیزم
بچه ب خودت وابسته بشه از همه بیشتر خودت اذیت میشی
ینی چی ک شماهارو دوس داشته باشه منو نداشته باشه
هرکی تو جایگاه خودش برا بچت عزیزه
مطمئن باش توعه مادر رو به بقیه نمیفروشه ولی خب قرارم نیس دوسشون نداشته باشه
انقد سخت نگیر ب خودت بزا بغل بقیه بره باهاشون بازی کنه
اینطوری فقد خودت اذیت میشی
بگو بچه نیاوردم بدم دست اینو اون بعدم جاری رو زورش نکرده بودم ببره بچه رو
هر کس الویتی داره من نظرم رو نگهداری بچمه بعد ۳ ۴ سالگیش میرم دنبال کارای خودم اونم باز اگه بچه اوکی باشه با محیط مهد
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.