#دست تو دهن
بچه هاتکن هنوز دیتشونو تو دهنشون میکنن؟
مدام میگن بغلمون کن؟
کیلد برق و کولرو روشن خاموش میکنن؟
شبا تا بخوابن به جنون میرسونتون؟
نمیزارن دراز بکشید میگه پاشو بریم تو اتاقم پاشو بریم اونور؟
با خودشون بازی نمیکنن؟
اگه آره به بچه دوم فکر میکنید؟
باورتون میشه از صبح تا شب خیس عرق میشم ولی نمیتونم کولر روشن کنم چون میره خاموش میکنه از صلح تا شب ۲۰ بار کلید برقا رو میزنه دستشو میزنه همه جا بعد میکنه دهنش تو دهنش خیس میخوره میخوام پوشکشو عوض کنم انقدر غر میرنه انقدر التماس میکنم تا بیاد وقتیم میخوام پوشکش کنم پاشو مزگیره بالا وول میخوره نمیزاره لباس تنش کنم
انشب انقدر خودمو زدم از دستش و زار زدم که کولرو خاموش نکنه و دستشو تو دهنش نکنه دست و پاهام درد میکنه انقدر از صبح تا شب حرف میزنم باش که نگم مامان دستت اوف میشه مامان پوشکو عوض نکنم پشتت زخم میشه تا دراز میکشم میگه پاشو تا من نرم پیش اسباب بازیاش نمیره سمتشون شیر شب قطعه ولی تا صبح ۲۰ دفعه آب میخوره من چطور پوشک نکنم سکس تعطیله چون انقدر صبح تا شب باش سرو کله زدم شب جنازم نمیفهمم کی خوابم میبره چطوری دومی رو بیارم چطوری دوباره این مراحلو طی کنم

تصویر
۱۲ پاسخ

دقیقاااا ولی خداروشکر از مرحله عذاب پوشک در اومدم نمیگم خیلی اوکی میاد عوضش کنم نه یکم حرص میده برای دراز کشیدن ولی وقتی پوشکشو باز کنم دیگه فرار نمیکنه 😕 دستشم دهن نمیکنه ولی یه مدته دائما دستش تو پوشکشه😒 ابرو واسه آدم نمیزاره

هنه‌اینا رو با شدت تموم دختر منم‌هست خداحفظش کنه من‌دیگ غلط کنم ب بچه دوم‌فکر کنم‌روان‌و جسمم‌نابود شده کنار هنه اینا ی عذاب وجدان همیشگی هم دارم‌ک فک میکنم‌مادر خوبی نیستم

من که غلط بکنم با افتخار
که به بچه دوم فکر کنم وقتی یکی هست که حسابی منو از پا درمیاره

من چی بگم ک پسرم دقیقا اینایی ک میگی هس تازه شما خوبه شب خوابت میبره من اصلا خوش خوابم نیستم تو یکماه گذشته دوسه شب خوب خابیدم و ی دختر چهارساله فووووووق العاده لجباز حرف گوش نکن هم دارم ک واقعااا روانی شدم

چه گل قشنگی😛
بنظرم اگه میشه که اول از همه کلید کولرتون روش یه کاغذ باچسب بزن دیگه یادش میره خودت هم از رو همون کاغذ خاموش روشنش کن
اگر وقت و حوصله بازی کردن باهاش نداری
یه دفتر کتاب بذار کنارش نقاشی بکشه خودتم کنارش میشینی اگرم با نقاشی حال نمیکنه بشین یه توپ پرت کن تا بیاره باهاش توپ بازی کن یا برید پارک باهم من همه اینکارا باهم انجام دادیم ساعت ۹خابید خدارو شکر...منم کمکی ندارم بعد فکر کن بچم ۴ ماهش بود همه بخصوص مادرشوهر میگفتن یکی دیگه بیار دختر هم داشته باشی😬

منم مثل شمام
منم ب بچه دوم فکر نمیکنم
مگه همسرم پرستار بگیره برام
یا نیهان بشه دوازده سالش

