منم ی دوست صمیمی داشتم خونمون چفت هم بود شوهرامونم دوس بودنباهم اخری چندبار رفتم نیومدن دیگم ولش کردم هرسری ی چیزی میگف مسجدی عروسی جایی میدیدم میرفتم جاش اون عین خیالشم نبود دیگه گفتم این دوست بدرد من نمیخوره الان جایی میبینم نمیرم جاش از جلوم رد میشد حتی سلام نمیکنه منم سلام نمیکنم😶😑
میگما خداوکیلی چقددددرررر مشهد شلوغه اینهمه آدم کجا بودنه😳😳😳
ماها که خودمون تو جمعیتیم باورمون نمیشه این عظمت و شلوغی رو حق دارن اینترپشمال و طرفداراش باور نکننا
عزیزم نذار تو دلت بمونه بهش بگو
گاهی وقتا ادم زود قضاوت میکنه و اگ حقیقتو بفهمه دل چرکین نمیشه
ازنظرمن رک بگونمیای منم نمیام
من جای تو بودم نمیرفتم وقتی میتونسته بیاد و نیومده تو هم نرو
منم عین تو یه رفیق ۱۳ ساله داشتم عین دوتا خواهر بودیم بعد ازدواجش نمیومد شوهرش شیرازیه میخواستن برن شیراز یا از شیراز برگردن برن خونشون ما سرراهشون بودیم توقع داشتم بیان خونه فقط ببینمش یا شب برا شام بیان استراحت کنن بعد برن ولی نیومدن منم نرفتم آخرش قطع رابطه کردم دوستی باید دو طرفه باشه وگرنه ادم از هرکی توقع نداره
بنظر میاد با هم خوبین شاید واقعا نتونسته بیاد
اگه دوسش داری خب تو برو چه اشکال داره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.