۴ پاسخ

سلام
متن رو خوندم فک کردم مغزه منو خوندی و نوشتی تو تاپیکت💔

یوقتا بزار صدمه ببینه اونوقت راه درست و از غلط تشخیص میده
پسرم دائم دست میزد به بخاری میگفتم داغه میسوزی و ....
تایه روز که هوا سرد بود و بخاری زیاد،دست زد و سوخت تاالان که الانه هرجابریم سمت بخاری نمیره

همش که ما مواظبشون نباید باشیم تو جاهای حساس مواظب باش نه همش

یکم از حساسیت ها کم کن دربزرگسالی میتونه ارتباط والد و فرزند رو خدشه دار کنه این برخورد

سوال های مرتبط

مامان امیرحسن🐥 مامان امیرحسن🐥 ۳ سالگی
سلام مامانا خوبین؟
کیا الان یدونه بچه حدودای سه چهار سال دارن و دومیو میخوان ولی موندن بین اینکه بیارن یا نه از طرفی میترسن از طرفی هم دلشون نمیاد بدونه بچه داشته باشن؟
من خیلی اینطوریم موندم بین چند راهیه عجیب غریب از یه طرف خیلی دلم میخواد دومیو بیارم به خاطر اینکه پسرم تنها نمونه از یه طرف ترسا و استرسای عجیب غریب نمیزاره😢
و اینم بگم زایمانم خیلی سخت بود بعدشم افسردگی گرفتم خیلی که هنوزم یکم دارم افسردگی
و الانم همش میگم اوضاع یکم خوب شده امیرحسن از اب و گل در اومده دوباره خودمو دستی دستی بندازم تو چاله؟
از یه طرفم حتما دلم میخواد دومیو بیارم هم دوست دارم دختر داشته باشم هم دوست ندارم اصلا پسرم تنها بمونه از یه طرف دوست دارم برم سرکار از یه طرف میگم برا همین یدونم مامان خوبی نیستم چه برسه به دومی…😔
از یه طرفم عذاب وجدان شدید میگیرم و میگم چرا توکل نمیکنی به خدا و خیالت راحت باشه و حس میکنم ادم بدیم😢
شماها ازین فکرا تو سرتون میاد؟تصمیمتون چیه؟