۱۱ پاسخ

من شب ها اتاقم دو نصف میشه اینجوری که وسط خونه گهواره اش و میزو همه چیزو میچینم میشه یه مرز بلند و سفت که خودمم نمیتونم بهم بریزمش بعد روشون یه دور پتو میندازم این طرفش خودمون سه تا میخابیم از مرز نمیتونم بره اون طرف تر قبلا صبح بیدار میشدم میدیدم اریا نیست رفته نزدیک پله یا سراغ یه چیز خطری دیگه دیگه اینجوری مرز کشیدم خیالم راحته ۴ صبح پا میشه هر کاری میکنه نمیتونه از مرز رد بشه گریه میکنه منم بیدار میشم دیگع

ماام توپذیرایی خوابیدیم با اجازتون😐 چون پسر منم وسط خواب یهو بلند میشه و میخواد چهار دست و پا راه بره که من سریع میگیرمش و دوباره کنار خودم میخابونمش

پسر منم همین بود. یه مدت جوری دورش پشتی چیدم که تکون نتونه بخوره. از سرش افتاد، پشتی‌ها رو برداشتم.

چند وقت پیش تو اینستا یه پست دیدم از مادری که شب شوهرش شیفت بود با بچه هاش خونه خواب بود دزد میاد پسر ۹ ماهشو میدزده و الان حدود ۱۸ سال گذشته هنوز پیداش نکرده من بعد این داستان خیلی تو فکر بودم دم دمای صبح بلند شدم دیدم دخترم کنارم نیست یه جوری به لرز افتادم خر خر میکردم از ترس نگو این بیدار شده بود شوهرم بردش تو اتاق خودشم کنار دخترم که من خسته ام بیدار نشم تا جیغ کشیدم شوهرم اومد دیگه تا برام اب قند آورد و گفت دلانا تو اتاق پیش منه یه دور سکته زدم🤣باز الان پیام شمارو دیدم این به راه رفتن بیفته فکر کنم من کلا بمیرم🤣

من یه شب پاشدم دیدم دخترم نیست😫یعنی سکته زدم فقط برا خودش رفته بود زیر میز خوابیده بود قشنگ سکته کردم تا چند روز ترس تو جونم بود😭

کنارش یه چیزی مث جغجغه بذار ک اگه رفت متوجه بشید

ماهم پذیرایی خوابییم ،مثل قدیمی ها یه چی ببند به پاس با دست خودت

دختر من از اول بد میخوابید.از سه‌ماهگی غلت زد و‌ کلا برمیگرده رو شکم.همیشه رو‌زمین میخوابیم😬الانم ک شبا بغل من خوابش میبره ولی صبح از اینور اونور پیداش میکنیم🤣

منم یکی دوبار همین پیش اومده برام هیچی همین دورش قشنگ عین سنگر ببیند تا وروجک نره وآگاه بخواب همین.تا وروجک ها بزرگ شن ماهم اومدیم پذیرایی 😖😩

اینجوری میرن چند قدم اونور تر میخوابن نگرانی نداره ک
دختر منم وسط خوابش بلند میشه میشینه با چشمای پف کرده اطرافشو نگاه میکنه
دندونام میره براش ک برم گازش بگیرم😬

😐من شب پاشم ببینم پسری نیس ک سکته میکنم😐😐😐😐😐😐

سوال های مرتبط