اونایی ک از بچه و بارداری دوم فراری هستید بگید از کدوم قسمتش میترسید؟🤭😅
مثلا من میشینیم فکر میکنم به اوایل بارداری و تهوع و استفراغ و ویار و تغییرات هورمونی و ترک های شکم و اضافه وزن و هزار جور استرس و درگیری ب کنار
بعدش یادم میاد سختی های بچه بیشتره😁
انداختن نافش . کولیک و رفلاکس . دغدغه هامون برای مدفوع نوزاد🤣 بیدار کردن و شیر خوردن
گریه و بی قراری . نوبت واکسن . تب و بی قراری از طرفی درآوردن دندون و شروع غذا
هی هر روز مسولیت هاشون سنگین تر میشه
درسته ار اینا گدر کردیم ولی باید مراقب شیطونی هاشون باشیم 🫣🤌
من عمیقا قلب و دلم بچه دوم میخواد ولی عقلم ک به این موارد فکر میکنه دو دل میشه🤣
چندتا مورد هم شما بگین🫶






فرزندپروری پوشک شیردهی شیرخشک بارداری کودک بچه فرزندپروری پوشک بارداری شیردهی شیرخشک کودک پوشک فرزندپروری فرزندپروری پوشک شیردهی شیرخشک بارداری کودک بچه فرزندپروری پوشک بارداری شیردهی شیرخشک کودک پوشک فرزندپروری فرزندپروری پوشک شیردهی شیرخشک بارداری کودک بچه فرزندپروری پوشک بارداری شیردهی

تصویر
۳۰ پاسخ

توی این اوضاع مملکت اصلا نباید به فکر بچه باشیم

مریضی هاشون اسهال و استفراغ
تب های شبانه🥴🥴
بیخیال عزیزم من حوصله دومی رو ندارم دیگه

من به این فکرمیکنم که بچه اولم هنوز کوچیکه و از‌پوشک نگرفتمش و هنو یسال نشده که از شیردهی خلاص شدم و میتونم شب ها بدون صدبار بیدارشدن بخوابم
بعد بیام خودمو بندازم تو بارداری و بعدم زایمان و دوباره همه چی از اول به اضافه ی اینکه یه بچه ی دیگه ای هم هست که اونم کلی بهم نیاز داره🥲

اگر توی بارداری و زایمان اولم نزدیک مامانم بودم قطعا الان دومی هم اورده بودم ولی چون دور بودم انقد سختی کشیدم و همه چی رو تنهایی به دوش کشیدم که الان واقعا هنوز جسم و روحم آماده نیست

آخه چرا آدم باید دلش بچه دوم بخواد؟همه چیز تکراریه دیگه بچه دوم حتی قشنگیاش

من ازهیچی ب اندازه کولیک ورفلاکس ک پسرم داشت وحشت ندارم

بنظرم بچه دوم آسون تره چون کار بلد تریم و دوره دیده😆
هر کیم دیدم گفته بچه دوم از این نظرا راحت تر بوده
فقط همین که دیگه دوتا میشن و ...اذیت داره که اونم تا یه مدته که کوچیکن که بنظرم سختیای تک فرزندی و فرزند یکی یدونه ای که به شدت لوسه سخت تره

حسابی خودتا از نظر روحی اماده کن
بچتا خوب اماده کن برای اومدن نفر دوم
من ی اخلاق بدی ک دارم اگ ی جایی کثیف باشه حتما حتما باید تمیزش کنم
بیشتر اوقاتم تنهام با بچه هام
براهمین کار و برای خودم سخت کردم
از ی طرف تند تند تمیز میکنم از ی طرف به بچه ها میرسم
بعد اونجایی ک تمیز کردم به دلم نمیشینه دوباره میرم تمیز میکنم
کلا همش در حال بدو بدوام
خواب درست حسابی ندارم
بخاطر بچه ها خوراک درست حسابی ندارم چون واقعا نمیرسم اشپزی کنم یا نهایت در حد ی رب بتونم سریع یه چیزی گل هم کنم

