بیاید یکم حرف بزنیم 🥲اصلا کلافه ام پسرم خیلی زیاد وابسته شده بهم اصلا یه اخلاقایی پیدا کرده نمی‌دونم چرا بحران دوسالگیه یعنی؟ بشدت دلش میخواد همه کاراشو خودش کنه دسشویی میریم میگه شلوارمو خود در بیارم لامپو خودم روشن کنم درو خودم درو ببندم یعنی اگر همه این کارارو خودمون انجام بدیم با هوار باید همه مراحل از اول طی کنیم آقا خودش مجدد اینکارارو‌انجام بده و رضایت بده 😑نگم از خسیس بازیاش انقدد دستو دلباز بود بچم ک حس میکنم چشم خورد🥴 هرچی میخاد باید بهش بدیم غذای منو میخاد همش سر سفره بستنی یا هر خوردنی باشه بایدد برا منو بگیره اصلا به طرز عجیبی روانیم کرده😤حالا همه اینا ب کنار با وابستگی بیش از حدش چیکار کنم تازگیا موقع خواب شبا باید دوتا دستامو بغل کنه بخوابه 😐🙆🏻‍♀️ شبا ک بیدار میشه با گریه دنبالم میگرده تو تاریکی میاد رو دستم یا سینم سرشو میزاره می‌خوابه دوست داره چسب باشه بهم هی میگه بغلم کن وسط کارام خونه مامانم خیلی میموند جایی میرفتم تازگیا همونم نمی‌مونه دسشویی و حمام چیه باید در باز باشه یا باهام بیاد😫 یعنی افتضاح از این وضعیت داغونم 🤦🏻‍♀️دیشب سر گاز بودم غذا آماده میکردم ب همسرم گفتم تو برو تو دستشویی بشورش نذاشت😐میگه فقط مامانم 🙆🏻‍♀️غذا فقط از دست من میخاد خلاصه هرجا من باشم اینم هست خیلی وابسته شده و این افراطی شدنش داره نگرانم می‌کنه میترسم ادامه دار بشه و بدتر بنظرتون چیکار کنم بهتر بشه قبلا ب مامانم ام وابسته بود میموند پیشش الان اصلا شاید با زور و گریه یکساعت بمونه خونه مادر شوهرم ک اصلا اسمشو نیارم بهتره جلو در کفشاشم در نمیاره🤦🏻‍♀️
به شکل اسفناکی خستم از مادری نمی‌دونم درک میکنید یا نه از همه چیز خستم 🙆🏻‍♀️😂

تصویر
۱۲ پاسخ

اشکال نداره حساسش نکن احتمالا ی اتفاقی افتاده یا ی فیلمی دیده یا ی چیزی شده ترسیده احساس امنیت نمیکنه
یا میترسه از دستت بده
طبیعی از سه به بعد طبیعی نیست چون سه ب بعد مهد میرن ب قبلش عیب نداره

فکر کن اینارو من نوشتم مخاطب هم دخترمه
با تک تک سلول های بدنم درکت میکنم
بیا بغلم‌گریه کنیم چون خودم دارم زار میزنم بحال خودم الان

خیلی خوبه ک مستقله و این استقلال رو دوس داره

آخی عزیزم حداقلش اینه میدونه تو این دوره گذرا مامان مهربونی مثل شما داره که هر لحظه حواسش بهش هست و راهنماییش میکنه.
ولی درمورد آقا پسرت خیلی خوبه که خودش خودکار داره مهارت مستقل شدن رو یاد میگیره بهش بها بده و بزار کاراشد خودش بکنه و اگر اشتباه انجام داد یه وقت تو ذوقش نزنی و درستش رو یاد بده
وابستگی هم طبیعیه تو این دوره و امنیتش رو با وجود شما تامین میکنه سعی کن بیشتر پارک ببری که خیلی وابسته ت نشه یعنی تایم دوتایی تون کمتر شه و مفید. سعی کن یه تایمی رو با باباش بگذرونه که همه مسئولیت ها گردن شما نیوفته و اذیت نشی
درمورد زیاده خواهی کنار سفره و خوراکی ها. هر چی میگه رو انجام ندین گاهی مخالفت کردن روباید یاد بگیره و بدونه قرار نیست همه چیز براش مهیا باشه.

سلام عزیزم نوشته بودید پاکشوما ظرفشویی دارید راضی هستید ازش صدا نمی‌ده ؟ خوب تمیز میشوره؟

حالم خوب شد پیامتو دیدم. فکر کردم بچه من فقط اینجوری شده که بم میچسبه و بعد این همه احساس امنیت و کوفت و اینا یه چیزی شده که خرابش کردم. چون بچه من اصلا اینجوری نبود، جدیدا اینقدر میچسبه بهم. هیچ اتفاق خاصیم نیفتاده

ببرش مهد کودک. خیلی بهتر میشه

وای مهرسام هم دقیقا همینه
همه کار میخاد بکنه طرف بشوره غذا درست کنه
دست به همچی بزنه

پسر منو توصیف کردی خواهر 😭

عزیزم دقیقا پسر منم همینه حالا به همه ی اینا اینم اضافه کن روزی پنج شش هزار بار اسمم صدا میکنه حتی خوابم صدام مبکنه انقد جوابشو دادم روانی شدم منم خستم خسته از آدم بودن...‌‌.