پسر من ب شدت اذیت میکنه همین کارارو میکنه حتی نمیتونم بشینم تا بشینم میگه پاشو بازی کنیم یا میبرتم سمت اتاقش و خیلی گریه میکنه دیگ ب بچه دوم فکر نمیکنم اصلا

کنترل کولر قایم کن دخترمنم برمیدارخاموش میکنه تا روشن میکنم میگه سرده همش شیرمیخاد اصلا لب به غذا نمیزنه خواب شب نداره تاصب بایدسینم دهنش باشه همش میگه پاشو جدید یادگرفته زیرپاش لگن میزاره میره ازاب ریز یخچال اب میخوره شهربازی پارکم میریم به زور وگریه میاریمش خریدمیریم ما هرسمتی بریم مخالف مامیره همسرم میگه یکی دیگه بیاریم اما من نمیخام واقعا کشش واعصاب ندارم

وای وای دقیقا همینطوره😏ولی نه که لج کنه یکاریو بگم نکن بکنه،ولی پدرررررررررر دراورده دیگه،و شب خوابیدنشون،تا بخوابه یک ساعت طول میکشه،دو سه بارم که برای جیشو آب بیدار میشه،یه سره هم یخچالو باز میکنه،و غذا نمیخوره😐😐فکر میکردم به بچه دوم ولی با دکترم مشورت کردم گفت سن مناسب بچه دوم زیر ۳ سال نباشه بالای ۷ سال هم نباشه،مناسب ترین سن ایناست،فعلا از سرم بیرون کردم ولی واقعا سختههههه این مراحلو بخوای از اول پیش بری😐😐

منم تو همین حالتم
اما عمرا ب بچه دوم فکر نمیکنمممم

همه اینایی ک میگی منم دارم یبار برس اونقدر زدم رو سرم چند مدته زخم شده
اصلاااااااا اصلاااااا به بچه دوم فکرنمیکنم یک درصدم اون چیزی ک تو ذهنم دارم بعد بزرگ شدن بچم سر کار رفتنه تو این گرونی بچه دوم میخام چیکار حالابه اولی برسم
به خدا امروز هندونه خواست تا باباش بره بخره دیر شد من عذاب وجدان گرفتم میگم فردا بزرگ بشه چیزی بخواد من نتونم بخرم دیوونع میشم بچه دومم بیاد میدونم اونجور ک باید برسم نمیتونم

دخترمنم نه ب این حد ولی لجبازه. سرویسم کرده. ب بچه دومم فکر نمیکنم هرگز

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی و نورا مامان امیرعلی و نورا ۲ سالگی
پسرم ۴سالشع یعنی از صبح که بیدار میشه تا خود شب میشه شبکه پویا نگاه میکنه تا لالای بخونن دیگع قطع بشه حالا کافیه بزنی یه شبکه دیگه اتقذر داد میزنه گریه میکنه که حد نداره انقدر نگاه کرده شبا گریه میکنه میگه هیولا خونمون هست ربات هست کارتن هاش خیلی هیجانی خیلی تو روحیه ش تاثیر گذاشته امروز داشت نگاه میکرد یدفعه دوید رفت قائم شد گفت میترسم منم به شوهرم گفتم خاموش کن به قدری گریه کرد شوهرم گفت محل نده خودش زد سرش زد زمین جیغ میزدهرچی با زبون گفتیم گوش نکرد رفت تلویزین انداخت زمین انقدر داد زد به زور نفسش بالا می اومد شوهرم زدش بعد انقدر جیغ زد آخرش روشن کردیم چیکار کنم شوهرش میگه تقصیر تو هست عادتش دادی اصلا قوانین متوجه نمبشه میگم تا ساعت ۲که مناسب سن تو نگاه کن بعد خاموش کنم گوش نمیده گریه میکنه اصلا واشه خودش گشنه میشه میره یخچال ما دوقلو هرجی‌میگم دست نزن باز باز میکنه نون خالی بردمیداره میخوره نمیدونم چجوری باهاش رفتار کنم
مامان رادمهروتودلی مامان رادمهروتودلی هفته سی‌وششم بارداری