انقدد از بارداری و زایمان و... متنفرم اگه بگن این قبرت اینم بارداری بعدی بدون شک قبر تنگ و تاریک و انتخاب می‌کنم چون واقعا واقعا واقعا مغزم نمیکشه بدنم نابود شده از مسائل مالیش وهم ک نگممم کلا

کولیک ورفلاکس واکسن هاش

بیدار خوابی هاش تب کردناش اسهال شدنش بالا اوردنش هزارررررر یک فکر دیگ😐😂اسم بچه دوم میشه تن بدنم میلرزه والا

بیخیال فعلا ب فکر جون همین یکی باش حالا در اینده ب دومی فک کن فکر من ک فقد استرسه و استرس و استرس ن اینده ای دارن ن حتی نمیدونیم ک ایا اینده رو میبینیم یان

دیونگیه بخدا بچه آوردن البته دور از جون شما

از بارداری وای خدای من ...حالت تهوع اینا شبا نمیشد بخوابم شکم سفت میشد الان متنفرم از باردارییی

صفر تا صد پروسه بچه دار شدن و بچه داری وحشتنااااااکه و کابوسه برام

بچه ات با چ وزني بدنيا اومد؟

من دومیم سه سالشه
هم خودم هم شوهرم تا چند روز پیش میگفتیم بریم دو قلو پسر آی وی اف کنیم که دوتا دختر داشته باشیم دوتا پسر
بعد از چند روز همزمان پشیمون شدیم از طی کردن دوباره مراحل
ازمایش و سونوگرافی و غربالگری و زایمان و واکسن و تب و زردی و پوشک خریدن و شب بیداری و گریه و بهونه
دوتامون به این نتیجه رسیدیم خدا دخترامون و برامون حفظ کنه😂

حتی فکرشم سمت مغرم‌میاد میخوام کلمو بکوبم به دیوار

من از زایمان خیلی خیلی میترسم بهش که فکر میکنم پشیمون میشم

وای نه🤣خدا همین بچه های اول رو برا پدر و مادر حفظ کنه و سلامت باشن انشاالله

اینکه نتونم درست برای بچه اولم وقت بزارم منو وحشت زده میکنه 🥲

دیگه نمیتونم کسی و به اندازه دخترم دوست داشته باشم پس بچه نمیارم

از هیچی اندازه بیشعوری و بی مسئولیتی و رفتارهای باباش نمیترسم

اگه میخوای بیاری بیار چون هرچی بزرگتر شن رسیدگی و دردسر بیشتره وقتت کمتره
الان باز بهترین فرصته

منم دلم یه دختر میخواد😶

دو دل نشو بیار ♥

من دوران بارداری خوبی داشتم نه هیچ جوره اذیت نشدم حالت تهوع ودرد لگن و... اینا داشتم ولی قابل تحمل بود حتی بچمم دنیا اومد بچه خوبی بود اذیت نکرد الانم نمیکنه درسته گوش شیطون کر ولی امان از حرفای اطرافیان نگم که حرفاشون خیلی اذیتم کرد بچه خیلی دوس دارم ولی نمیارم نه فقط بخاطر حرف اطرافیان نمیارم نه.... تو این شرایط گرونی و اوضاع جنگ خیلی باید زرنگ باشیم شکم همین یکی رو سیر کنیم حالا خواسته هاش که جای خود دارد...

کل بارداری ، استفراغ کل سه ماه اول یبوست کل بارداری استراحت مطلق از هفته 4تا36 طول سرویکس دهانه رحم زیر30 از 12هفتگی ،سرکلاژ توی اتاق عمل و بستری شدن توی 20هفتگی اب دور بچه کم عدد12توی 30هفتگی و روزی دوالی سه لیتر اب خوردن

بد غذایی واضطراب جداییش

بی خوابی هاشون
نصف شب بیدار شدناشون که جیغ و گریه میکنن مگه اروم میشن

هرگز بهش فکر نکن حداقل فعلا


روانی شدن صز تا شب باید بشم داور وسطشون دیوونه شدم بابا😒

سوال های مرتبط

مامان امیرحسین مامان امیرحسین ۲ سالگی
دغدغه الان توی این سن بچهاتون چیه؟😅👌
خداروشکر که از من تمام شد😄
۲۳ ماهگی شیشه شیر و شیرخشک و پستونک ازش گرفتم
۲۴ ماهگی خوابش تنظیم کردم که شبا زود بخوابه😴
۲۷ ماهگی هم پوشک ترک دادیم 😌🐣

