مامان شاهان مامان شاهان ۱۶ ماهگی
اخه چراااا این پسر اینقدر با محبته میمیرم براش نمیدونم چرا ولی راذمان برام یه چیز دیگه اس من دوتا پسر دارم هردوشونم دوست دارم خیلی هردوشون هم جیگر گوشه هامن هرکی میبینه میگه شاهان خیلی دوست داری بیشتر از رادمان؟ چون میبینن که من به بچه کوچیک اهمیت میدم این فکر میکنن اما برعکس درسته شاهان خیلی میخوام و هرکدوم رو یجوری دوست دارم اما راجب رادمان نمیتونم واقع مقایسه کنم این بچه تو این 8 سال زندگی غمخوارم بود تو شادیام خندید تو ناراحتیام اشکام پاک کرد همیشه حمایتم میکنه پیش همه و همچتین پدرش اگه مثلا شوهرم قربپن صدقه اش بره میگه بابا پس مامان چی؟ اول اون اگه شوهرم داد بزنه پسرم میگه مادرمه سرش داد نزن حتی ب شوخی و من حس میکنم گاهی خیلی بهش ظلم میکنم الکی گیر میدم اونم از سر خستگی و لجباری خودش من از کوره در میرم و احساس گناه میکنم اماااا این بچه بازم حامی منه و نگرانمه همیشه یه اخ بگم اونم دردش میگیره الهی دردش بجونم خیلی با محبته همش میگم فکر نکنم شاهان اصلا نمیتونم چجوری بگم یا بیان کنم که حسم به رادمان چجوریه از چشاش مهربونی میباره بچه ام شاهان هم ایشالا بزرگتر بشه مثل داداشش بشه اما باز میگم رادمان مادر غمخوارم رفیقم کسی که همیشه پای دردو دلام مینشست از بچگی چیزی نمیفهمید اما من براش تعریف میکردم و اون گوش میداد شاید چون همیشه عصبی هستم دیگران فکر کنن من پسر بزرگمو دوست ندارم اما واقعا اینطور نیس حس بین من و اون قوی تر از این حرفاست هم خودش و هم من بهتر میدونیم
مامان مامان امیرعلی مامان مامان امیرعلی ۲ سالگی