۱۷ پاسخ

من یکبار چنان بی حیا بازی دراوردم که خدا میدونه زدم گوشیشو پرت کردم صفحه گوشیش داغون شد اصلا هم مراعات نکردم دیگه از اون موقع هر گهی میخواد بخوره با گوشی بیرون میخوره بعد میاد خونه درگیر من و بچه هاس
از خونه بابام بچه هارو نیوردم که خودشم باید همکاری کنه

آره بابا
دیونم کرده
اونروز بهش گفتم تو باید با گوشیت ازدواج میکردی
آنقدر گرم گوشیه ک باید یه حرف رو صد بار بگم
ولی اونجوری نگو

بزن گوشیو بشکن سرشون یکسره گوشی

چقد ناراحت کنندس ک خیلی از مامانا این وضعیت و دارن کاش باباها کمی بیشتر بچه هاشونو دوست داشته باشن
منکه بعد بچه اونقد حرص و جوش میخورم احساس میکنم از لحاظ روحی روانی خیلی پیر شدم

اره
همش دعوا داریم

شوهر منم همینه فاقد شعوره
بچمون پنج روزه مریضه دائم تب داره سه بار بردیم دکتر حال بد بچه رو میبینه پاچه منو میگیره انگار من از خدامه بچه مریض شه 😐بعد میگی یکم نگهدارش انگار جونشو میگیری همش یا ختبه با تو گوشی یا درحال استراحت چرا؟؟چون اقا صب تا عصر سرکار
انگار من تو خونه دائم پی تفریح پارتی بریز بپاشم خدمه ها بچه داری میکنن

من فهمیدم که نباید ازش توقع کنم که حداقل اعصاب خودم راحت باشه

چقدر منی دختر
میشینه مافیا میبینه بازی میکنه با گوشی یا پشت کامپیوتر
بعد پنج دقیقع نگه نمیدار 😭🥲

همه همینن

عزیزم دقیقا متاسفانه شوهر من هم همینجور، دائم سرش تو گوشی و بازی میکنه
خیلی خیلی هم بحث کردیم ولی فرقی نکرده
هر روز یه بازی جدید
برای بچه هم تا باهاش جدی نشم و سرش داد نزنم بلند نمیشه بگیرتش🥴🥴🥴🥴

جات خالی خواهر .منم شب تلخی رو امَشب داشتم.خیلی سخته با یه همچین اعجوبه هایی زندگی کردن

من فک میکردم فقط شوهر منه که با گوشی ازدواج کرده الان میبینم همشون همینن شوهر من میاد خونه کلا حرف نمیزنیم که از وقتی دم در میاد تا فرداش که بره سر کار تو کوشیشه موقع غذا خوردن موقع خوابیدن ۲۴ساعتع و من اگه بچه دار نمی‌شدم واقعا با دیوار داشتم زندگی میکردم

😒😒😒😒😒😒😒

دقیقا بحث منو شوهرم همین بود امشب گفتم اگه مثه الان میشناختمت هیچوقت بچه نمیاوردم خسته شدم دیگه انگار من فقط بچه خواستم

منم 3تا بچه دارم همه اش دست تنها بودم

بگو گوشی مهم تره یا بچه
بیرونم اینجوره یا فقط‌ تو خونه؟

حق داری،خیلیا اینجورین ناراحت نشو

سوال های مرتبط