۸ پاسخ

مثل من باش به حرف احدی توجه نمیکنم خودشونم میدونن حق دخالت ندارن

سر بچه ات با کسی تعارف نکن تو مادرشی تو داری واسه بزرگ کردنش سختی میکشی ببینم همونایی که سر شیر گرفتن بچه ات ناراحت میشن یا دخالت میکنن میان کمکت کنن تا یکم استراحت کنی و کمتر سختی بکشی خواهر من فقط فکر خودت و بچه ات باش ببخشید ببخشید گور بابای شوهر و خوانوادش هرکاری کنی بازم آدم بدی هستی پس از اول بد باش و فکر خودت و بچه ات باش

شوهر منم بیدار میشد همش میگفت بده
یک هفته تحمل کردم تا بالاخره عادت کرد

چند روز اول بهش شبا موقع خواب شیر میدادی بعد شیر اصلا نمیدادی شیر گاو خونگی قبل خواب هم بهش بدی خیلی بهتره ،وگرنه شیر پاستوریزه

من خدارو شکر خیلی راحت از شیر گرفتم شب سوم دادم خورد هم خودم سینه درد نگرفتم هم اون زیاد اذیت نشد ولی خیلی ناراحت کننده بود برام که دیگه قرار نیست تو بغلم بخوابه وشیر بخوره

من الان ۱۸روزه از شیر گرفتم فقط چند روز اون مجبوری رفتم خونه بابام خونه خودم موندم تا دخترم آروم شه

با کسی رودرواسی نداشته باش حتی شوهرت
همیشه کاری رو میدونی به نفع بچه و خودته انجام بده

من شوهرم خونه نبود بچه رو از شیر گرفتم چون میدونم طاقت نمیاره

سوال های مرتبط

مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۲ سالگی
مامانا دخترم دیوونم کرده
دوباره شروع کرده موقع خواب شب زیاد شیر میخوره با اینکه امشب لوبیا پلو خورد و زیاد هم مورد نسبت ب قبل ... مامانم هم پیشمون بود کلی بازی کرد خسته شد اما موقع خواب ۱۵۰ تا دادم بعد عادت داره شیر میخوره پامیشه می‌گرده گشته اومده دوباره دراز کشیده اینور اونور شده بعد دوباره شیر خواست رفتم یه پیمونه هم آوردم....دیگه گفتم هی عادت نکنه به شیر کم آوردم ...دوباره خورد بعد رفته اتاق خودشون دراتاق بسته منم خوابن برده بود پاشدم دیدم هنوز نیومده رفتم میبینن میگه پی پی ....یعنی انقد عصبی شدم...چون کار همیشه ش هست ...گفتم بیا بخپاب و اینا نیومد ‌‌‌‌‌..رفتم دراز کشیدم بعد ده دقیقه درو باز کرده مامان بیا رفتم عروسک آوردم کنارش گذاشتم خودمم زدم خواب...انقد اینور اونور شد بعد دوباره شیر خواست خودمو زدم بخواب انقد گریه کرد رفتم یه پیمونه دیگه آوردم همه رو خورد خوابید... طول شب هم دوباره بیدار میشه برا شیر ...کلا شب ها زیاد شیر میخوره ...من چجوری دخترم رو از شیر بگیرم 😭
مامان دونات مامان دونات ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن

شب سومه که شیر نمیدم
شب اول تخت تا ساعت ۹ صبح خوابید با اینکه ۵و۶ همیشه بیدار میشد و نگران بودم خیلی ولی خداروشکر خوب بود
دیشب شبه خیلی بدی بود افتضااااح یه ساعت نگذشته بود که بیدار شد بهونه شدید بهش آبمیوه دادم یکم گوشی نگا کرد خوابید
دوباره بیدار شد بهوونه باباش ترسیده بود همسرم اصلا طاقت گریه هاشو نداره و خسته بودبخاطر همین تو پذیرایی دیشب خوابیدیم آخرش همسرم اومد اول میگفت بهش شیر بده😐😐گفتم نمیشه اذییت میشه..هیچی دیگه چن دور چرخوندش دیگه تا صبح خوابید....امشبم که راحت خوابیده فعلا....
اینم بگم دختره من چن ماهه فقط روزا یه بار موقع خواب شیر کوتاه میخورد یه بارم شب موقع خواب ولی دم صبم همیشه بیدار میشد میخورد من فقط شب اول یکم تلخک زدم دیگه هر بار گفت گفتم اییییی شده چندین بار تو روز یادآوری میکنم که یادش بمونه
بعد ما تازه یه هفتس جا ب جا شدیم بهونه خونه قبلیمونو میگیره هنوز عادت نکرده چون تعمیرات داریم خودمم مریضم گفتم زودتر بگیرمش یه بار....تا الان خداروشکر راضیم ولی خوب خییییلی سخته خیلی

پوشک#شیر#گهواره