۵ پاسخ

همیشه ب شادی گلم
ن بابا بچه من دیروز بیدارشد تاشب
ساعت۱۱ونیم خوابید تا دو بعدبیدارشدن تا۵ونیم گریه میکرد

ما هم دیروز همه خونه مادر شوهرم بودیم همه برادر شوهرا و زن بچه ها دور هم پسرم اصلا نخوابید فقط با پسرعمو دختر عمو هاو دختر عمه اش بازی میکرد شب ساعت ۱۱ برگشتیم درجا خوابید

سلام عزیزم کیک رو از کجا گرفتی

عالی گلم ایشالا همیشه میز شادی بچینی

خیلیم خوب ...میزت هم خیلی قشنگه دستت درد نکنه

سوال های مرتبط

مامان کیهان مامان کیهان ۲ سالگی
شما هم با خواب بچه مشکل دارین؟
.
توی این دوسال و هفت ماه ، خیلی به ندرت پیش اومد که با خواب کیهان به مشکل بخورم ... چند تا نکته که از تجربه ی مامان هامون و مامان های گهواره و به واسطه ی حوزه فعالیتم میدونم و انجام دادم رو براتون آوردم:
بچه ها چون سرعت رشدشون بالاست پس سوخت و سازشون هم بالاست در نتیجه زود زود گرسنه و تشنه میشن پس نیم ساعت قبل از خواب یه غذا یا میوه یا شیر بدین تا قندخونشون در طی خواب تامین باشه. آب قبل از خواب فراموش نشه و یه لیوان هم بالاسرتون باشه چون یکی از علت های گریه نصف شب بچه ها تشنگیه... از نظر کولیک و نفخ و شکم درد هم چکاب ببریدشون که اگر از این نظر ها مشکلی بود بر طرف بشه، ساعت خواب باید بین ۹تا ۱۱ شب شروع بشه و تقریبا نه ساعت خواب شبشون باشه، صفحات رشد در این بازه زمانی بهترین ترشح هورمون و فعالیت رو دارن... تا دو سالگی اصلا احتیاجی نیست حساسیت جای خواب بچه رو داشته باشید و اگر صرفا کودک رو اماده دیدین جاشو جدا کنید... چون استرس های الکی به خودتون و بچه وارد می کنید. بچه هایی که با قصه و لالایی می خوابند بخصوص اگر توسط پدر و مادر تعریف بشه رشد هوشی و خافظه ای بیشتری دارند و دامنه لغاتشون خیلی افزایش پیدا می کنه...
موارد خیلی زیادن اینا چیزهایی بودن که حس کردم مهم تر هستن..
شما هم اگر نکته ای دارین درمورد خواب بگید شاید من یادم رفته باشه یا برام جدید باشه یاد بگیرم.🌷🌷🌷❤️❤️❤️
مامان 💚 sazhin ☘️ مامان 💚 sazhin ☘️ ۳ سالگی
مامان دلوین مامان دلوین ۲ سالگی
سلام شب بخیر مامانهای مهربون خدا قوت🌹
امروز دلوین جان برای اولین بار تولد دعوت شد یک تجربه ی جدید برای خودش بود و یک چالش وتجربه برای من😮‍💨دلوین جان مدتی برای بازی به یک خانه ی بازی میبرم چون ما غریب هستیم وکسی رو تو این شهر نداریم هم از محیط خونه خارج میشه هم با آدمهای جدید معاشرت می‌کنه و خودم هم گاهی یک وقتی برای خودم دارم خلاصه امروز تولد پسر مجموعه بود و دلوین جان هم از چندروز پیش دعوت شده بود منم براش به زبون خودش چطوری که متوجه بشه گفته بودم تولد چجوریه نباید چه کارهایی بکنه یا نکنه کادو هم براش تهیه کردم (سعی کردم قیمت کادو مناسب باشه)عصر رفتیم تولد همه چیز خوب پیش رفت خیلی هم خوش گذشت تا یک دفعه یک نفراون وسط تصمیم گرفت کادوهارو باز کنه (چرا واقعا جایی که چندتا بچه ۲تا۳ونیم سال هستن باید کادو باز بشه) همه ی کادوها باز شد و دلوین هم دست میزد و خیلی بی‌تفاوت بود تا یک دفعه یک کادو باز شد یک دایناسور سبز بود بعد اون وسط مادر بچه آیی که کادو رو آورده بود نمی‌دونم از کجاش یکی مثل اون درآورد و گفت این حباب ساز و اینجور کار می‌کنه و شروع کرد دکمه اون وسیله رو زدن و از دهنش حباب میزد بیرون😳🤔🙄همه ی بچه ها شروع به گریه کردن که بده منم بزنم منم میخوام ودلوین هم شامل میشد خلاصه به دلوین گفتم گریه نکنه چون اگر گریه کنه کلا خریدش کنسله و از اون مادر نمونه پرسیدم از کجا خریده و به سمت مغازه آیی که اون داشت رفتیم و برای دلوین هم خریدم چون نمی‌خواستم از اولین تولد خاطره بدی داشته باشه ولی اینم بگم از اون خانم خیلی حرصم گرفت حالا شما بودید چکار می‌کردید میزاشتید بچه گریه کنه ؟؟ اگر تجربه ی مشابه دارید خوشحال میشم باهم شریک بشیم🥰🥰🥰