۸ پاسخ

مادرشوهر منم تا میرم پوشک و در میاره میگه بزار باز باشه
ولی خب منم اوایل ناراحت میشدم ولی الان دیگه حساسیتی نشون نمیدم و شل کردم

توقای میبینی اومدن زود بگو از صب باز بود یا بگو از بس بازش گزاشتین پیپیش سبز شده از دکتر پرسیدم گفت بختطر اینکه پهلوهاش سرما خورده نزار

اشتباه من و نکن درست بهشون بگو حالیشون بشه تمام

منم همینطوریم.فک نکن فقط خودتی.منم گیر کردم از دستشون

مادرشوهر من که همش میگفت پسنونک نده بچه هم پیشش بود پستونک نمیداد
قبل بارداری که بابام سیسمونی میخرید
همش میگفت لباس بچه باید برندد باشه منم برند میخرم برای بچتون
الان که اون روز رفته لباس بخره برای بچه از سبد جمع کرده بود همه رو
منم خیلی ناراحت میشدم ولی دیدم با ناراحتی خودمو پیر میکنم
الانم فقط به بچم چسبیدم
اونجاام میرم بچه بغل من آرومه بخواطر اون همش میدن بغل خودم بچمو

وای انقد بدم میاد از آدم فضول
مادر شوهر منم همینطور بود از بس که ایراد میگرفت روانی شده بودم
یه بار بهش گفتم من خودم بهتر از شما میتونم به بچم برسم لطفا در مورد بچم نظر ندین گفتم حالا قهر میکنه دیگه خونمون نمیاد ولی میاد خونمون
ولی اصلا دیگه دخالت نمیکنه 😁

اتفاقا دو روز پیش با پدر شوهرم وارد میدان نبرد شديم 🤨

منم همینم خواهر تنها راهش اینه به بهانه های مختلف ازشون دور باشی

سوال های مرتبط

مامان علی جان مامان علی جان ۶ ماهگی
چقدر دلم میخاد با یکی درد دل کنم دلمو خالی کنم🥲 برای مادرم بگم غصمو میخوره نمیگم بهش😔 خیلی خانواده همسرم دخالت میکنن تو بچه داری اذیت میکنن ایراد میگیرن من نمیرم خونشون اعصابم اروم باشه اونا میان هر شب هر شب میان از لحظه ای که وارد میشن میگن چرا شبه لباسا بچه رو بنده بعد میان داخل از لباس بچه ایراد میگیرن اولین چیز مادرشوهرم پوشک بچه رو در میاره پرت میکنه میگه این چیه می‌زاری کهنه بذار شلوار میکنه پا بچه هر جیشی که کرد کهنه و شلوار پرت میکنه یه کهنه شلوار دیگه با یه عالمه لباس و زیر انداز جیشی میزارن رو دستم بعد به لباس بچه گیر میدن به شیشه شیر به پستونک به بالشت بچه ایراد میگیرن آب میدن به بچه میگن دهنش خشکه پودر نزن قطره آ د نده بچم شیرخشکیه مادرشوهرم بزور میگه بده من شیر بهش بدم بچه داره شیر میخوره شیشه رو از دهنش میکشه سر شیشه رو با انگشتاش فشار میده میگه کم ازش شیر میاد دوباره می‌زاره دهن بچه باز دوباره درش میاره با انگشتاش آلودش میکنه می‌زاره دهن بچه پدرشوهرم سنجاقی آورده میگه داغ کنم سر شیشه رو گشادش کنم اذیته هرچی منو همسرم جوابشونو میدیم لج میکنن بدتر میگن شما میخایین یاد ما بدین چی کنیم چی نکنیم بعد این همه بچه بزرگ کردن همین مونده تو یاد ما بدی بدتر لج میکنن چای و میوه ای که کوفت میکنن نمیزارن تو آشپزخونه حتی نمیخام بشورن سکوت میکنم داغون میشم جواب میدم میگن تو میخای تو این سن و سال بگی چی کن چی نکن دوباره امشب میان 😐 کجا برم راحت بشم 😫😫😫😫



شیردهی زایمان بارداری سزارین طبیعی کولیک نوزاد