۷ پاسخ

من فک میکردم همین که زایمان کنم دیگه تمومه ولی الان حتی از بیرون رفتن وحشت دارم چقد سخت گذشت بهم این دوران😞

الهی بگردم. بخاطر تغییر هورموناست. ادم واقعا خل میشه.. من استرسی نمیشم ولی حسابی عصبی و دیوونه شدم. یعنی برم تو جمع از کوچیک ترین حرفی خوشم نیاد همه رو پاره میکنم

نه برام سخت نیست از لحاظ روحی خیلی نیاز دارم
جسمی داغونم نمیتونم بشینم دنبالچه درد میگیرم
کمرم درد میگیره و باد میوفته تو پهلو هام

من حتی خانومانه‌ صحبت کردن هم یادم رفته
تازه راه که میرم بخصوص اوایل انگار بچه تازه راه افتاده

من تا دیروزافسردگی زایمان داشتم امروز تصمیم گرفتم حال خودمو خودم درست کنم

من اعتماد به نفسم از بین رفته با اضافه وزن زیاد و دور شدم از همچی بیرونم اصلا دلم نمیخواد برم

دقیقا منم ارتباط گرفتن برام خیلی سخت شده اعتماد بنفسم ندارم دیگه اصلا

سوال های مرتبط