ی تجربه اونایی ک هنوز واکسن 18 ماهگیه بچشون رو نزدن حتما حتما چشم بچه شون رو بگیرن. بچه ها تو این سن باهوش شدن مثل یکسالگیشون نیستن. هانا واقعا شوکه شد وقتی آقاهه واکسنشو زد. کسی ب دخترم گمتر از گل نمیگه اول کلی خوشحال بود وقتی آقاهه واکسنشو زد دخترم فکر میکرد طرف داره بهش آزار میرسونه و واقعا اون لحظه دلم میخاست بمیرم. ی بغضی کرد و چشماش پر از اشک شد ک دیگه تحملش خیلی برام سخت بود. فقط ب من نگاه کرد و متعجب بود ک چرا دارم همکاری میکنم و جلوی اون آقاهه رو نمیگیرم. خیلی خیلی ناراحتم تجربه خیلی بدی شد برای دخترم ضربه ای ک ب روحش خورد برای من ب شدت دردناک بود من الان چند روزه بابت اینکه جلوی چشمش رو نگرفتم دارم خودخوری میکنم شما این اشتباه رو نکنید. و اشتباه دومم این بود ک دو روز بعدش بردم آرایشگاه و اونم اتفاقا آقا بود و اونجا هم دخترم ترسیده بود و فقط بغض بود دوتا شوک پشت هم 😔کاش یکی بهم یاد میداد ک باید چشمشو بگیرم تا نبینه

۱۴ پاسخ

ممنونم ک گفتی🙏🏻🙂

عزیزم🥺🥺

عزیزمممم🥲🥲🥲
واقعا چقد سخته واکسن . خوب بود گفتی
وای منم دلشو ندارم ببرمش خدا خودش کمک کنه😭

عیبی نداره شریفه جان یادش میره
توام تقصیری نداری

اخی عزیزم دختر من اصلا اینجوری شد البته کسی ک واکسن زد خانم بود

منو چی میگی خواهر بزور بردم بچه مو گوش شو سوراخ کنم دخترم اینقدر ترسید اینقدر جیغ میزد من بازم میگفتم نه سوراخ کن ی ساعت طول کشید همش ریسه میرفت از گریه کبود میشد واقعا متاسفم واس خودم هیچ وقت خودمو نمی بخشم چی میشد اگه گوشش سوراخ نباشه همش اطرافیانم میگفتن باید سوراخ کنی دختره دختره چرا گوشش سوراخ نیست آخرم اینقدر اذیت شد با گوشواره درش آوردم سوراخش بسته شد واکسن و خونگیری و آزمایش ک اجباریه ولی من کم عقل خودخواسته این غلطو کردم 😔😔😔😔

۱۸ماهگی واکسن داره؟؟؟؟

الهی بگرررردم 🥲
میفهمم خیلی بده برای ازمایش یکسالگی سامیار آقاهه داشت خون می‌گرفت چشمش رو من و باباش بود با یه نگاه گریه و خواهش و تعجب از اینک داره اذیت میشه و ما کاری نمیکنیم تا چند روز اون نگاهش جلو چشمام بود و بغض میکردم
ب گفته شما من برای ۱۸ماهگی جلو چشمش و گرفتم خیلی بهتر بود
عزیزم باهاش بازی کن هرکاری ک خوشحالش میکنه رو انجام بده فراموش می‌کنه ناراحت نباش

تازه اگه مادرامتوجه عمق فاجعه بشن که واویلاداره
کلاواکسن ازبدوتولدبرای بچه مضره وباعث کم کردن هوش وسیستم دفاعی بچه هامیشه
واکسن طبیعی حجامت و.....یابازی باخاک البته نه خاکی که سگ وگربه توش نجاست کرده باشن

پسره منم قل اول وقتی واکسن زدن بهش بعض کرد لباشو کج کرد اول نگاهم کرد بعد زد زیر گریه بعد باباش ازش میپرسید پات چیشده نشون میداد ب باباش که بووووو شده اما قل دومم اینجور نبود

یاد اون موقعی افتادم که پسرم بستری بود میبردنش رگ گیری با گریه تو چشام نگاه میکرد چرا جلوشونو نمیگیری اون لحظه دلم میخواست بمیرم😭

