۶ پاسخ

من که پسرم ۸سالشه خیلیم دیرشده بود برای دومی

من پسرم ۲۱ ماهش بود دخترم بدنیا اومد. من عذاب وجدان داشتم همیشه ولی خداروشکر الان خیلی راضی ام. و وقتی نگاه می‌کنم رسیدگی و توجهم به بچه خیلی بیشتر از کسایی بود که یدونه داشتن

منم یه دختر دو سال و نیمه دارم و الان تو اول سه ماهگی هستم،نمیدونم پسر بچه ها چطوری ان اما دختر من شیطون و بازیگوش بود از وقتی فهمیده تو دلم نی نی دارم خیلی عاقل تر شده،همش با نی نی صحبت میکنه و مراقب من و نی نی هست،خیلی شیطنتش کمتر شده، من خیلی بد ویارم و همش زیر سرم و امپول کسیو هم ندارم از بچم مراقبت کنه در نبود من،نمیدونم چون حال منو دیده که تو چه وضعیتی ام اینقدر عاقل شده یا چون همیشه تنها بوده و پشت سر هرکی میومد خونمون و میخواست بره گریه میکرد ؛الان فهمیده یه نی نی قراره بیاد پیشش عاقل شده،در کل من که کاملا راضی ام و تفاوت سنی شون میشه سه سال شایدم سه سال و یک ماه که بنظرم عالیه،البته لطف خدا بود که همون دفعه اول بهم داد این بچه رو،شما هم اگه قصد و امادگیشو دارین بنظرم زمان خوبیه شاید همون دفعه اول بشه شایدم زمان ببره یکم

اینو نمیدونم ولی به خودم میگم اگه زودتر به دومی فکر میکردم و به سختی هاش فکر نمیکردم شاید الان بچه دوم تو بغلم بود . یکسال شده هنوز باردار نشدم ای کاش صبر نمیکردم.حیف . چه خوبه آدم به جنبه مثبتش فکر کنه

منم ی پسر ۳ساله دارم
بستگی به همکاری بچت داره چجوریه ارومه یا شیطون و اینکه اگر سر بارداری اولت حالت تهوع داشتی ب احتمال زیاد سر این یکی هم خواهی داشت و نمیتونی. همه چی به نحو احست انجام بدی و یسری کارارو باید بیخیال شی و یسری کارارو اولویت بزاری
مثلا منکه خالت تهوع میاد سراغم نمیتونم هییییچ کاری کنم و خوشبختانه پسرم کارتون دوست داره واسش کارتون مورد علاقشو میزارم ببینه تا حال منم بهتر بشه
بعد باهم ناهار میخوریم و اگر گیر بده بازی کنیم و باهاش بازی میکنم و ظرفا میمونه واسه شب بشورم یه موقع هایی هم باز شب حالت تهوع میاد سراغم و نمیتونم نه ظرف بشورم نه غذا بزارم و همسرم شام یچیزی سرهم میکنه و ظرفتمیمونه واسه فرداش خودم بشورم ....

فعلا که همش خسته و بی حالم یه روز درمیون خونه مامانمم روزایی که خونه ام بله کاراشو خودم میکنم خیلی فقط دستشویی میره اذیت میشم

سوال های مرتبط