۹ پاسخ

به نظرش اهمیت نمیدم کار خودمو انجام میدم ،بعد چندروز با یه کادو یا یه غذا موردعلاقش ،یا یکاری که میدونم خوشحالش میکنه انجام میدم سریع فراموش میکنه

من کلا نمیتونم خلاف نظر شوهرم عمل کنم شروع میکنه تخریب کردن خودش که من آدم نیستم و من فقط خرحمالم و من و آدم حساب نمیکنی و از این حرفا بعدم اینکه چون خودش میخواد پول بده و منم دستم پیشش درازه مجبورم باهم هم فکری کنیم و حداقل ها رو انجام بدم خیلی خیلی بده اینطوری

اگه بدونم سلیقش خوبه اوکی میدم زیاد سخت نمیگیرم بحرحال بچه اونم هست شاید دلش بخاد با یه تم خاص که تو تصوراتش هست واسه بچمون تولد بگیره یا مهمونی یا چیدمان و هرچی
حالا نظر شخصی خودم اینه من کلا به نظرش همیشه احترام میزارم فوقش یه سال حرف من یه سال اون
مثلا اسم پسر اولم شوهرم انتخاب کرد دومی من

به نام خدا با سلیطه بازی🤣🤣🤣

همسرم اصلا باکارایه زنانه کاری نداره باتولدو اینچیزا

یه‌چندباری اسرار میکنم وقتی فهمیدم ک دیگ کلا راضی نیست دست برمیدارم

ما سعی میکنیم حرف بزنیم یا من راضی میشم ب مدل اون باشه یا اون

تولد فرق میکنه در سال یباره و دیگه تکرار نداره
منظورم اینه دیگه تولد ۲ سالگیش نیست یبار فرصت داره

همسر من معمولا تو اینجور موارد کوتاه میاد و راضی میشه ولی چیزی که خیلی خیلی مهم باشه معمولا راضی بشو نیس

سوال های مرتبط