ممنون که گفتی عزیزم

الهی عزیزم
بعد واکسن چی چجور بود

🫤🫤🫤🫤🫤

الهی بگردمش
دلوین الانم از آمپول میترسه🥺

سوال های مرتبط

مامان یسنا مامان یسنا ۱ سالگی
سلام مامان ها میخواستم از تجربه ی واکسن 18 ماهگی دخترم بگم، قبل از واکسن زدن برای دخترم دو تا عروسک‌ جدید خریدیم،یکی رو با خودم ب بهداشت بردم و یکی رو تو خونه گذاشتم ک وقتی اومدیم خونه بهش دادم،موقع واکسن زدن ب پاش جلو چشماشو گرفتم نزاشتم ببینه ک تو ذهنش نمونه،بعد ک اومدیم خونه شوهرم با دخترم بازی کرد و دخترم راه رفت و دوید،اصلا بهش یاداوری نکردیم ک واکسن زده ب قول گفتنی جیز شدی،بعد رفتم خونه ی مامانم ک اون جا سرش گرم باش،بازی کنه،عصرش با مامانم و دخترم رفتیم بیرون و دخترم همه رو راه اومد،اخراش موقع برگشت ب خونه بغلش کردم،پاش اصلا ورم نکرد و قرمز نشد،چون مواد پخش شد تو پاش،بعد شیر زیاد بهش دادم و زیاد ادرار میکرد،همون موقع بعد واکسن ک اومدیم خونه بهش استامینوفن دادم،ساعت 8شب دادم،ساعت 12 شب، فقط ساعت 10شب و 12:30 شب تب کرد،با اب ملول رو ب گرمی پاشویه اش کردم ،تبش می اومد پایین،کمپرس سرد کمی گذاشتم روی پاش،کمپرس گرم اصلا نزاشتم، ب نظر من خیلی واکسن خوبی بود،دخترم اصلا پا درد نداشت
مامان دلانا❤️آوینا مامان دلانا❤️آوینا ۱ سالگی
من دوران بارداری بدی داشتم همش ب استرس و نگرانی گذشت همش اشک ریختم مخصوصا روزای آخر ک دخترم میخواست دنیا بیاد دقیقا روز زایمانم دختر ۱ سال و نیمم بخاطر عفونت ریه بستری شد بیمارستان ک من وقتی رو تخت بودم فهمیدم میدونستم حالش بده اما ن در حد بستری وقتی من نبودم خیلی آورد بالا بردن دکتر و باباش بستریش کرد وقتی مرخص شدم اومدم خونه دخترم نبود فقط گریه کردم حالم خیلی بد بود نی نی هم درست شیر نمیخورد مدفوعش ی جوری بود و من همش استرس داشتم و نگران بودم نگران هر دو دخترم مرخص شد و نی نی الان خداروشکر بهتر شیر میخوره اما من حسم بهش ی جوریه🥺خدایا منو ببخش مگه میشه آدم بچه خودشو دوس نداشته باشه شوهرم همش دعوا میکنه تو بچمو نمیخوای اگر نمیخوای ازت میگیرمش من دست خودم نیست بخدا انگار فقط دختر بزرگمو دوس دارم همش تو حس حال نوزادی اون زندگی میکنم عکساشو نگاه میکنم حتی نی نی رو با عکسای نوزادی دخترم مقایسه میکنم و میگم چرا نی نی خوشکل نیست چرا اینجوریه چرا دوسش ندارم چرا گریه میکنه ناراحت نمیشم دلم میسوزه براش بچم خیلی مظلومه مامانش هم انگاری دوسش نداره خدا منو لعنت کنه چ مرگمه😭
مامان گل گلی مامان گل گلی ۱ سالگی
سلام مامانا دخترم ۱۸ ماهشه راه نمیره از مبل و اینا میگیره وایمیسته قدم برمی‌داره اما تنهایی انگار اصلا تعادل نداره ک وایسه سریع میفته شل میشه نمیدونم چطور بگم...شربت استئوکر و انواع اقسام ویتامین ها رو دکتر بهش داد واسه وزنش خیلی خوب بود ۵۰۰ گرم تو یک ماه اثر کرد واسه راه رفتن و حرف زدنش هم دارو داد ی مدت دادم باعث شد خیلی بیقراری کنه( داروی سیتی کولین و ال کارنتین ) داده بود ک ادامه ندادم...حالا دکترش میگه ببرش ام ار ای...خیلی میترسم دخترم خیلی باهوشه هرچی میگیم متوجه میشه درک میکنه ولی زیاد حرف نمیزنه آوا سازی میکنه آ میگه(آب) بابا میگه ...چیز خاصی نمیگه...وزنش هم خیلی کمه iugr شده بود کم وزن بدنیا اومد الانم ک ۱۸ ماهشه ۷۸۰۰ این‌است وزنش...شما تجربه ای دارین؟
