سلام خانوما دخترم چندماه دیگه ۶ سالش میشه تا الانا هم رفلاکس داشت دارو میخورد دیگه خیلی بهتر شده ولی یه مشکلی که داره من از ۳ سالگیش تقریبا اتاقش جداکردم چون تختشم جا نمیشد تو اتاق ما بعد خودم هی میرفتم و میومدم وقتایی که مریض میشد میومد تو تخت ما هی دوباره بعد من تلاش میکردم بخوابه سرجاش الان مدت زیادیه میخوابونمش تو اتاقش بعد هی تا صبح چندبار گاهی بیدار میشه من میشینم بالاسرش خوابش سنگین شه بعد برم باز ده دیقه بعد بیدار میشه گریه میکنه و حتما میخواد بیاد تو تخت ما بازم بلاخره دم صبح میادا چندساعت رو تخت ما میخوابه
بعد من تخت کنار مادر پسرمم تو اتاقمونه موقع شیر دادنش میخوابونمش پیشمون خلاصه جامون خیلی تنگ میشه ۴ نفر رو تخت
چیکارش کنم دخترم نیاد دیگه رو تخت ما؟الان چندشبه اصلا خوابش سنگین نمیشه همینکه من میرم تو اتاق با گریه بیدار میشه میاد رو تخت ما اونقدرم کج و کوله میخوابه که له میکنه آدمو
نمیدونم بیدار شدناش بخاطر رفلاکسشه یا نه جنبه روانی داره؟

۳ پاسخ

باید پسرتم ببری اتاق دخترت و خودت بری پیششون تا خوابیدن بری رو تخت خودت هربار بیدار شدن بری سر بزنی

خوب بچه میگه چرا داداش تو اتاق مامان باشه من جدا

من ک‌تخت جمع کردم ۳ تایی ردیف تو هال میخابیم
الان ۶ سالشه متوجه میشه پیش خودت فک میکنه چرا داداش پیش مامان میخابه من تنها میخابم؟

والا من نمیدونم از لحاظ روانشناسی چی خوبه چی بد، اما شاید بد نباشه چند سب تو تو اتاق دخترت بخوابی

سوال های مرتبط

مامان فاطمه‌وتودلی🐣 مامان فاطمه‌وتودلی🐣 ۱۶ ماهگی
مامانا من دخترمو از ۳ ماهگی اینا دیگه رو تخت خودش تو اتاق خودمون میخوابونم و قشنگ هم می‌خوابید تا صبح چند بارم بیدار می‌شد شیر میخورد همون‌جوری هم می‌خوابید اصلا بیدار نمیشد
اما الان یه مدتیه که دخترم یا نصفه شب از جاش بیدار میشه دیگه نمی‌خوابه باید حتما بیارمش رو تخت خودم کنارم بخوابه یا از همون ۱۲ شب اینا میذارم تو جاش بیدار میشه دوباره باید بیارمش پیش خودم کلی بزنم پشتش تا بخوابه و جالبه که بغلم می‌خوابه اما تو تخت خودش نه 🫤🫤🫤
الان هر شب هر شب دارم شوهرمو بیدار میکنم از خواب می‌فرستم تو هال برای اینکه دخترم بیاد رو تخت پیش من تا منم بتونم بخوابم بنظرتون چرا اینجوری شده البته دارم شیر شبش رو قطع میکنم وقتی بیدار میشه از خواب بهش آب میدم میخوره اما باز هی تکون میخوره و از این پهلو به اون پهلو میشه و غر غر و ناله می‌کنه اصلا مستأصل شدم انگار داره پسرفت می‌کنه تازه داشتم فکر میکردم کی از اتاق خودمون جداش کنم کنم بره جدا از ما بخوابه که کلا اومده رو تختم خیلی نگرانم و اعصابم خورده حتی نمی‌ذاره من درست بخوابم تا الان بیدار بودم میزدم پشتش
جدا از اون خوابه اما انقدر تکون میخوره که از تکوناش بیدار‌ میشه من از کوچیکیش برای اینکه کمتر تکون بخوره دورش بالش میچیدم خیلی خوب و عالی بود تا صبح می‌خوابید اما الان اونم تاثیر نداره از رو اونا هم کلا بلند میشه میاد اینور
دندوناشم به تازگی ۳ یا ۴ تای بالاش در اومده اما نمی‌ذاره اصلا نگاه کنم نمی‌دونم درگیر دندانشه یا گرسنگی یا چیز دیگه لطفاً اگر تجربه ای دارید راهنماییم کنید
مامان ⭐ دایـــان ⭐ مامان ⭐ دایـــان ⭐ ۲ سالگی
خب از تجربه اولین شب تنها خوابیدن دایان براتون بگم

دایان دیشب مثل همیشه توی تخت خودش خوابید ، با تفاوت اینکه ما از کف اتاق آقا دایان کوچ کردیم به تخت و اتاق خودمون 😅🤣
اولش دلم‌گرفته بود و خوابم نمیبرد تا ۴ صبح بیدار بودم
بعدش دیگه بیهوش شدم
صبح برا شیر بیدار نشد خودم بردم توی خواب دادم بهش
ظهر هم بیدار نشد خودم به زور بیدارش کردم
یه جوری با آرامش کامل از ۱۲ شب تا ۱۲ ظهر خوابید که واقعا انگاری ما اضافه بودیم پیشش ( در صورتی که دو هفته بود صبح زود بیدار میشد و دیگه تا ظهر نمیخوابید اصلا )

خلاصه که شب اول خیلی خوب بود 😅
حالا باید ببینم وقتی خودش بیدار میشه واکنشش چیه
(قبلا شده بیدار شده که توی اتاق نبودم ، با صدای نوچ نوچ صدام میکنه یا نق میزنه ) دیگه جدید نمیدونم‌ قراره چیکار کنه


مامان گلیا شرایط بچه ها خیلی متفاوته
دایان علائم اضطراب جدایی نداره
قبلا از تاریکی میترسید الان اصلا
شیر شب کاملا ترک کرده ، حتی دیگه آب هم توی‌ خواب نمیخوره
خوابش پیوسته هست و تا صبح بیدار نمیشه
از اول چون توی تخت کنار مادر و بعد توی تخت خودش بوده به بغل من وابستگی نداره و کلا کسی خیلی نزدیکش باشه موقع خواب کلافه میشه
پس دیگه اینکه هرکسی توی اتاقش بخوابه برای ما عاقلانه ترین کار هست فعلا

مگر اینکه الگوی شیر و خوابش باز تغییر کنه ( بعد از واکسن یکسالگی احتمالش هست )

اینم از تجربه اولین شب ما😅