🧹🧺🫧🧼زیادی روی تمیزی حساسید؟

_"آخ آخ اینجا کثیف شد،بزار من ظرفتو برات بیارم"
_"ای وای!دستت کثیف شد!بدو برو بشورش"


🫟روی کثیف شدن شدن بچه زیادی حساسید و مدام تو موقعیت های مختلف بهش تذکر میدین؟

🛁درسته که تمیزی مهمه ولی وقتی حساسیت ما از یه حدی بیشتر میشه،میتونه اثر منفی روی کودک بزاره و کودک ممکنه از خیلی از خیلی از تجربه های طبیعی مثل؛خاک بازی،رنگ بازی،گل بازی بترسه و اجتناب کنه تا با واکنش منفی ما روبرو نشه.

🚫وقتی کودک مدام این پیام رو میگیره که "کثیف شدن بده" مکنه به جای اینکه با خیال راحت کشف کنه،بازی کنه و یاد بگیره،مضطرب و محتاط بشه.

⚠️گاهی ما فکر می‌کنیم که داریم نظم و بهداشت رو به بچه آموزش میدیم اما اگه این حساسیت از مرزش بگذره،میتونه کودک رو به سمت اضطراب،وسواس و حتی احساس ناکافی بودن ببره.

✅️دفعه بعدی که کوچولو یه کثیف کاری درست کرد قبل از شروع هر واکنشی بهش نگاه کن که با چه دقتی به صورت تو نگاه میکنه تا ببینه واکنش تو چیه! اونا خیلی زرنگن!


🎶🎧عکس مربوط به مجموعه ترانه های استاد ناصر نظر هستن که متعلق به سال ۱۳۸۱ هست اگه درست بگم و ما این مجموعه رو خیلی دوس داریم و بهتون پیشنهاد میدیم حتما گوش کنین

تصویر
۴ پاسخ

اره خیلی 🥲متاسفانه ‌وقتی چیزی میخوره اصلا طاقتش نمیاد فوری باید بشورم

منم حساسم ولی یکم

من حساس نیستم چون اونجوری هم خودم اذیت میشم هم بچم

حوصله اعصاب زیاد میخواد. هی مدام میخواد دستش بشوری

سوال های مرتبط

مامان 👶🏻آراد🫀 مامان 👶🏻آراد🫀 ۲ سالگی
‼️وای باز قشقرق راه انداخت الان آبروم میره!
_پاشو مامان،برات میخرم اون عروسک رو.پاشو دیگه گریه نکن!

تا حالا شده که به خاطر نظر دیگران یا ترس از قضاوت شدن بخواید کودکتون رو آروم کنید،حتی به قیمت شکست چارچوبهای تربیتی؟

این مسئله که ریشه ش ترس از قضاوت شدن در مورد سبک فرزندپروری ماست میتونه خیلی به خود و کودکمون آسیب بزنه.
اول از همه باید بدونیم و قبول کنیم که بچه ها هم مثل خود ما احساسات مختلفی رو تجربه میکنن و البته به دلیل سنشون هنوز قادر به مدیریت و ابراز اون ها به شکل درست نیستن،برای همین با پرت خودشون روی زمین،داد زدن و زدن شما واکنش نشون میدن و این طبیعیه.
چیزی که مهمه اینه که ما با رفتارمون باید به بچه یاد بدیم که گریه یا قشقرق اون تاثیری توی تصمیم ما نداره چون اگه تصمیم ما عوض بشه بچه میفهمه که بالاخره با هر سطحی از قشقرق میتونه به خواسته ش برسه و یاد میگیره که اینجوری رفتار کنه

