مامان سهیل مامان سهیل ۱ سالگی
مامان عسلچه مامان عسلچه ۱ سالگی
چقدر مردم منتظرن یه حرفی بزنی تا سریع قضاوتت کنن
خواهر شوهرم با شوهرش دعوا کرده شوهرش بهش خیانت کرده
از خونه رفته همه وسایل هاشو جم کرده برای خودش خونه گرفته خلاصه خونه شوهرشو لخت کرده😂
شوهرشم داشتیم غذا میخوردیم زنگ زد به شوهرم گفت آبجیت همچین کاری کرده منم دیگه طبیعه باخبر بشم چون باهم تو یه خونه زندگی می‌کنیم بخان طلاقم بگیرن میان خونه ما چون خواهر شوهرم نمیخاد آدرس خونه جدیدشو به کسی بگه
خلاصه یه چنتا حرفی در باره شوهرش زده بود شوهرمم تو همه چیز از من مشورت میگیره منم همیشه براش راه درست نشون میدم تو این مواردم همش طرف خواهرشومم چون یک زنم درکش میکنم چی میکشه
ولی اون همش یه روی بدجنسی داره که میخاد مثلا من خبردار نشم وگرنه تو فامیل کسی نیست که ازین موضوع باخبر نباشه همه خبر دارن منم چون نگران بودم از شوهرم پرسیدم خواهرت چیکار کرد اونم پیام هارو نشون داد بعد فکر کرده بخاطر شوهرش میگه پیام هارو پاک کن شوهرم ازین حرفای خاله زنکی چیزی سرش نمیشه که بفهمه منظور خواهرش از پاک کردن پیام چی بود حالا چیزی مخفی ام نبود میگم که میخان طلاق بگیرن
حالا شما چرا ندونسته قضاوت میکنید؟
حالا من که نگفتم گریه کنم وای خواهرشوهرم اینجوری گفته فعلان گفته ازمن مخفی کاری میکنن😐😐
خواهر شوهرم همیشه از شوهرم پول میخاد بعد بهش میگه پیاممو پاک کن یا به آبجی دیگش میخاد یه چیزی بخره از شوهرم پول میگیره بعدش میگیه پیام هارو پاک کن صدبار دیدم تو واتساپ یه چیزی ازش خاسته بعد پیام های خودشو حذف کرده بنظر شما کاری درستی میکنه؟
شما قبول دارید شوهرتون از شما مخفی به مامان یا خواهرش پول بفرسته به شما هیچی نگه حالاکه من هیچ کاری ندارم خجالت میکشم بهش بگم پول نده
پس چرا میگه پاک کن
مامان همچو ماه مامان همچو ماه ۲ سالگی
چقدررررر مادر شدن سخته
گاهی وقتا با خودم میگم دیگه هیچ وقت بچه نمیارم ن به خاطر سختی و اذیت شدنم ن به خاطر دل خودم من واقعا دلشو ندارم نمیتونم اینقدر استرس تحمل کنم نمیتونم اینقدر نگران صد چیز باشم
نمیتونم مریضی و بیحالی بچه رو ببینم
نمیتونم ببینم یکی به بچم بگه بالا چشن ابروعه
حس میکنم این بچها منو دیوونه میکنن
کاش میتونستم یذره بیخیال باشم
این دل لامصبو چکار کنم اخه ک به هر چیز مسخره و ترسناکی فکر میکنه
هر جا برم تو جمع نمیشینم مدادم دنبال بچها هستم یهو چیزیشون نشه برا همین تو خونه موندم رو ترجیح میدم
دوروزه بچهام مریضن ینی شدم شمرررر
خونه ک ترکیده، اخلاقم با شوهرم صفرررر، مدادم استرس و خودخوری میکنم
فردا میخام ازشون آزمایش چکاب کامل بگیرم تا ازمایش بدن و جوابش بیاد من پیر میشم
چون ک لاغرن هر دوتاشون
دوروزه هم فقط تب دارن بدون هیچ‌علائمی دوبار بردم دکتر ولی انگار ن انگار
غذا خوردنشون بد نیست ولی لاغرن، حس میکنم پسرم رنگ و روش زرده
شبا دندون قروچه داره
دخترم ک اولین باره میخاد ازمایش بده
پسرمم هم سه سال پیش ازمایش داد
خب مامانا باید صبح قبل صبحانه ببرمشون برا آزمایش یا بعد از ظهر؟!