سلام درود خدمت رفیقان عزیز خوب من از ۴ ماهگی دوهفتگی پناه شروع کردم بهش مواد غذایی مختلف دادن
و با پوره سیب شروع کردم
سیب رو پوست میکردم با ریزترین بخش رنده یکم میدادم بهش
یا اب سیب و بهش فرنی ارد برنج میدادم
یعنی ارد برنج با آب میزاشنم می پخت بعد بهش شیرخشک اضافه میکردم
بعدش کم کم حریره بادام بهش میدادم یعنی بادام یا جدا می پخنم با ارد برنج و اب می پختم می دادم
یا توی غذاهاش رنده میکردم
بعد از میوه ها الان تقریبا هروز یا یک روز در میان به پناه موز می دهم
خداروشکر رشد قد وزنشم خوب عالیه
بعد بهش سرلاک هم میدادم یک مدت به عنوان میان وعده
از میوه های مختلف در حد مزه کردن بهش میدادم
۶ ماهگی که رد کرد اول براش برنج پختم
دادم خورد برنج به صورت کته شله مثل شیر برنج ولی با اب نبات می پختم می دادم می خورد بعد
بهش هویج اضافه کردم
دیدم حساسیت نداشت
چند روز بهش پوره سیب زمینی میدادم یعنی میزاشنم خیلی می پخت بعد بهش کره اضافه میکردم با کره رقیق می شد دوست داشت می خورد
بعد کم کم برنج سیب زمینی هویج باهم می پختم میدادم بهش روزی ۲الی ۳ بار
بعد به این ترکیب سینه مرغ اضافه کردم
من روزی چند بار غذا درست نمیکنم یک غذا زیاد درست میکنم چون تنهام
ولی در کنار این ۳ وعده غذا بهش میوه های مختلف پخته شده یا پوره شده می دهم از وقتی که ماهش بالاتر رفته بهش ماست پرچرب پنیر پرچرب و خامه هم می دهم
صبحا تخم مرغ اب پز یا نیمرو هم بهش با نان سنگ که ریز ریز ری

تصویر
۴ پاسخ

ولي تو سوپ يا گوشت بريز يا مرغ ادم بزرك نمي تونه اين دوتا باهم تركيب كنه بخوره

خب؟

خیلی خوبه باریکلا مامان حوصله خوبی داری خدا پناهو برات نگه داره😍

ریز،می کنم می دهم می خوره
بعد کم کم به اون سوپ مثلا گوشت اضافه کردم
یا نخود فرنگی
الان گاهی از غذای سفره هم کنار غذا خودش اگر کم ادویه باشه می دهم در حد یک قاشق
این سبک پیش رفتم ولی روز ۳وعده حداقل الان بهش غذا یا میوه بهش می دهم
کنارش قطره اهن سیدرال و مولتی ویتامین هم می دهم
بعد من تو کثیف کردن خودش حساس نیستم میزارم خودش هم با غذا بازی کنه اینجوری خوش اشتها تر شده
گاهی اب هویج اب هندوانه یا اب میوه های دیگه هم بهش می دهم

سوال های مرتبط

مامان نیهاد مامان نیهاد ۱۰ ماهگی
تجربه سفرم با بچه ۸ ماهه
این سفر نسبت به سفرهای ماه های قبل سخت تر بود چون هم غذا خور شده بود هم شیطون تر و بیشتر بیدار بود
بخاطر این که راحت باشه عقب ماشین را کلا تخت کردیم و خودمم پیشش بودم همش هم حس می کرد توی خونه است برای خودش غلت می زد می خوابید می نشست هم راحت بود و اذیت نشد
برای غذاش هم روزی که می دونستم هتل میرسیم براش استانبولی ( برنج و مرغ و کدو سبز و کدو حلوایی و هویج) پختم و تا فرداش ظهر و شب داشت. یک وعده دیگه اش را توی هتل دم پنجره اش پیک نیک براش گذاشتم ( خود هتلش مشکلی نداشت ولی گفتم اگه مشکلی داشت توی پارک درست می کردم) مرغ و سیب و شوید و جعفری براش ریختم یه ماست هم براش خریدم و مثل سس موقع خوردن بهش می زدم که مثل الویه باشه یه وعده هم براش پلو گوجه پختم ازغذایی که خودمون هم سفارش می دادیم می دونستم چیه بهش میدادم مثلا مغز جوجه با برنج
برای میان وعده اش هم مغزیجات را براش پودر کردم و بهش دادم یا بهش میوه می دادم یا خرما
سفر یکم سخت تر بود چالش های خودشو داشت ولی بازم تجربه شد و خیلی دوست داشت