۸ پاسخ

دقیقا همینطوره من برا معاینه رفتم گفتن دوسانت بازی به زور بستری کردن پدرم درومد ..ولی برای پسرم صبر کردم شاید باورتون نشه اصلا درد نداشتم فقط یه حس فشار بود که بیشتر میشد رفتم بیمارستان یکساعت بعد زایمان کردم بدون درد هنوز هنگم

من کلا قرار بود با امپول فشار زایمان کنم ولی اصلا امپول روم اثری نداشت حتی ی ذره دهانه رحمم باز نشد

من چهار بار طبیعی زایمان کردم
اولی ۳ و نیم سانت بستری شدم با درد خودم
دومی ۶ سانت
سومی ۴ سانت
چهارمی ۵ سانت
یعنی سر همه با درد خودم بستری شدم
همه ام زود بدنیا اومدن زیر دو ساعت زایمان میکردم
چون دردام زیاد بود که میرفتم بیمارستان

فعالیت زیاد
پیاده روی
رابطه بدون جلوگیری
جارو نپتون کشیدن
خیلی کمک می‌کنه به زایمان راحت

اتفاقا برای من برعکس این چیزی که میگی شد

من ۲۸ ام تاریخ زایمانم بود ( طبیعی بودم ۴۰ هفته پر شده بود )
ولی درد نداشتم در حد خیلی کم بود

تا اینکه رفتم معاینم کردن گفتن دهانه رحمت کلا بستس ، ولی میخوای با امپول زایمان کن چون تاریخ برای امروزه
تا اینکه دکترم اومد خودش معاینه کرد
گفت دهانه رحمت بستس برو خونتون
ولی من گفتم دکتر من اومدم بیمارستان برای زایمان و هر کاری میخوای بکن تا من بزائم 😄
خلاصه دکترم به زور قبول کرد تا زایمان کنم و منو نفرستاد خونه
خیلی خیلی خیلی از بیمارستان و دکترم راضی بودم . دکترم دلسوز و مهربون بود

من گلاب به روتون شب اسهال شده بودم تا ساعت ۶ صبح تحمل کردم ساعت ۶ دیگه با آقام رفتیم بیمارستان جمعه بود شانس من دکترم نبود تعطیل بود ۳۶ هفته بودم تا رفتم دراز کشیدم معاینه کنن گفتن خانوم بچت با پا هست داری زایمان میکنی سریع بردن اتاق عمل و تمام اصلا درد متوجه نشدم ولی استراحت مطلق بودم از اول و احتمال زایمان زودرس داشتم و برام پساری گذاشته بودن من اصلا در زایمان متوجه نشدم فکر میکردم اسهال شدم ویروس گرفتم نگو از علائم زایمان بوده 😂😂

سلام خانمی ایشالا این سری زایمانت راحت تر باشه‌ و به خوشی نی نی تو بغل کنی منم از رو تجربه زایمانم که زود رفتم و نشد برگشتم بعد یه هفته زایمان کردم و بنا به گفته دکترم بهت میگم هروقت فاصله دردهات منظم شد مثلا هر ده دیقه اینا درد اومد سراغت و بعد ول کرد ده دیقه بعد باز درد داشتی اینجوری میفهمی درد کاذب نیس و واقعا وقت زایمانته نه خیلی زود برو نه هم خیلی دیر ولی همون ده دیقه یبار تقریبا ۵ سانت دهانه باز شده بقیش بسته به تحمل خودته که چقد بتونی تو خونت تحمل کنی

وای منم کیسه آبم پکید رفتم بیمارستان از ترس پدرمو درآوردن

من کیسه ابم پاره شد ساعته 4صبح ترسیدم رفتم بیمارستان بعد از کلی درد بلاخره راضی شدن ساعته یک شب سزارین کنن فقط خداروشکر کردم سالم از اون بیمارستان اومدم بیرون ،بیمارستان دولتی بود

سوال های مرتبط