در حالیکه واکنش درست به رفتار قشقرق بچه شامل تایید احساسات اون و آرام کردن کودک بدون شکستن چهارچوب هاست.به مرور کودک یاد میگیره که احساسش رو مدیریت و اون رو به شکل دیگه ای بروز بده.
مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
یکی از فعالیتهایی که منو نورا در روز با هم انجام میدیم گفتگو کردنه
کاری که در عین سادگی برای رشد کودک فوق العاده اس و به یادگیریش کمک میکنه
گفتگو و تعامل دادن کودک بازی خیلی ساده اس که نیازی به هیچ وسیله ای نداره
برای شروع میشه از معرفی وسایل خونه شروع کرد
کارکرد اونا رو براش توضیح بدیم و کودک و تو این توضیحات با سوال کردن مشارکت بدیم
گفتگویی که با سوالهای متعددی همراه میشه و باعث میشه حس کنجکاویش فعال بشه و چیزای جدید یاد بگیره با احساساتش از قبیل ترس ، خشم ، مهربانی و ...آشنا بشه

ما چرا باید بریم حموم ؟
چون بدنمون تمیز میشه و خوشبو میشیم . دیگران که کنارمون هستن از تمیزی ما خوشحال میشن
(برای بچه هایی که بیش حسی دارن و اجازه نمیدن سرشون شسته بشه یا آب رو سرشون بریزه بجز اینکه باید بغیر از محیط حمام سرشون و آروم ماساژ بدیم تا عادت کنن و این حس کمتر بشه باید توی آب ریختن تو سرشون با ملایمت و بازی رفتار بشه و در دراز مدت این مشکل حل میشه)

چرا باید لباس بپوشیم؟
چون لباس توی هوای سرد ما رو گرم نگه میداره
از بدن ما محافظت میکنه تا آسیب نبینیم
لباس کثیفی ها رو به خودش میگیره و ما کثیف نمیشیم و لباس و عوض میکنیم

بعضی از این گفتگوها اجرای قوانین
مثلا ما بعد از دسشویی حتما دستامون و میشوریم
قبل و بعد از خوردن غذا دستامون و میشوریم
قبل از خوابیدن حتما مسواک میزنیم
وقتی وارد محیط جدیدی میشیم حتما با صدای بلند سلام میکنیم
وقتی از کسی چیزی میگیریم تشکر میکنیم
و ....

#فرزند_پروری
مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
خواهشا کسی نیاد اینجا نصیحت بنویسه راجع به چیزی که میخام بگم امشب پسرم رو برده بودیم پارک یه پارک تو یه منطقه ی بالا شهر همه بچه ها تو قیمت وسایل بازی خوشتیپ بودن و تمییز و مرتب پسر من افتاده بود دنبال بدتیپ ترین بچه ی دنیا والبته شلخته ترین و نچسب ترین که یعنی واقعا خواستنی نبود من اصلا به ایناش کار ندارم خیلی چرک بود و کفش نداشت جورابم نداشت فقط این یه دونه بچه تو پارک اینطوری بودپسر من ثانیه ای ولش نمی‌کرد مدام دنبالش میرفت هر کاری اون میکرد اینم میکرد با همون پاهای برهنه مثلا دویید رفت تو دشویی پارک که شوهرم بدو بدو رفت پسرم رو گرفت ما جفتمون خیلی مایه شدیم ولی من چیزی نگفتم بغلش کردیم رفتیم نگم چه اشکایی می‌ریخت واس اون بچه چون مطمئنم پارک نمیخاست اصلا بازی نکرد فقط چسبیده بود به اون رفتیم یه پارک دیگه که از دلش دراد مطمئنم باورتون نمیشه اینجا هم رفت نچسب ترین و نخواستنی ترین و کثیف ترین بچه رو انتخاب کرد ما شُکه شدیم شوهرم خیلی خیلی ناراحت شد گفت لابد بزرگم شه میخاد بره دنبال آدمای به درد نخور این بچه هایی که میگم دقیقا اونایی بودن که پدرومادراشون تو پارک ولشون کرده بودن واصلا نمیدونستن کجا هستن من بارها از پسرم وقتی میبرمش بیرون این حرکت رو دیدم ولی به شوهرم نگفتم ولی واقعا فکرم رو مشغول کرده چرا باید بره دنبال بچه های کثیف اونایی که کسی کاری باهاشون نداره شلخته هستن و......