چ حکمتیه خدا:)))) با شوهرم بحثم شد همشم سر ی چیز الکی:) امشب نتونستم برم هیئت حتی لباس هم پوشیدم ولی نتونستم برم:)) چون حالم توب نبود:)
عذاب وجدان دارم ک نتونستم برم هیئت:)
بحثمونم هم سر خوابش بود هم سر این بود ک
امروز ساعت ۱ تعطیل شده بود زنگ زد گفت من دارم میرم خونه گفتم باشه ساعت ۲:۱۵شد زنگ زدم ببینم کجاست ک گفت من تازه رسیدم خونه چون از خونمون تا محل کارش راهی نیست شاید ۲۰ دقیقه باشه
بهشم ک گفتم چرا اینقد دیر گفت منتظر همکارم بودم
بهش گفتم نمیخواس بهم خبر بدی ک منتظر همکارتی گفت یادم نبود و این حرفا یا مثلا الان مامانش زنگ زده بود خیلی یواشکی و آروم داشت حرف میزد جوری ک انگار نمیخواد بفهمم ولی مواقع دیگه با کسای دیگه بلند بلند حرف میزنه:))) میدونم بحثمون سر ی چیز الکی بود ولی نمیدونم چرا اینقد دل نازک شدم:))))))

یا حضرت ابوالفضل العباس شرمنده ام ک نیومدم هیئت:))))))

بارداری فرزندپروری پوشک نوزاد تیتر بتا بی بی چک سیسمونی دورهمی

تصویر
۴ پاسخ

من از وقتی خودم شناختم میرفتم عزاداری امسال نمیتونم چون شرایطم خاصه دلت با امام حسین باشه من نگاه تلویزیون میکنم ناراحت نباش مردا انگار رگ دیوانگی میگیرتشون اهمیت نده

به نظرم اگ تا حالا کار مشکوکی نکرده و ازش خطایی ندیدی این اصرار به اینک چرا دیر رفتی چرا نگفتی خیلی بی مورده الانم برو اشتی کن حالت خوب میشه

اینچیزا تو زندگی عادیه عزیزم
هنوز اول زندگیتون اینچیزا وبدتر از اینا م پیش میاد بالا پایین زیاد داره

شوهرمنم سراینکه بچه دختر نشده یجوریی شده سرسنگینه
چقد بدم میاد ازهرچی شوهر😵‍💫🤣
ناز دارن کثافطا

سوال های مرتبط

مامان پندار مامان پندار قصد بارداری
بچه ها شما قضاوت کنید لطفا
من ماه دوم اقدامم بود و یه هفته هنوز مونده بود به سیکلم ولی چون دردای رحمی داشتم بی بی چک گرفته بودم بزنم و چون خونه مامانم اینا بودم خواهرم هم بود ولی من داشتم یواشکی میبردم ، خواهرم میفهمه ب روم میاره ک میخوای بی بی چک بزنی، ما که فرصت بکن بکن نداریم!
منم حرصم درومد ک اگر فهمیده هم بروی من اورده چون دید دارم یواشکی میبرم و نمیخوام بدونه ولی بازم بروم اورد
منم هول شدم و لو دادم اقدامم نتونستم اون لحظه بهانه بیارم
ولی انقدر بدم اومد و پشیمون شدم ک فهمیدن تو اقدامم بخصوص ک این ماه منفی هم شدم
به خواهرم هم گفتم گفت من فکر میکردم صمیمی هستیم و دلیل رفتارتو نمیفهمم .
بعد الان خودش این ماه باردار شد و پرسیدم میگه اولین ماه اقدامش هم بوده
پس اگر صمیمی بودیم چرا دید من حرص میخورم نگفت خودش هم میخواد اقدام کنه؟؟
و اینکه اد زمانیکه فهمید من دارم اقدام میکنم شروع کرده اقدام کردن !!!!
من دیگه یقین کردم یه ادم حسود و مزخرفیه که حتی اقدام خودش رو با حرف اسنکه فرصت بکن بکن ندارن منکر شده و اشاره ای هم نکرده بهش ...
واقعا الان ناراحتم و نمیتونم باهاش خوب باشم