خیلیا میگن ی شکم طبیعی اوردی چرا میخای سز شی راستش من سر پسرم میخاسم سزارین شم دکتر صمدی معاینه تحریکی کرد بهم گف دردت گرف برو اونجا بگو ب من زنگ بزنن خدا بزرگه ی برگه هم داد بهم ولی نگف قطعی سز میکنه خلاصه شب خونریزی کردم رفتم گفتن نمیشه دکتر صب میاد زنگ نزدن گفتن برو بخاب فعلا منم گفتم نمیتونم هم طبیعی بیارم هم کلی پول بدم خر شدمم خرر رفتم شهدا بستری شدم بعد سه روز کیسه ابم و خود دکتر پاره کرد قشنگ یادم ساعت ۱۲ و ربع اینا بود ناهار میدادن ک من دیگ رفتم برا زایمان ده دیقه بعد دردم شروع شد کلا ی ساعت تونسم تحمل کنم بیهوش شدم وحشتناااک بود خیلی اصلا نمیتونسم کسیو صدا بزنم کمکم کنه از شدت درد نا نداشم میخاسم خودمو پرت کنم پایین بیان ب دادم برسن میله داشت تخت نمیتونسم بلند شم دیگ بیهوش شدم هیچی یادم نی شب بود ساعت ۸ بهوش اومدم اتاق پره دکتر بود ترسیده بودن همه مادرم اومد اونجا خواهر شوهرم اومد بعد زنگ زدن شوهرم خانمت زایمان نمیکنه بچه داره مییمره دیگ ماما همراهم طفلک شکمم و فشار میداد بچه بیاد بیرون اصلا نمیتونسم زور بزنم اخرم جرم دادن تا زاییدم اصلا نمیخام دیگ تجربه کنم میگم میمیرم این سری واقعا خیر نمیبینن وحشتناک بود حس تایپ ندارم کامل بگم

۱۳ پاسخ

عزیزم همه ک سز موفق ندارن منم سر زایمان سزارین اجباری بودم من خونریزی شدید کردم همه دکترا و پرستارا بالا سرم بودن منم اکسیژن بدنم اومد پایین فشارمم اومد پایین نفسم بند اومده بود همه دکترا صداشون رفته بود بالا ک داره میمیره و من با معجزه زنده موندم الانم ناخواسته باردار شدم همش استرس دارم سر اتاق عمل چیزیم نشه بچه هام بی مادر بمونن امروز بچم سر صبحی از خواب بیدار شد داشت جیغ میکشید و گریه میکرد تا رفتم پیشش ارومش کنم محکم بغلم کرد بهم میگه مامان خواب دیدم تو مردی منم نشستم کلی گریه کردم ک خدایا کمکم کن بچه هامو خودم بزرگ کنم زیر دست کسی نمونن بچم اینقد وابستمه میترسم چیزیم بشه بچم تلف بشه همه از سزارین خاطره خوب ندارن باور کن

عزیزم من یه چیزی بگم بهت خوددانی زایمان طبیعی دفعه اول خیلی وحشتناکه دفعه های بعد خیلی آسون میشه از هرکس از اطرافیان پرسیدم همین و گفتن

ببین شهداااااا بهتر از این نیستتتتتت
تمااااام

من زایمانم طبیعی بود خیلی راضی بودم بیمارستان میرحسینی مامای همراهم هم معصومه رفیعی فوق العاده دکتر باتجربه و خوبیه با این تعریف هایی که شما کردین خود پرسنل همون جا یا دکترتون باید می‌بردن شما رو برای سزارین چرا اصرار داشتن اینقدر درد بکشید که حتما طبیعی بچه به دنیا بیاد

اسم دکتر زنان تون چیه؟کارش خوبه؟ممنون

من ی شکم طبیعی دومی سزارینی که ب درخواست خودم نبود. بچه بریچ بود. خیلی تلاش کردم ک طبیعی زایمان کنم ولی نشد.طبیعی درد داره وحشتناک ولی عوارض سزارین تاالان باهامه طبعی دردش همون لحظه هست ولی سزارین تاالان که 7سال گذشته وقتی پاهام روجمع میکنم شکم درد میگیرم. نفخ ویبوست که دیگه نگم تا4سال نفخ ویبوست داشتم کلی دارو خوردم تابهترشدم طبیعی هیچکدوم ازاین عوارض رونداشتم... حالا هم متاسفانه سزارینی هستم... هرکی ی تجربه ای داره دیگه. خدابهت سلامتی بده

برای زایمان طبیعی باید روحیه و روان قوی داشته باشی..من خودم بارداری سختی داشتم دیگه نمیتونستم درد و استرس زایمان طبیعی رو هم تحمل کنم.به شوهرم گفتم میخوای قرض کنی میخوای خدایی نکرده گدایی کنی باید هزینه سزارین رو جور کنی من طبیعی زایمان کنم بعدش باید کلی پول تراپیست و روان شناس بدی چون از نظر روانی مادر خوبی واسه بچه نمیشم.خیلی راحت و خندان رفتم بیمارستان سزارین کردم.آنقدر حالم خوب بود که یه لحظه خنده وصحبت از لبم دور نمیشد.درد سزارین رو هم با پمپ درد و شیاف گذروندم.توی یه بیمارستان خیلی سطح پایین توی شهرستان سزارین شدم. توی بیمارستان خصوصی و با امکانات عالی نبودم که بگم بخاطر اون از سزارینم راضی هستم

