۱۳ پاسخ

فقط میدونم اگه ساکت باشی و اعتراض نکنی اوضاع بدتر میشه مخصوصا اگه بچه‌ت بزرگتر بشه میکشن طرف خودشون

هروقت میان مستقیم بگو خستم 'حوصلم ندارم 'برو تو اتاقت بگیر یخواب چندبار بی محلی کنی نمیان

مال منم اصلا نمیان نوه شونو ببینن ناراحت میشم دخترم پنج روزه بود اومدن دیدن و رفتن

اوف خاهر خدا صبرت بده ادم عذاب میکشه

خدا بهت صبر بده مردا هم که همیشه طرفه خانوادشونن شوهر من ک اینجوریه ولی با زبون خوش و مهربونی یه جوری ک شوهرت طرف تو باشه بهش بگو ببین چی میگه

این مشکل تورو منم دارم
واسه همین خیلی سریع از خونه میزنیم بیروت میریم اونجا ک اونا نیان
یه ساعت میشینم برمیگردیم

منم قبلا مث تو بودم شایدم بدتر چون واسه من تو ی ساختمون هستیم بعضی وقتا ساعت هشت صبح هم میومدن مستقیم میرفتن داخل اتاق خوابمون که بچه رو ببینن دیونم کرده بودن چند بار مجبوری دعوای حسابی راه انداختم دیگه خیلی خیلی کمتر میان اونم با ترس

یه مدت تو برو

اوه چقدر سخت🥲🥲🥲

منم همینطور طبقه بالای ما هستن . هر ساعت ک یکیش میخاد بره بیرون ور میزنه میان بچه رو بیدار میکنن میندازن ب جون من بعد میرن . بعد از ظهر ها هم دسته جمعی میان .

واااای خیلی بده 😭😭

چه سخت 🥴🥴🥴🥴

والله من سالی ی بار مادرشوهر از شهرستان میاد ۱۰،۲۰ روز میمونه دیوووووونه میشم

سوال های مرتبط

مامان علی مامان علی ۵ ماهگی
چقدر دلم میخاد با یکی درد دل کنم دلمو خالی کنم🥲 برای مادرم بگم غصمو میخوره نمیگم بهش😔 خیلی خانواده همسرم دخالت میکنن تو بچه داری اذیت میکنن ایراد میگیرن من نمیرم خونشون اعصابم اروم باشه اونا میان هر شب هر شب میان از لحظه ای که وارد میشن میگن چرا شبه لباسا بچه رو بنده بعد میان داخل از لباس بچه ایراد میگیرن اولین چیز مادرشوهرم پوشک بچه رو در میاره پرت میکنه میگه این چیه می‌زاری کهنه بذار شلوار میکنه پا بچه هر جیشی که کرد کهنه و شلوار پرت میکنه یه کهنه شلوار دیگه با یه عالمه لباس و زیر انداز جیشی میزارن رو دستم بعد به لباس بچه گیر میدن به شیشه شیر به پستونک به بالشت بچه ایراد میگیرن آب میدن به بچه میگن دهنش خشکه پودر نزن قطره آ د نده بچم شیرخشکیه مادرشوهرم بزور میگه بده من شیر بهش بدم بچه داره شیر میخوره شیشه رو از دهنش میکشه سر شیشه رو با انگشتاش فشار میده میگه کم ازش شیر میاد دوباره می‌زاره دهن بچه باز دوباره درش میاره با انگشتاش آلودش میکنه می‌زاره دهن بچه پدرشوهرم سنجاقی آورده میگه داغ کنم سر شیشه رو گشادش کنم اذیته هرچی منو همسرم جوابشونو میدیم لج میکنن بدتر میگن شما میخایین یاد ما بدین چی کنیم چی نکنیم بعد این همه بچه بزرگ کردن همین مونده تو یاد ما بدی بدتر لج میکنن چای و میوه ای که کوفت میکنن نمیزارن تو آشپزخونه حتی نمیخام بشورن سکوت میکنم داغون میشم جواب میدم میگن تو میخای تو این سن و سال بگی چی کن چی نکن دوباره امشب میان 😐 کجا برم راحت بشم 😫😫😫😫



شیردهی زایمان بارداری سزارین طبیعی کولیک نوزاد