۱۰ پاسخ

منم ترجیح میدم خونه خودم باشم

یکسال تو شهر غریب زندگی کردم مامانمم پیشم نبود خالم بود اینم خونه شون یکساعت فاصله داشت تا ما نمیرفتم اصلا شبا تنها میخابیدم اولا اینقد میترسیدم موقع خواب سرمو نمیاوردم بیرون از زیر پتو😄 شوهرم همش شیفت بود تنهای تنها بودم عادت کردم تا حامله شدم کلا اومدم پیش مامانم

من قبلن تنها خونه خودم بودم اما جدیدا خیلی میترسم کوچیک ترین صدایی میاد تپش قلب میگیرم میترسم دیگه اطرافیانم میگن تنهانمون توخونه خطرناکه یهو بترسی تکون بخوری خدای نکرده بچه چیزیش میشه دیگه الانا میرم خونه پدرم

من خونه خودم میمونم. البته هم مامانم هم مادرشوهرم اینا همیشه گوش ب زنگن میگن حالت بد شد سریع زنگ بزن میایم

منم همینطورم . خوننه خودم راحت ترم ،ولی مامانم نمیزاره میگه بیا اینجا . از این رفت و آمد هم خسته شدم
ولی خب خونشون یه کوچه فاصله داره

دوست دارم تو خونه تنها باشم

منم با اینکه خونه مامانم نزدیکه ، توی بارداریم دوست ندارم حتی برم بیرون از خونه چه برسه خونه ی کسی ، شوهرم هم کارش شیفتی هستش ، ولی منو می بره میذاره خونه مامانم اینا😔
میگه اینطوری خیالم راحت تره

من اصلا دوست ندرم خونه کسی بمونم بیشتر زنگ میزنم مثلا خاهر مجردم بیاد خونه ام باهم باشیم ولی خونه خودم باشم.

منکه کسی نزدیکم نیست توخونه ام خدا خودش حافظ این نینی ها باشه🥲

خب بستگی ب حالم داره دیگ

سوال های مرتبط