من اولی سزارین بودم
امه اطرافم طبیعی خیلیم تعریف میکردن از بیمارستان شهدا
غلط کنم برم شهدا

منم زایمان سختی داشتم با ی عالمه بخیه

خیلی سخته طبیعی منم تجربشو دارم میترسم برای دومی

یا خداااا پس چرا خیلیا انقد راضین از طبیعی؟

عزیزم خیلی اذیت شدی حق داری بخدا خدابهت کمک کرده

واییییییییییی وحشت کردم از طبیعی خیلی میترسم اصلا ی چیزایی میشنونم تا آخرش انتخابم سزارین هرچقد ک بخاد تموم شه

سوال های مرتبط

مامان ناجی کوچولو مامان ناجی کوچولو ۸ ماهگی
سلام خانما خواستم تجربه خودمو بگم برای مامانایی ک منتظرن...من چهارسال تحت نظر گرونترین و بهترین پزشک شهرمون(اسمی ک درکرده بود) بودم هی میگف برو سالمی چهارماه دگ بیا هی سماه دگ بیا دوسالل منو کشوند و برد و ارمایش و فلان در نهایت میگف سنی نداری ک عجله نکن فقطم متفورمین و اسید فولیک و پروژسترون ۵ میداد هر دوسال همین اخر عصبی شدم گفتم من بچه میخوام با منت گف یه ازمایش اسپرم برای شوهرش بنویسین ب منشی ک معلوم شد شوهرم مورفولوژی و یکم تحرک کم داره کلی ویتامین داد ک بازم نشد ک نشد باز رفتم همون دارو ها دگ خسته شدم یمدت ولکردم تا رفتم پیش یه دکتر دگ یشهر دگ اون گف هیچ مشکلی ندارین گفتم همسرم گف ن خوبه عالی ن ولی خوبه حتی نیاز به دارو نداره دکتر حاذقی بود ک استاد خیلی از پزشکا بود و سن بالا رحمم معاینه کرد کف خودتم خوبی برو ماه بعد نمیای اینبار کلومین داد بمن ک ده روز خوتریزی و درد پیدا کردم ولی خوشحال بودم ک دارم پریود میشم ک این داروهارو مصرف کنم خدا خیلی دوسم داشت شوهرم شبای قبل شیفت شب بود همون شب ک خونه بود خونریزیم بیشتر شد و فشارم افتاد تهوع و صبح دگ خون روون بود شوهرم گف برو دکتر زنان من میگفتم ن بابا ی پریودی دگ چون ورزش کردم این ماه یکم شرایط فرق کرده در اخر گف بهت میگم برو پول من میدم ی ویزیته دگ بهم برخورد رفتم ک گف همین امشب بستری شو بارداری خارج رحم داره میترکه کف لگنت پر خونه ک همون شب عمل باز شدم..... بقیش تو تاپیک بعد
مامان فندق 💕✨ مامان فندق 💕✨ هفته یازدهم بارداری
سلام مامانا ...امروز رفتم آزمایشگاه تا آزمایشهایی بهداشت گفته انجام بدم ب من گفتن اول این ک 12ساعت ناشتا باش ساعت 8صبخ اونجا باش آزمایش ازت بگیرم😐
حالا ساعت 8صبح رفتم میگه خانما مادران باردار باید 7:۳۰اینجا باشم صبحانه هم همراهشون باشه مادران باردار نیاز ب نوبت دهی ندارن اینا رو ما ب بهداشت توصعه کردیم ب مادران باردار ک مراجعه میکنن بگن ب شما باید ۸ساعت ناشتا باشی نه ۱۲سااااعت منو اگ اون لحظه چاقو میزدم خونم در نمیومد🤬
عصبی شدم گفتم مگ عقل ندارن ک همه اینا بگن من حامله چجوری ۱۲ساعتی ناشتا باشم بعدم من استراحت مطلقم چجوری هی برم بیام اگ گرفتین آزمایش گرفتین وگرنه اصلا آزمایش نمیدم دیگ بنده خدا گفت باشه ولی اذیت میشی ازم چند تا آزمایش خون با ادرار گرفتن بعد ی پودر هم دادن ک گفتن برو خونه اینجا اذیت میشی صبحانه بخور بعد هم پودر دو ساعت بعد باز بیا بعد میان میگن بهداشت خوبه بهداشت خوش اخلاقه بهداشت......
باورتون نمیشه رفتم بهداشت فرستادنم اتاق تغذیه بحساب ی توصیه های بکنم وارد اتاق شدم ی دختر بچه پشت میز بود 🤬🤬🤬🤬
بعد از رو کتاب ب من میگه چی بخور چی نخور منم بلند شدم اومدم گفتم ممنون همه اینا خودم می‌دونم
اول صبح روانم بهم زدن حالت باید این شربت بدمزه هم تحمل کنم 🤢🤢🤢