۱۱ پاسخ

واییییی دقیقاااااا منم تو این اوضاع گیر کردم دیگ چن روز پیش نکشیدم هرچی گفتن جوابشونو دادم همش گیر میدن اینکارو کن اینکارو نکن

تا خواستن بیان بگو دارم میرم خونه مامانم
چندبار اینجوری بگی خودشون میفهمن دیگه نمیان

الهی شرشون کم بشه هم مال من هم مال تو

منم باهاشون زندگی میکنم فقط دعا میکنم کارام جور بشه برم خونه خودم. خسته شدم ۴ ساله آرامش ندارم .

من دیگ هیچی نگم خواهر
بغل گوشمن وقت و بی وقت میان میرن ن حریم شخصی دارم از دستشون ن زندگی

فک نکنم کسی مثل من از مادرشوهر بکشه الان بیست روزه زایمان کردم ن باخودم حرف زده ن پسرمو بغل گرفته خداازش نگذره انقده ک من زحمتشو کشیدم جواب خوبیم این نبود

وقتی مجبوری ببینیشون تو برو خونشون حداقل کمتر حرص بخوری

منم تصمیم گرفتم نرم ولی اونا میان دیدن بچم😐فقطم در حد دیدن و عروسک بازی گریه میغته من بااید بگیرمش

یوزر بروخونشون ازشون ایراد بگیر از غذا از خونه

بهترین کار اینه هر وقت بهت زنگ زدن گفتن چیکار می‌کنی چخبر بگو دارم آماده میشم مثلاً برم بیرون یا خونه فامیلی چیزی بعد اگه نرفتی بگو جور نشده که بریم مشکل پیش اومده

خدا از اینجور آدما نگذره که آرامشو از آدم میگیرن

سوال های مرتبط

مامان علی جان مامان علی جان ۵ ماهگی
چقدر دلم میخاد با یکی درد دل کنم دلمو خالی کنم🥲 برای مادرم بگم غصمو میخوره نمیگم بهش😔 خیلی خانواده همسرم دخالت میکنن تو بچه داری اذیت میکنن ایراد میگیرن من نمیرم خونشون اعصابم اروم باشه اونا میان هر شب هر شب میان از لحظه ای که وارد میشن میگن چرا شبه لباسا بچه رو بنده بعد میان داخل از لباس بچه ایراد میگیرن اولین چیز مادرشوهرم پوشک بچه رو در میاره پرت میکنه میگه این چیه می‌زاری کهنه بذار شلوار میکنه پا بچه هر جیشی که کرد کهنه و شلوار پرت میکنه یه کهنه شلوار دیگه با یه عالمه لباس و زیر انداز جیشی میزارن رو دستم بعد به لباس بچه گیر میدن به شیشه شیر به پستونک به بالشت بچه ایراد میگیرن آب میدن به بچه میگن دهنش خشکه پودر نزن قطره آ د نده بچم شیرخشکیه مادرشوهرم بزور میگه بده من شیر بهش بدم بچه داره شیر میخوره شیشه رو از دهنش میکشه سر شیشه رو با انگشتاش فشار میده میگه کم ازش شیر میاد دوباره می‌زاره دهن بچه باز دوباره درش میاره با انگشتاش آلودش میکنه می‌زاره دهن بچه پدرشوهرم سنجاقی آورده میگه داغ کنم سر شیشه رو گشادش کنم اذیته هرچی منو همسرم جوابشونو میدیم لج میکنن بدتر میگن شما میخایین یاد ما بدین چی کنیم چی نکنیم بعد این همه بچه بزرگ کردن همین مونده تو یاد ما بدی بدتر لج میکنن چای و میوه ای که کوفت میکنن نمیزارن تو آشپزخونه حتی نمیخام بشورن سکوت میکنم داغون میشم جواب میدم میگن تو میخای تو این سن و سال بگی چی کن چی نکن دوباره امشب میان 😐 کجا برم راحت بشم 😫😫😫😫



شیردهی زایمان بارداری سزارین طبیعی کولیک نوزاد