۱۰ پاسخ

خیلی به مقایسه ها توجهم نکن دخترکوچیکم ک دنیا اومد خیلی مقایسه میکردن با دختر جاریم مستقیم نمیگفتنها ولی جلو من همش از دختر جارسم تعریف چقد تپل بود وای روناشو دیدی چشاش اینجوریه پیشونیش بلنده و... همون لحظه دختر منو میگفتن چقد لاغره پاهاش چقد لاغره چشاش ریزه حالا ریزم نیست بخدا بچه بود هنوز چش وا نکرده بود حالا بیا چشاشو ببین خلاصه کنم برات اینقد از دختر جاری من تعریف کردن اینا که ارزوم بود فقط ی بار ببینمش تا اینکه یه روز تو عروسی دختر عمو شوهرم اومدن دیدمش خشکم زد شوکه شدم اصلا قابل مقایسه با دختر من نبود همون جا هرکی دختر منو میدید براش ذوق میکرد وغش میرفت اینا اینجوری منو افسرده کرده بودن همه بچه ها زیبان ناراحت میشم خودم اینو میگم دختر رو دیدم یه دختر لاغر سبزه سیرررررررر با چشا وابروهای بهم چسبیده ویه دماغ با پرهای برگشته

حالا وضعیت من یجور دیگه است ی دخترم سفید وبور ی دختر دیگم مو مشکی وگندمی خیلی مقایسه میکنن و به دخترم ک بور وسفیده توجه میکنن ولی اون یکی خیلی کم دخترمم خیلی دنبال جلب توجهشووه خیلی ناراحتم میگم بهشونم باز کارخودشونو میکنن از نظر خودم دوتا بچهام شیرینن واقعاا هم اینطوره اون که گندمیه مث نقاشیه همه چیش لباش چش ابرو دماغ ولی اینا رنگ پوستشو مقایسه میکنن

هر کی ی جور شعور داره
و واقعا هم جای تاسف🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

همین قضیه توخانواده ماهم هست دخترمن تپله دختر اونا لاغرع میگم خب من تپلم ب من رفته دخترم شما لاغرین ب شما رفته دخترتون اینک ناراحتی نداره خیلی سریع جوابشونو میدم

اوووف مثل خواهر من هر بار منو میبینه میگه بچهات اصلا شبیه هم نیستن
خب یکیش به من رفته یکی به باباش

عزیزم من دقیقا جای اون مادر دیگ رو دارم در مقابل شما،بچه من تپل و سفید چشم رنگی و بوره،اما بچه جاریم سبزه و لاغره،همه مقایسه میکنن حتی خوده جاریم همش میگه چی بهش میدی پهلوون شده؟
منم بیزار شدم از مقایسه بخدا همش میترسم بچم چشم بخوره

یبار بهشون بگو که ناراحت میشی،بذار ادامه ندن

بنظر باید جلو اینکارو بگیری چون تو روحیه بچه تاثیر میزه
الان بچه‌نمیفهمه بزرگ بشه همین داستان اذیتش میکنه

بگن عزیزم چه اشکال داره بیخیال باش به ماهم میگن من اگه بد باش جوابشونو میدم اگه چیزی معمیم باش بیخیالشمم

تو پیش خودشون همینکاروکن فقط بچه ها نشنون بعد بگو ببین این گفتن و‌مقایسه چقدرزشته

سوال های مرتبط

مامان ماهلین و نیلا مامان ماهلین و نیلا ۱ سالگی
سلام سلام ... من چند باری تو گهواره دیدم که هی خانوما میگن وای بچه ام راه نمیره ، وای حرف نمیزنه و .....برای همین خواستم که یه چیزی رو اینجا بگم .
اول از همه اینکه نگرانی هاتون‌طبیعیه و حق دارید ، چون جگر گوشه تون هست و براش زحمت می‌کشید اما یه چیزی رو باید بهتون بگم .
اینکه شما الان بچه خودت رو مقایسه میکنی که عه فلان بچه چهار دست و پا میره غلت میزنه ولی بچه من نه . وای بچه اون خوب میخوره بچه من هنوز فرنی میخوره و الی آخر.
عزیزم این رفتار ها و مقایسه ها باعث میشه فردا روز بگی عه بچه فلانی ریاضی ش خوبه لابد بچه من خنگه ...
هر بچه ای طبق شرایط بدنی خودش راه میره ، رشد میکنه و بزرگ میشه .
یه بچه موقع تولد وزنش هر چقدر باشه نسبت به همون وزن اولیه رشد میکنه و وزن میگیره .
تنها جایی که نیاز به نگرانی شما داره اینه که خدای نکرده پزشک تشخیص بده که بچه رشد کندی داره .
شما وقتی هی نگران باشی و مقایسه کنی نا خودآگاه باعث میشه که بقیه اطرافیان به خودشون اجازه بدن تو تربیت و کار شما دخالت کنن
پس با خیال راحت مادری کنید و خودتون‌رو اذیت نکنید . ماچ بهتون🥰😘