مامان حسن ۴ سالگی
۱ پاسخ
آواتار مامان امیر حسام مامان امیر حسام امیر حسام ۴ سالگی
مطمئنا پسرتون دوست داره با شما بازی کنه و وقتی می بینه شما باهاش همراه نیستین ، بهانه گیری میکنه
مامان حسن ۴ سالگی
۳ پاسخ
آواتار مامان هخامنش مامان هخامنش هخامنش ۴ سالگی
چون به خواسته هاش توجه نمیکنید
آواتار مامان محمدپارسا مامان محمدپارسا محمدپارسا ۴ سالگی
سلام عزیزم.پسر منم همینطوری بود .اول که مهد گذاشتم خیلی گریه میکرد.ولی الان خودکار ساعت 7بلند میشه بره مهد.
اولش سخته و با تایم کم و حتما صبر و حوصله داشته باشید .از کوره در نرید و حتما هر روز به مهد ببریدش.و تو مهد باشید ولی تو حیاط یا دفتر مدیر
سعی کنید به شکایتاش و گریه هاش اهمیت ندید.و بگید اینجا باید مشکلشو به خاله مهد بگه .شما نمیتونید اینجا کاری کنید.
به مرور حضورتونو تو مهد کمرنگ کنید و تایم رو طولانی تر.اگه تونستید هدیه کوچیک براش بگیرید که مربی از طرف فرشته مهربون بهش بده به خاطر بودنش توی مهد و بازی با بچه ها.
مامان محمدجوادبهدادی ۴ سالگی
۲ پاسخ
آواتار مامان مجتبی مامان مجتبی مجتبی ۴ سالگی
سلام پسرمن خیلی باخواهر بزرگترش دعواوناسازگار است چه کارکنم
مامان ماندانا ۵ سالگی
۱ پاسخ
آواتار مامان مژگان سادت مامان مژگان سادت مژگان سادت ۵ سالگی
پسر منم یک سالش که بود بینهایت شلوغ بود اونقد راه میرفت شبها پادرد میشد بعد جلوه خونمون شن خالی کردیم روهمونه بازی مکرد العان یکم بهتره شده
آواتار مامان نورا مامان نورا نورا ۱۱ ماهگی
عزیزم‌احتمالا یه وقتایی ک خواسته حرف بزنه تو حرفش زدین و بهش گفتین ک ساکت بمونه.یا شاید بخاطر کاری اونو تنبیه کردین و میترسه.ب این حالت میگن لکنت زبان.ک از روی ترس ب وجود میاد.زمانیکه یه حرفو چندبار تکرار میکنه بهش توجه کن و بالحن خوب کمکش کن ک حرفشو بزنه.
هرچقدر تو حرف بچه ها بپریم و اجازه ندیم اونا حرف بزنن این باعث میشه حرفا و کلماتو از ترس فراموش کنن و واسه گفتنش واهمه داشته باشن
آواتار مامان حلما مامان حلما حلما ۴ سالگی
سلام مامان زینب دختر منم اینجوری زیاد سخت نگیر بزار فکرش باز بشه بزار همه چیز روخراب کنه یاکثیف کنه بعد دوباره تمیزش کن
آواتار بابای آیه بابای آیه آیه ۴ سالگی
بهترین مشاور دکتر کودک شماست. دختر ما هم آپتامیل اچ آ میخورد و گاهی که نفخ داشت از قطره کولیک ای زی استفاده میکردیم. اما بهترین کار مشورت با دکتر هست.