وای انگار پسر منو توصیف کردی
امروز کلاس مادر و کودک بودیم از بغل من جممممم نخورد

همدردیم🫂🥺

سوال های مرتبط

مامان حسنا مامان حسنا ۲ سالگی
سلام مامانایی که بچه شون همسن دختر من هستن لجباز هستن؟
دختر من نمیدونم چرا یه مدته اینجوری شده همش لج داره خودش رو میکوبه در دیوار باهیچکس نمیسازه
دیروز پایین خونه مادرشوهرم اینا بودیم مادرشوهرم یه چیز گفت برگشت زدش بعد رفتیم خونه مامانم اینا با اونام دعوا میکرد
سرهمه چیز گیر میده پیرهنت رو چرا درآوردی بپوشش، به مامانم ومادرشوهرم میگه اینور نیا اونجا نرو دست نزن
نمیدونم این از اقتضای سنشه یا مشکلی هست شبا چند بار از خواب بیدار میشه بغلش میکنم میخوابه
من وهمسرم تقریبا آرومیم تو خونه بندرت پیش میاد عصبی بشیم
مامانم میگه این چرا اینجوریه شاید چشم خورده
مادر شوهرم میگه حتما تو عصبی هستی باهاش دعوا میکنی یه چیز بهش میگه کلا همه رو از چشم من میبینه درصورتی که من همش نازش میدم با محبت باهاش رفتار میکنم
یکی از فامیلامون میگه زیاد بهش بها میرین بخاطر همونه
موندم چیکار کنم ِغذاخوردن هم که افتضاح نه صبحونه میخوره نه ناهارشامم فقط یه لقمه کوچیک نون خالی وبعدش شیر وخرما دادم بهش
#فرزند_پروری
#تربیت
#غذا
مامان جوجه طلایی مامان جوجه طلایی ۲ سالگی
چیکارکردین بدغذاییه بچتون خوب شده.مثلا سیب زمینی سرخ میکنم نگا میکنه بهشون یکم برشته باشه میگه این ن یکم زرد باشه میگه این ن . گوشت باشه دور میندازه مرغ باشه در میاره از تو غذا پیازو نگینی خیلییی ریز کنم باز ایراد میگیره میگه سالاد بده کاهو هارو یکی یکی میزنه ب چنگال چک میکنه شاید نهایت دو دونه بخوره. گوجه میبینه حالش بد میشه .لب ب میوهه نمیزنه از پنیر و خامه و اینا متنفره. حس میکنم مغزم میخواد از جاش دربیاد .یه دوره لیکو مولتی دادم ک دکترش نوشت،یه دوره سانستول پلاس زینک دادم دیروز تموم شد. بخدا دریغ از ذره ای اشتها ،یبار نشده بگه غذا بیار . همش ن میگه همش باید ب زور بدم .از همه بدتر هیچ کس کمکم نیس و من واقعا عصبی ام جوری ک همش اشکم بی اختیار می ریزه
از عادت های جدیدو بدتر بخوام بگم :چسبه بهم ،مدام درحال نالیدنه از همه چی،ایراد گرفتن از همه چی،گریه های الکی، قهر الکی، مامانم یکساعت بردش .زنگ زده میگه خدا صبرو توانتو زیاد کنه دقمون داد
مامان اقاایمان👶 مامان اقاایمان👶 ۲ سالگی
سلام خانما خواهشا راهنمایی کنین دیگه من رد دادم🤦🏻‍♀️
الان حدود دوهفته هست پسرم همش بهونه های الکی میگیره مثلا صبح بلند میشه گاهی اوقات با گریه هر چی میگم چی میخای فقط گریه بغلش کنم نازش کنم باهاش حرف بزنم بدتر میکنه جیع و گریه اش رو..باباش بنده خدا ۳ از سرکار میاد ناهار ک اولش نمیزاره بیارم با هزار ناز و ادا سفره رو پهن میکنم بعد گریه میکنه ک نخورین بابا نخوره مامان هم نخوره باید یواشکی شوهرم بخوره بره باز سرگرمش کنه که من بخورم🤦🏻‍♀️ یا خودش میگه بریم بیرون حاضر میشیم بریم میگه من نمیام ..حالا الانا دیگه مخم نمی‌کشه ب شوهرم میگم نمیاد ولش کن بیا ما بریم درو می‌بندیم میریم میگه منم میام خلاصه میبرمش اومدنی باز داستان داریم از خونه طرف باشیم نمیاد همین داستانا رو داریم تو ماشین هم بریم دور بزنیم بعد که میرسیم خونه میگه نمیام از ماشین نمیاد پایین من که حوصلم‌نمیکشه میرم خونه...باز شوهرم درماشینو میبنده خودش میره پشت ماشین که فک کنه کسی نیست بعد پسرم صدا میزنه بابا بابا ...که بیاد پایین....الانم بالشت و پتو وسط خونه میگه جمع نکن میگم باشه صبحونه آوردم بخورم از ساعت ۱۰ میگه تو نخور گفتم باشه حالا میخام جمع کنم گریه میکنه جمع نکن🤦🏻‍♀️بخدا دیگه صبرم تموم شده اصلا این بچه با اسباب بازی هاش بازی نمیکنه فقط دنبال منه🤦🏻‍♀️ دیروز اینقد دعواش کردم و حتی زدمش 😔 روانشناس اینستا دیدم میگه با یه جیز سرشو گرم کنین بخدا سرشو گرم میکنم یه لحظه برمیگرده باز یادش میاد گریه و جیغ که چرا مثلا فلان کارو کردی🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️دیگه رد دادم ...چکار کنم بجه های شماهم همینن یا نه ؟