واییییی دقیقاااااا منم تو این اوضاع گیر کردم دیگ چن روز پیش نکشیدم هرچی گفتن جوابشونو دادم همش گیر میدن اینکارو کن اینکارو نکن
تا خواستن بیان بگو دارم میرم خونه مامانم
چندبار اینجوری بگی خودشون میفهمن دیگه نمیان
الهی شرشون کم بشه هم مال من هم مال تو
منم باهاشون زندگی میکنم فقط دعا میکنم کارام جور بشه برم خونه خودم. خسته شدم ۴ ساله آرامش ندارم .
من دیگ هیچی نگم خواهر
بغل گوشمن وقت و بی وقت میان میرن ن حریم شخصی دارم از دستشون ن زندگی
فک نکنم کسی مثل من از مادرشوهر بکشه الان بیست روزه زایمان کردم ن باخودم حرف زده ن پسرمو بغل گرفته خداازش نگذره انقده ک من زحمتشو کشیدم جواب خوبیم این نبود
وقتی مجبوری ببینیشون تو برو خونشون حداقل کمتر حرص بخوری
منم تصمیم گرفتم نرم ولی اونا میان دیدن بچم😐فقطم در حد دیدن و عروسک بازی گریه میغته من بااید بگیرمش
یوزر بروخونشون ازشون ایراد بگیر از غذا از خونه
بهترین کار اینه هر وقت بهت زنگ زدن گفتن چیکار میکنی چخبر بگو دارم آماده میشم مثلاً برم بیرون یا خونه فامیلی چیزی بعد اگه نرفتی بگو جور نشده که بریم مشکل پیش اومده
خدا از اینجور آدما نگذره که آرامشو از آدم میگیرن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.