بیشترین دغدغه خودم واسه خوابش بود که خیلی برام مهم بود شب زود بخوابه من تقریبا از همون ۲۲ و ۲۳ ماهگی سعی کردم عادتش بدم شب زود بخوابه👌😚

الان دیگه عادت کرده از ساعت ۸ شب تا ۹ نیم هر وقت خوابش گرفت خودش میخوابه🥹
البته بستگی داره صبح چند بیدار شه مثلا اگه ۹ و ۱۰ بیدار شه همون ۹ نیم اینا میخوابه ولی گاهی میبینی ۸ و نیم اینا بیدار میشه از اون طرف شب زود میخوابه 😌
مثلا دیشب ساعت ۸ و نیم خوابش برد هرکاری کردم شامم نخورد دیگ خوابش برد تا ۸ صبح ک اونم از سرو صدای همسایها بیدار شد 😴
اینم بگم ک روزا نمیزارم بخوابه
چون دیگ همش خونس و بازی میکنه دیگ مثل بچگی هاش نیست ک بخواد بخوابه دیگ مشغول میشیم بازی می‌کنیم عصرا میبرم تو کوچه با موتورش بازی میکنه دیگه حسابی خسته میشه زود میخوابه 🫠😍




فرزندپروری پوشک شیردهی شیرخشک بارداری کودک بچه فرزندپروری پوشک بارداری شیردهی شیرخشک کودک پوشک فرزندپروری فرزندپروری پوشک شیردهی شیرخشک بارداری کودک بچه فرزندپروری پوشک بارداری شیردهی شیرخشک کودک پوشک فرزندپروری فرزندپروری پوشک شیردهی شیرخشک بارداری کودک بچه فرزندپروری
مامان امیرحسین مامان امیرحسین ۲ سالگی
تا حالا بچه های موهاتون با ماشین زدین کچل بشن ؟🥴🤌
ما امشب این کارو با امیرحسین کردیم🤭
من خودم مخالفم و خیلی بدم میاد دیگ شوهرم اصرار ک هوا گرمه بیا بزنیم و امسال برای اولین بار امیرحسینِ ما کچل شد🥹🌱
از چند روز قبل بهش گفتم مامان میخوایم موهاتو کوتاه کنیم بعدش بریم حموم 🪣🫧🧼

دیگه خلاصه امشب ک شام خوردیم ی سفره انداختم لختش کردیم یکم با ماشین بازی کرد و کنجکاو بازیش ک تموم شد
شوهرم ی تیکه جلو موهاشو زد دیگ نشست زار زار گریه مگ آروم میشد🤣
بِ بسم الله به غلط کردن افتادیم هیچ راهی نداشتیم ی نصف موهاش از جلو رفته بود😁
دیگ هر چندتا روش بود امتحان کردیم ک وایسه این پروسه کوتاهی فک کنم نیم ساعت بیشتر شد😅👌
ولی از اول تا آخرش گریه کرد با گریه و اشک موهاشو زدیم و بردم حموم پسرم موهاش کچل شد🥴
منم موهاشو جمع کردم واسش🥲
بمونه به یادگار از ۲ سال و ۴ ماهگیش که واسه اولین بار موهاشو زدیم🥹🌱
شما تجربه ای دارین؟🙋‍♀️






فرزندپروری پوشک شیردهی شیرخشک بارداری کودک بچه فرزندپروری پوشک بارداری شیردهی شیرخشک کودک پوشک فرزندپروری فرزندپروری پوشک شیردهی شیرخشک بارداری کودک بچه فرزندپروری پوشک بارداری شیردهی شیرخشک کودک پوشک فرزندپروری فرزندپروری پوشک شیردهی شیرخشک بارداری کودک