۸ پاسخ

من هر روز تا بچه خوابه تند تند خونه رو تمیز میکنم همه جا رو دستمال میکشم و‌‌‌‌.....
ولی شب که شوهرم میاد میگه یکم خونه رو جمع جور میکردی

همین صبحی همه جا رو تمیز کردم مثه دسته گل مرتب اما پسرم یه ریز اسباب بازیاش میاره وسط منم انگار وسواس دارم اینجوریم که هیچی دوست ندارم رو کابینت و کف خونه و اتاق باشه همه چی صاف و یکدست و مرتب باید باشن اما خب دیگه دارم رو خودم کار میکنم وقتی می‌خوابه جمع میکنم بیدار میشه باز روز از نو

من له لهم
هر روز تمیزی میکنم حالم بهم میخوره از این کارا
ولی مغزم اروم نمیشه تا خونه تمیز نشه

اول از آشپزخونه و هال شروع کن آروم آروم دستمالکشی و..... من پریودم شدم دخترمم بشدت می‌ریزه ولی خب همیشه تمیزه چون تیکه تیکه تمیز میکنم تمام از استراحت نگذر اصلاااا ولی خب آروم آروم مثلا داری شام درست میکنی کابینتارو دستمال بکش ظرفاتو بشور سیمکو بشور برق بنداز سرامیک تمیز کن در کنار غذا درست کردن آشپزخونه تمیز تمیز میشه
بعدهال
اتفاقا درشو ببنددهر وقت عصابت آروم شد احساس کردی اوکسی تمیز کن خودتو اذیت نکن همه ما ی روزی همین اوضاع رو داشتیم

ای خوااااهر ... اگر هرروز دو بار جارو نکشی خونه تو وضعیتی میشه ک مرغا میتونن سیر شن 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

اگه الان اوکی ک بلند شو ب کارات برس منم وقتایی ک حوصله ندارم و چند روزی دست ب خونه نمی‌زنم بد میگم چیکار کنم ک بلند شم کارامو بکنم بد ب این فکر میکنم ک مثلاً الان ی دفعه ای ی مهمون بیاد خونمون این مدلی وضع خونه رو ببینه ینی مثل جت بلند میشم 😂😂😂😂 البته بخدا من هفته ای دوبار تمیزی میکنم بد هفته ای ی بار مثل عید تمیزی میکنم اونقدر خونه رو برق میندازم بد دو سه روز دیگه هم فقط جارو برقی و ی مقدار گردگیری

من دیروز مثل دسته گل کردم رفتم خونه مامانم شب اومدم خوابیدیم هیچ شلوغ کاری نداشتیم ولی از صبح تا الان فقط باید ببینی چه وضعی شده خونه ،آشپزخونه تمیزه ولی حال پذیرایی از دست آرسام شبیه جنگل شده 🥲🥲

مامانت بگو بیاد کمک

سوال های مرتبط

مامان آرادکوشولو مامان آرادکوشولو ۴ سالگی
یکم دلدرد کنم شاید اروم شم خواب نمیرم از بس دلم شکسته....😔😔😔😔دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش دیشب خونه آبجیم دعوت بودیم بعد شوهرم رفته بود ی سوسک داده بود دست پسرم و اونم باهاس بچه هارو میترسوند بعد خواستیم بیایم خونه من ب آراد گفتم مامان دیگه کثیفه بندازش دور بریم دستاتو بشوریم مریض میشی هرکار کرد نمیداخت بیرون منم گرفتم ازش و رفتم دستشو شستم و آراد خیلی گریه کرد یدفعه شوهرم جلو همه هرچی رسید بمن گفت ک چرا بچه رو ب گریه انداختی و ازش گرفتی خودم دادمش منم گفتم کارت اشتباهه نباید آیت چیزارو بدی دستش ولی اون خیلی بد رفتار کرد جلو همه واقعا قلبم شکست خیلی ماراحت شدم البته دفعه اولش نیستا همیشه بخاطر آراد هرچی میرسه بمن میگه اگ گریه کنه میگل هیچی نگو بهش ک گریه نکنه انگار من مامانش نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...نیستم مثلا آراد رفته آب گرفته تو خونه و فرشارو خیس کرده میگه ولش کن چیز خاصی نشده ک 😔😔😔نمیدونم دیگه چ کنم ...
مامان محمد جواد🌳🦁 مامان محمد جواد🌳🦁 ۳ سالگی