سلام از دومین شب شیر ندادن و یا بهتر بگم ۳۲ ساعته
دخترم الان خوابید و منم طبق گفته ها که تو خواب عمیق بده بخوره سینه هات خالی شن رفتم شستم تمیز کردم اومدم دادم دهنش نه دهنشو باز کرد نه مک زد یعنی نخورد که نخورد
سینه هام پر نشدن هنوز که سفت شه فلان در اون حد نیس هنوز
نفس من برای خواب انقد تقلا کرد انقد خوابش میومد اما بیقرار بود
انقدر از تاب به پا از پا به شونه از شونه به زیر سینه از زیر سینه به تخت پناه برد که آخر خوابش برد
بچم از بس آگاهه گریه اینا نمیکنه که فقط بغض میکنه و بعد میگه مامان ناراحت میشم ممه هات خراب شدن بذار ببینمشون منم ناچارا میزنم بالا نگاه میکنه میگه بلوزتو بده پایین مامان میبوسم خوب میشن
منم میگم خوبم بشن تلخ میشن مامان نمیتونی بخوری بغض میکنه و سرشو با چیزی گرم میکنیم😭
دلم کبابه برای جثه ی ریزش برای غذا نخوردنش برای از دست دادن همه چیزش که سینه هامه
گریم میگیره باباشم هی میره میاد میگه بده بخوره گناه داره بده بخوره دچار دوگانگی میکنه منو
هی گریه م میگیره میگم طفلی بچم انگار خماره دنبال یچیزیه که نمیدونه چیه
انشالله که فردا از امروز  راحت تر بگذره برات مادر
پوشک فرزند مادر تغذیه
فقط حوصله میخاد که با سازش برقصی اونوقت حالش خوبه
و اینکه هر روز یبار دفع داشت امروز اصلا دفع نداشت ادرار کرده ولی دفع نداشته😭

تصویر
۱۵ پاسخ

فوبیای هر شبو روزم🙂

وای فوبیا هر روز من😔

سخته منم حدود ١۵ روز گرفتم بچه عادت نکرده.یک زوز خودم باهاش گریه کردم ولی شب ندادم اصلا حالا چون شیر خشک هم میخورد الان شب قبل خواب شیر میخوره عروسک میدم بغلش انقد ماساژو بغل من میاد تا بخوابه خوابش بهم خورده شدید چون با سینه میخوابید.الان انگار یکچیز گم شده که تا ١ شب اسیرم دیشب موفق شدم .١١ بخوابونم ٢ هفته همش خونه مامانم هستم به مامانم وابسته مامانم عمل کرده ندیدتش بهانه اونم داره بچم.حالا باید شیرخشک ترک بدم بعد پوشک🥲🥲

من فعلا قطع نمیکنم هم هوا خیلی گرمه میگن تو گرما از شیر نگیرید هم تو اوج وابستگیه
انشالله هوا یکم خنک شه ک‌وفتی بهونه بگیره ببرمش بیرون ....

منم ۵روزه دخترم رو از شیر گرفتم البته به صورت تدریجی، این۵ روز هروقت بهونه ش رو می گیره سعی می کنم سرش رو یه جوری گرم کنم مثلا عاشق قصه است میگم بذار برات قصه بگم و اگر دیدم باز اصرار داره خوراکی دیگه ای که دوست داره رو بهش پیشنهاد میدم میگم به جای می می بریم بستنی بخوریم(یا هر خوراکی که دوست داره).برای اینکه بدنش کم آب نشه در طول روز چندبار تابستونی مثل انگور و آلو که دوست داره بهش میدم.دختر منم خیلی زودرنج شده.
کلا بهونه گیر و حساس میشن و فقط باید باهاشون مدارا کرد. ان شا الله دخترتون زودی به شرایط جدید عادت کنه.

ماشالله چ خوب صحبت میکنه دختر من ب جز ۵ ۶ کلمه چیزی نمیگه نمیدونم چکارش کنم

کاملاً درکت میکنم چه حسی داری ،ولی قوی باش ،هم بچه خودش راحت میشه هم خودت ،چند روز بگذره کلا یادش میره

منم اولاش دلم میسوخت الان چهار ماهه راحت شدم و خودش هم عمیق میخوابه و قشنگ غذا میخوره

در حد ده سیسی شیرتو هر وقت اذیت شدی بدن درد داشتی سینه درد بدوش ب مرور کمترش کن تا هم خودت اذیت نشی هم خشک بشه

نده دیگه ی بار بگیر
ادم از نظر روحی اذیت میشه من یادمه خودم گریه کردم 😁

چرا من گریم گرفت برا موچی 😭 آخه دختر منم شرایطش مثل موچیه و اول شهریور می‌خوام از شیر بگیرمش انقدر سختمه بخصوص ک‌تازگیا سینممم بوس می‌کنه

نه دلت نسوزه شیر مادر دندون های بچه رو خراب می‌کنه اگه به موقعه نگیری بعدشم الان چندروز بعد میفهمی که چطوری غذا میخوره میوفته به غذا راخت

عزیزم واقعا سخته با تموم وجودم حزفاتو درک میکنم اما چه میشه کرد ،.. خدا بزرگه شاید از شیر بگیری اشتهاش بازشه غذا بخوره

من رفتم دکتر همون موقع گف حتمابدوش دوشیدن بامکیدن فرق داره بعد برامن گف یک مرحله قبل عفونتی انتی بیوتیک نوشت و قرص ک شیرو خشک میکنه ،دحترمنم بااینکه شب شیرخشک هم میخورد اونو بعدگرفتم ولی برای سینه بیدارمیشد بغض میکرد ارومش میکرد دفعه بعدبیدارمیشد شیرخشک میدادم ک بعد اونم وعده ای حذف کردم خودش خیلی کم اذیت شد ولی من زیاد اذیت شدم چون مجبورشدم دوتابگیرم یهودوتاروباهم نگرفتم

منم دارم میگیرم شباقبل خواب میدم سینم اذیت نکنه

سوال های مرتبط