روز انتقال هم اومدم خونه فامیلم شوهرم پاچه خرید باابش نهار خوردم شبم اضافشو خوردم
هرروز ژله کوچیک خوردم تا چندروز از روز سوم تا پنجم یک لیوان شیر سویا خوردم اصلا غذای ادویه دار نخوردم فقط نمک و زردچوبه هنوزم همونطورم حمومام تا مثبت شدنم ۵ دقیقه با اب ولرم بود یبارم ۱۰ دقیقه ای بود
شما سیکل چندم بعد تخمک کشی میخوای بری برای انتقال؟
واسه منم سواله!
خدا مراد دلتوبده همترس هست هم اضطراب هم یه حس شیرین امیدواری گاهی کم میاری گاهی میگی نه قوی ام و محکم تر از قبل گام برمیداری مهم ادامه دادنه حتی موقعی که با پای لرزون اروم قدم برمیداری مهم ادامه دادنه و رسیدنه
گلی جون یبار ۹ میگه بیا یبارم ۱۲ که مشخص کنه کی بری مال من ضخامتم خوب بالانرفته بود گفت ۱۴ هم بیا سختم بود ولی همونجا تهران خونه خواهرشوهرم موندم باهمسرم که گفت ۲۱ سیکل بیا انتقال اول ۱۹ سیکل بود بعد تغییر داد از رفت امد تا تهران چون خودم کشیدم میفهمم چی میگی برام عذاب اور بود بیشتر از اون دیدن قیافه خواهر شوهرم عذاب اور بود سختی راه هیچی باورت میشه؟اصلا حش خوبی نداشتممخصوصا تخمککشی یادمم میاد عذاب میکشم هنوز ولی ارزش داره سختی سهل و شیرین میشه برات دیگه فقط ۳هفته مونده تا بیان تو دلت ۵ هفته مونده تا بتای مثبتت😜 بعدشم یبار سونو میری تمام
کار خاصی نمیخواد انجام بدی عزیزم فقط استرس و نگرانی رو از خودت دور کن نتیجه میگیری
من رفتم گذاشت تو سیکل لانگ
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.