۳ پاسخ

دقیقا منم چهارشنبه سوری بود گفتم خب خودم از صدای ترقه نمیترسم بچمم نمیترسه دیگه
رفتم نزدیک شوهرم ترقه انداخت بچم ی جوری تکون خورد انگار واقعا ترسید دیگه رفتم خونه توی اتاق که صداها نیاد🥲

ای جااانم بله کامل متوجه میشن.من از وقتی بارداری ام رو فهمیدم ناشکری نباشه از دوماهگی حاملگی ام مامانم آنژیو سی سی یو مادرهمسر عمل بعد جنگ بعد مادرم عمل وبچه برادرم عمل کردن ومن گذروندم اخری پدر همسرم ۳۰ ام عمل کردن امروز احتمال سرطان کبد دادن از عصر استرس دارم داشتم مطالب از اینترنت میخوندم خدا شاهده هر دقیقه داشت تکون میخورد با استرس من .قشنگ میفهمن قشنگ

دقیقا اینجوری هس

سوال های مرتبط