۸ پاسخ

بچه من تازگی غلت میزنه و سینه خیز میره این ور اون ور.همش استرسم اینه یه چیزی برداره بخوره.هرچقدر هم مواظبشون باشی آخرش یه کاری میکنن.انقدر جاریم منو ترسونده بعضی وقتا میخوام دق کنم از ترسگ

من یه رژ داشتم خیلی خوشگل بود خیلیم گرون خریده بودم طعم توت فرنگی میداد خونه مادرشوهرم بودم هرچه که من گشتم روز بعد رژمو پیدا نکردم فکر بد کردم و قضاوت گفتم برداشتن شکستن لج منو در بیارن ،،کیان مهر فردا صبحش بردم پی پیشو بشورم ناگهان تممام پوشک و مدفوع به رنگ صورتی صورتی ،داد زدم به مادرشوهر بیا بدبخت شدم چرا صورتی اونم گفت نمیدونم ودکتر بردم ،اون موقعه گوگل اینا خیلی باب نبود سرچ کنم ،دکتر اورژانس گفت ای چیزی خورده لابد وگرنه من سابقه بیست سال پزشکی و درس دانشگاه به پی پی صورتی برنخوردم ،ببین فردام اینطوره اگه بود بررسی میشه خلاصه من صب ساعت شش بیدار و متاظر که پی پی اینو شکار کنم ،دیدم نه خین شستن فهمیدم رژ فلک زده من ،خورده من مشغول ارایش بودم نفهمیدم ،،اینبار استرس پلاستیکشو که نکنه خورده باشه به جونم افتاد بعد از چند مدت هم پلاستیکشو توی فاضلاب اشپزخونه پیدا کردم چون عادت داشت همیشه هرچه دم دستش بود میبرد مینداخت تو سیفون قایم میکرد بچم برای روز مبادا از سیب زمینی پیاز تا عینم و ناخونکچگیر مادرشوهرم اینا

وای خدا رحم کرده نرفته تو راه تنفسش 😢

وای وای
چقدر بد
خدا رو شکر اومده بیرون🥴

مگه چقد ریز بوده تونسته بخوره؟؟!

هم خوبه دفع شده

این چیزا دم دست نزار خفه میشه خدای نکرده

😂😂😂😂

سوال های مرتبط