۴ پاسخ

گلم همه اینا رفتار اقتضای سن سه سالگی هست
فقط کافیه با محبت وبا قاطعیت باهاش حر ف بزنی ورفتار کنی

اره بخاطر سنش
باهاش تکنیک ارتباط موثر کار کن (بر حرفاش گوش کن همدلی کن باهاش موقع ناراحت و عصبانی هم احساسش بشو هم قدش شو باهاش ارتباط چشمی بگیر کمتر بکن و نکن کن وسط حرفاش نپر باهاش وقت مفید بگذرون یعنی فقط با اون بازی کن وقتی باشه ک کامل بیکار باشی وسط اشپزی و فلان نباشه )اینا خیلی کمک میکنه

پسر منم خیلی بدرفتار و لجباز شده.و هر سری که بریم بازار با ما هم همین رفتار رو میکنه.اونقدر جیغ و گریه میکنه که براش اسباب بازی بگیریم ولی من چند سریه اصلا به رفتارش و گریه هاش توجه نمیکنم و آروم رفتار میکنم اونم کم‌کم آروم میشد.ولی اینکه بخواد گازم بگیره یا منو بزنه به شدت ازم‌می‌ترسه میدونه که این رفتارها رو بکنه بد عصبی میشم و میزنمش🫣نمیتونم این رفتار بچه رو هضم کنم که دست روم بلند کنه

سلام عزیزم
بله اقتضای سنشه
دخترمنم بشدت لجباز
حرف باید حرف خودش باشه
اگ یک چیزی خلاف میلش باشه میزنه و...
و مداووووم گریههههههه

سوال های مرتبط

مامان مهرسانا مامان مهرسانا ۴ سالگی
خیلی خسته ام چیکار کنم از دست این بچه از ی طرف نگران و دلشوره چشمش از ی طرف بیش از حد تصور اذیتم میکنه خیلی لجبازه و شیطنت بسیار هرجا میرم ابروم میره خیلی گریه و زاری و باجیغ های بد با بچه های همسن خودش نمیسازه هروسیله ای ببینه میخواد مهمون میاد خونمون انقدر اذیت میکنه با سرو صدا طرف میگه غلط کردم اومدم از مبلا میکشه بالا اصلانم با اسباب بازیاش بازی نمیکنه قبلا باز با اونام سرگرم میشد مهمونی برم همینجوریه مهمونم بیاد همینه دیشب خونه مامانم اینا مهمون اومد اشتباهی اسمش صدا زد زن دایم داد میزد ک من فلانی نیستم رفته اتاق در بسته میگه من از زندایت خوشم نمیاد ب زور خودش ب خواب یا سر سفره سبزی میبره میندازه تو ترشی با دست غذای پامیشه راه میفته کل خونه رو دستمالی میکنه منم باید فقط حرص بخورم یعنی نگم عمق فاجعه هست عصبی شدم نمیدونم باید چیکار کنم الانم نشستم دارم گریه میکنم ک از این زندگی هیچ شانس نیاوردم
ظهر خونه مامانم اینا خواب بودیم اومد گفت مامان بده برم سر تراس با خاله بشینم اهنگ گوش بدم وقصه ببینم دیدم رفته لخت شده اب بازی میکنه از خواب بیدار شدم رفتم لباسش عوض کردم گفتم اب باز نکنی گفت باشه دیدم رفته گوشیمو از دو طبقه انداخت پایین گوشیم صفحش خورد شده پشتشم ی کم شکسته
مثلا اومدم شهرستان ی کم حال روحیم عوض شه برا عمل چشمش این بلاها سرم میاره مجبور شدم دوتا بزنم ب پشت پاش از عصبانیت
ببخشید طولانی شد ب نظرتون بچم مشکل داره ببرمش روانشناس بخدا افسرده شدم
مامان پسری مامان مامان پسری مامان ۵ سالگی
کمی از اخلاقیات پسرم میخام بگم لطفا شماهم بگین که ببینم راه حلش چیه

پسر من خیلی لجبازه خیلی پر انرژیه همش خرابکاری می‌کنه کل خونرو مدام گند میزنه اصلا اهل بازی کردن نیس فقط خرابکاری و بهم ریختن اصلا هم اینکه کمکم کنه و خودش جمع کنه نیست همش دست میزنه به سینه هام باهاشون بازی می‌کنه دنبالم راه میوفته عین جوجه گاهی وقتا حین ظرف شستن و غذا پختن صندلی می‌زاره ک فقط بیاد دست بزنه یه سینه های من همش لباسمو بالا میده حالا اینا به کنار بیش از اندازه وابسته پدرشه اصلا همه دنیا یه طرف باباش طرف دیگه. همش دنبالشه هم بیرون هم تو خونه از وقتی ک شوهرم میاد اصلا بهش اجازه استراحت نمیذه نه استراحت نه خاب نه غذا خوردن نه حتی دو دقیقه بیاد کنار من بشینه برای همون منو شوهرم خیلی از هم دور شدیم حتی مهموونی هم ک میریم بازم میاد گیر میده به منو باباش مخصوصا باباش ک بیا با من بازی کن یه ادا اصول ها در میاره انقد نق نق و عصبیه که مجبوریم ب حرفش گوش بدیم فوری قهر می‌کنه عصبی میشه