مامان لیانا🩷محمدم🩵 مامان لیانا🩷محمدم🩵 ۳ سالگی
مجرد که بودم هیچ وقت ۲۰ سالگی اینطور تصور نمیکردم 🥲
با دوتا بچه پشت سر هم ،بارداری سومم شوهری که به دوست داشتنش وفادار بودنش شک دارم 🫠 مادر من یه سری مشکلات داره که نمیتونم باز کنم طولانی میشه ولی نمیتونه به من خیلی کمک کنه اکثرا میدونید من زیرزمین خونه پدرشوهرم میشینم مادرشوهرم خیلی سرحال جون هست کمکم که اصلا نمیکنه فقط سعی داره منو زمین بزنه 🥲 آخه چرا من آنقدر باید دست تنها باشم🫠همیشه سعی می‌کردم از کار خونه از کار شخصی خودم از بچه هام بزنم تا یکم بیشتر انرژی داشته باشمو انقد زود شکسته نشم
و حالا تصمیم گرفتم از خودم کاملا بزنم کل وقت انرژیمو بزارم اول کسی آرامشم بهم نزنه بعد تا میتونم با بچه هام بازی کنم برا تربیتشون وقت بزارم شبا بیدار بمونم کار خونه انجام بدم صبح زود بیدار شم درسمو بخونم نمیدونم این روند پیش برم تا کی میتونم سرپا بمونم ولی تلاشم اینه هرچند سال که با این برنامه بتونم زندگی کنم بچه هام یکم بزرگتر شده باشن یه خاطره خوب از بچگیشون داشته باشن نگران آیندشون نباشم 🥲🫠😔
انشاالله خدا کمک همه مادر ها باشه
مواظب بچه هامون