ی چیزم این ک من حس میکنم پایین تنه ی دخترم ینی از زانو تا پایین خیلی کمتر از جاهای دیگه ی بدنش رشد کرده ینی خیلی لاغره...تا همین چند وقت پیش واسش جوراب میگرفتم اندازش نمیشد چند وقت پیش ی جوراب نوزادی خریدم ب فروشنده گفتم دخترم یک سال و خورده ای سن داره گفت این جورابا واسه نوزاده اندازش نمیشه ها ...آوردم کاملا اندازه بود...آنقدر فکر و خیال کردم دیگه نابود شدم...سونو مغز و نوار مغز و اینا رو هم انجام دادیم سالم بوده خداروشکر....چیکار باید بکنم دیگه؟
مامان مامان عسلکシ❤ مامان مامان عسلکシ❤ ۱ سالگی
تجربم از واکسن 18ماهگی💉👶
هممون از همون بدو تولدو اولین واکسن استرس 18ماهگی رو داریم تقریبا طبیعی هم هست چون همه اکثرا از18ماهگی گفتن...نسبت ب واکسنای دیگه خب سنگینتر ولی از زمانی ک واکسن و میزنید تا وقتی رسما دردو تب شروع بشه یه 4..5ساعت طلایی دارید برای راه بردن بچه چون بعد واکسن و حالا جدااز گریه موقتی ک بابت واکسن تحمل میکنن بعد اون طی این تایم درد و تب ندارن
خونه ک اومدیم کلی بازی سرپایی انجام دادیم بدو بدو رقصیدن طوری ک خودم دیگه پا درد گرفته بودم😄بعد اونم انتخاب مسکن درست برااینکه بچه در وتبش ب حداقل برسه من با شناختی ک از پسرم داشتم شیاف و انتخاب کردم ک واقعا عالی بود من 4ساعت بعد واکسن وقتی خاست بخوابه شیاف استا گذاشتم براش چون طبق تجربه مامانا میدونستم بیدارشه دردو تب شروع میشه ک خوشبختانه با بازی و شیاف بیدارک شد ن درد داشت ن تب کلا دوبار تب کرد طی 2روز دردم ک شکرخدا اصلا ضمن اینکه این دو روز مولتی و اهنم بهش ندادم
خداروشکر سپری شد ی حسن دیگه شیاف اینه ک بچه رو بعدش بی اشتها نمیکنه دیگه همینジ
ان شاالله برا شماهم ک این واکسن و پیش رو دارید راحت بگذره و بچه اذیت نشهシ❤
مامان آنیسا مامان آنیسا ۱ سالگی
❣️تجربه واکسن ۱۸ ماهگی❣️
خب ما شنبه رفتیم برای واکسن
ساعت ۱۱ واکسن زد بچم ۲۰ دیقه داشت گریه میکرد..
خلاصه اومدیم خونه بهش شربت پاراکید دادم همچی خوب بود میدویید بازی میکرد تا ساعت ۳ ظهر ک خابید و ۴ بیدار شد نمیتونست راه بره
رو پا ک وایمیساد گریه میکرد میومد بغلم
داداشم اومد پیشش چشمش ک ب داییش افتاد یکم وضعیت پاش بهتر شد راه میرف بازی میکرد یهو میزد زیر گریه
تبش از ساعت ۴...۴ونیم شروع شد
همینجوری میرف بالا و کنترل نمیشد
۳۸.۵ ۳۹.۵براش شیاف گذاشتم دیگه ساعت ۱۰ونیم ۱۱ شب اما اونم جواب نداد
خوابش برد و همچنان تبش بالا بود
ی رب خابید بیدار شد اصلا حال نداش هی بیدار میشد میخابید بچم
بیدار شد تو لگن اب ریختم با گلاب نشست بغل باباش پاهاشو گذاشتم تو تشت ب باباش شروع کرد ب اب بازی کردن بازم بیحال بود
نیم ساعت همینجوری گذشت تا بلاخره از ۳۹.۵ تازه اومد رو ۳۸.۴
دیگه ساعت ۱ونیم بود ک خابید منم هی تبشو چک میکردم رو همون ۳۸.۳ ۴ پایین نمیومد
لباس هم رکابی و شلوارک تنش کرده بودم هوای خونه هم متعادل بود روش پتو هم ننداختم اما از بدنش حرارت میزد بیرون
ساعت ۳ تایم شربتش بود دادم بهش و کم کم تبش اومد پایین تا دیروز ک کلا تبش قط شد اما لنگ میزد از چشماش مشخص بود بیحاله
این دو روز هم اینجوری گذشت تا بلاخره امروز دیگ تموم شد خداروشکر