۸ پاسخ

دخترم من اذیتش و ببینین میرین دور بچتون میگردین مثلا یکی از ساده ترین اذیت هاش و کوچیک ترین اذیت هاش اینکه ازماشین پیاده میشیم بریم خونه باید دوساعت بگی پیاده شو پیاده شو میره دسشویی دوساعت باید بگی از دسشویی در بیا یآاب دسشویی و ببند حیف یا میاد سر سفره ازلجش میگه من نمیخورم من دوس ندارم غذات بده..........

ما که از اول همین بود الان میره کلاس دو همین .

پسر من از اول ماشالا خیلییییی پر جنب و جوش و شررر و کنجکاو بود و من بارها به این نتیجه رسیدم این بچه از هوش زیاده که لجبازی می‌کنه وگرنه اصلا از. عمد نیست
فقط باید یاد گرفت خونسرد بود و صبوووور

ای ای پسر من خیلی خیلی همش تقصیر دختر خودمو دختر همسایمونه طفلکمو زود جیغ جیغ کرد که اینم شلوغ کار شده می‌خوام چند وقت نه تلویزیون بزارم ببینم نه گوشی

گلم من ناهار خونه مامانم بودم دخترم دوساعت بهونه الکی آورد بعد ناهار خورد الکی خودمم حرص ندادم تهش اومد خورد

من چی بگم بخدا اگه حالا روزمنا ببینی مادرشوهرم دلش به حال من میسوزه ببین من چی میکشه

از اول شیطون بود یانه

همه بچه ها همینن پسر و دختر نداره که دختر منم خیلی شیطونه

سوال های مرتبط

مامان امیر حسام مامان امیر حسام ۵ سالگی
سلام خانما ی راهنمایی ازتون میخوام اگه اطلاعی دارین یا همچین وضعیتی داشتین لطفا راهنماییم کنید
من پسرم لکنت داره و حدودا از یک سالو نیم تا دو سالگی لکنتش شروع شد یک سال اولو دنبال همین دعا نویس و این چیزا بودم ک خدایی در حد ۳یا ۴ماه کامل بدون هیچ لکنتی کامل حرف میزد بعد شوهرم دستوراتش رعایت نکرد و دوباره بدتر شد منم برای بار اول بردم گفتار درمانی ک ی کلینیک بود و ی گفتار درمانگر اونجا بود ک تاز کار بود در حد ۳ یا ۴ سال کار بود و من دیگه نبردم فقط یک بار بردم خدایی خیلی خوبو مهربان بود
بعد گذشتو تا چند وقت بعد دوباره دیدم اذیت میشه بردم پیش یکی ک از اول و کامل و مو ب مو حرفشان گوش کنم ک بهتر بشه ۴ یا پنج جلسه ک بردم بچمو ترسوند گفتم تمرین نمیکنه تاکید داشت روزی ۲ تا یک ربع تمرین کنه منم گفتم انجام نمیده و خسته میشه پسرمو صدا زد و الکی ی وسیله ب من داد ک مثلا دوربینه و اینو بزار تو خانه اگه تمرین نکرد بیار ک من ببینم بچمم طفلی ترسید فک میکرد دکتره و آمپول میزنه از آمپول ب شدت میترسه برای همین نبردم حقیقت توقع همچین حرکتی نداشتم