۱۱ پاسخ

عزیزم ماها تا عمر داریم باید باهاشون درارتباط باشیم نمیشه هم قطعش کرد چون بهرحال خانواده همسرمون هستن
بخاطر مشکلات و آسیب هایی که ازشون دیدیم این حس رو حال بهمون دست میده وگرنه چاره ای نیست
جز اینکه اون لحظات فقط بخاطر آرامش خودمون و از بین نرفتن جوونمون همچنین بخاطر احترام به شخص همسرمون باید باحس خوب بریم یا حداقل یه چیزایی رو ببخشیم و فراموش کنیم
درکت میکنم عزیزم میدونم علتش چیه اما خب راهی نیست😊

خواهر من چه حس منفی بازیه بالا بری پایین اونا هم خانواده محسوب میشه
هفته ای یه بار منم پنجشنبه ها میرم میپزیم میخوریم میشوریم یکم فیلم وصحبت تموم میشه
بیخیال باش از زندگیت لذت ببر

منم همین جورم یه رفتار حرف هایی میزنند کلا دوست ندارم ولی مجبورم

عزیزم ببین اگه یک روز خودت هم صاحب زنداداشم بشی این رفتار کنه تو جمع خانوادگی خوشت میاد که داداش عزیزت دور بشه ازتون یا یک روز عروست این حس بهت پیدا کنه .اصلا روی خوبی نداره تو خودت ازیت میکنی تو جمعشون باهاشون بگو بخند برو بیا مگه چی میشه بخوای یا نخوای تو جزو اون خانواده شدی اصلا نمیتونی حذف کنی همسرت راحت میتونه تورو کنار بزاره اونکه زیاده زن ولی پدر مادر هیچ وقت دیگه پیدا نمیشه جاشو کسی نمیتونه بگیره .مثل خودت که همسر پیدا میکنی ولی پدر مادر هرگز

پس به خودت بیا انرژی منفی دور کن خوش بین باش زندگی کن طایفه همسر خوب باشی خوب میشن بد باشی بد میشن اینارو خواهرانه بهت میگم .
من خودم بحدی دوستم دارن که پدر شوهرم بهم میگه مریم گله خواهر شوهرم ببینه نیستم خونه رفتم خونه‌ی مامانم نمیاد میگه یبار مریم بودی میام خونه پدری

هفته ای ی بار که چیزی نیست سعی کن حست و درست کنی منکه سیزده ساله باهاشون زندگی میکنم و قزاره تا آخر عمرم کنارشون باشم

بخاطرزندگی بایدحست ونسبت بهشون عوض کنی

بخاطر اینه که بهشون حس بد داری
حست رو بهشون عوض کن ، برای ارامش خودت

همسراتونم افسردگی میگیرن چه جالب 😬

مجبوری بری خواهر

چاره ای نیس دگ باید تحمل کنی
کمتر بری

اسپند دود بده
چشتون میزنن

سوال های مرتبط

مامان بچهام نبض دلم مامان بچهام نبض دلم ۲ سالگی