۸ پاسخ

خدایی من اصلا نفهمیدم ۹ ماه رو تو ۹ ماه خونمو عوض کردم کلی مسافرت رفتم تا آخرین لحظه خرید میرفتم خدایی به من کیف داد😂

بارداریییم وحشتناک بود
تو دوران ویارم خودمو نفرین میکردم از بس حالم بد بود
هماتوم ، جفت پایین ، نازکی دیواره رحم ، جفت پایین ، سرویکس کوتاه ، استراحت مطلق مطلق ، بستری شدن تو بیمارستان ، آمپول پرژسترون لعنتی ،درد کمر ، انقباضای زود هنگام ، خونریزی و سزارین
وااااییی یادم میاد روانی میشم 🫨

حاملگیم با ویار وحشتناک بود تا آخر تقریبا تهوع رو داشتم تا ۶ بکوب بالا میاوردم بستری هم شدم ولی دوسش داشتم عاشق شکمم بودم .خیلی هم درد پا و کمر داشتم سیاتیک بارداری منو از پا درآورده بود

وای اصلا دلم نمیخواد دیگه اون دوران کوفتی تکرار بشه ..هفت ماه استراحت وقتی میرم خونه مامانم یاد اون دسشویی فرنگی میوفتم حالم بد میشه....بچه آنقدر پایین بود ک نمی‌تونستم بلند بشم.‌امپول های پروژسترون ..شیاف لعنتی.‌‌.اون سرکلاژ ...وای نه دیگه ...حاضرم صدتا بچه بزرگ کنم اما حامله نشم

اتفاقا دوران بارداری من خیلی دوست داشتم خیلی خیلیییی

من با اینکه بارداری سختی داشتم و پراز ویار و ورم بودم ...ولی عاشق ورم پاهام بودم .تپلی بود 😁

من بارداری خیلی راحت بودم همش میخوابیدم میخوردم تو روزای عادی خیلی بد غذام
الان ولی درسته بچم کنارمه اما خواب ندارم

زایمان بارداری هرچی که باشه از بچه داری آسون تره

سوال های مرتبط