۱۲ پاسخ

این تابلو چه قشنگه زهرا جون. کجا دادی ساختن؟

بچم چله ای بود تازه خوابیده بود میومدن بیدارش میکردم منم نمیتونستم چیزی بگم میخواستم خفه بشم دیگه بعدش تا نصف شب بداروم بود

من سرهمین که میگفتن گشنشه سیرنمیشه بچم شیرخشکی شد آخه به شما چه
هیچوقت نمی بخشمشون

من واااای دیوونه شدم اونقدر که حوصله ندارم جایی برم

واااای اره بابا زیاده ، آب بده غذا بده شیر بده بچه گشنه ست خوابش میاد

میگم نه الان غذا نمیخواد گشنه نیست میگن نه بابا گشنه ست تو داغ کن بیار ببین میخوره، داغ میکنم نمیخوره ، میگم ببین الکی غذاشو حروم کزدم ، من میدونم کی بچه م گشته ست

منم دارم این مشکلو دختر اونروز مادر بزرگش انگور داده بهش سر و صورتش ریخت بیرون یا دعوا کردم بهش بعدم حیاسیت به پروتئین گاوی داره میخواست بستنی که با شیر گاو درست میشه بده بهش دعوا کردم گفتم از این به بعد بدون اجازه من کوچک ترین چیزی به بچم ندین من مادرشم آخرشم سردردیش برا منو بچمه چون ما عذاب میکشیم به من میگه په هیچی نده بچه قوت نگیره و فلان گفتم ببند واقعا حوصلتو ندارم🥲

وای اره من که پیششون زیادنمیتونم چیزی بگم میریم خونه به شوهره غر میزنم خیلی بده هی میگن این وبده اونو بده ما از ۵ ماهگی غذای سفره به بچه هامون میدادیم لوس بارش نیار حساسیت چیه مد کردین و فلان واقعا اذیتم🤕🤕🤕

وای منم اینجورم دیگه خسته شدم

وااای من شهید شدم تو این قضیه ، وااای بچه رو فلان کن واای بهش اینو بده وااای ، اخه وای و کوفت

من زیادی حساس نیستم اما در کل از همه دورم خودم و شوهرم تنها توی شهر دیگه هستیم هیچکی پیشم نیست که این کارا رو بخواد بکنه

اره تازه میگن بچه رو سوسول میکنی همه چی بده بخوره پوره نکن...

منم این مشکلو دارم😂

سوال های مرتبط