۸ پاسخ

من که سه تا دارم اعصاب مصاب تعطیل تا دوبار گوش نمیدن دفعه سوم میزنم قبلا اینطوری نبودم

والا قدیم کل کار بارشون بچه زاییدن بوده نمیدونم چجوری تونستن مادرشوهر من ۱۲ تا بچه داره بعد غر میزنه بعضی وقتا ک زانوم درده کمرم درده
گفتم مادر جان من دوتا زاییدم رسما با عصا راه میرم انتظار داری جایتم درد نباشه خداخیرت بده والا خودش میخنده میگ شما پلاستیکین دا🤣😂🤣

من که دقیقن روانی شدم باحالی که دخترم دوماه دیگه ۶سالش میشه پسرم دوماه دیگه ۴سالش میشه انقد دعوا میکنن روانیم کردن کوچک بودن بهتر بودن هرچه بزرگ میشن بدتر میشن هردوتاشون خیلی بدغذا شدن امشب پسرم اول گفت نمیخورم داخل خورش نون تلت کرد که دوست دارم بازم گفت نمیخورم بهونه کرد رفت دسشوی باز اومد نشست که نمیخورم همه شام خوردیم این نشسته که نمیخورم منم دعواش کردم بازم نخورد خودم نشستم دهنش میدادم عوق میزد که نمیخام بخدا به مرگم رازی شدم غذاشو نمیخوره دیگه چنتا کوبیدم تو سر خودم گفت مامان ببخشی ودهنش دادم شاموخورد

خونه من الان ترکیده 🥲🥲😭

خوب قدیم زندگی جمعی داشتن، اکثرا با هم زندگی میکردن و به هم کمک میدادن. جلوگیری هم که نبوده معمولا و بد میدونستن، وگرنه خانم ها فکر نکنم این قدر راضی بودن که بدنشون داغون بشه بنده های خدا. الان همه از هم دور هستن و بچه بزرگ کردن بیشتر رو دوش مادر هست. بقیه هم اگر کمکی داشته باشن معمولا حالا هفته ای چند بار یا چند ساعت میشه فقط

دوره قدیم همسایع دوس فامیل خونه هم رفت امد داشتن چند تا چند تا بچه میاوردن خونه هم شلوغ دور هم بودن کمک هم میکردن نیم ساعت این نگهداره نیم یاعت اون نکهداره تا بچه ها بزرگ شن الان کی خونه کی میرع بااین گرونی و تورم

بخدا حال منو گفتی، منم میخاد دندون دربیاره سرویسم کرده خونه کثیف🥲🥲💔

منی ک تاالان عادت نشدم 🫠🫠🫠

سوال های مرتبط